تجربه‌ی زایمان سزارین در بیمارستان ولیعصر رشت (بخش دوم)
بعد وارد حالت خلسه شدم. یه بخش‌هایی از اتفاقات بعدی رو به صورت بریده بریده یادمه. مثلا اینکه وارد اتاق ریکاوری شدم، بالاسرم صحبت میکردن، بعد منو وارد بخش کردن، رو تخت جابه‌جام کردن، لرز شدید کرده بودم و روم پتو انداختن.
بعد از حدود ۴ ساعت حس به پاهام برگشت و کم‌کم هوشیارتر شدم. دوستان سعی کنین زیر سرتون بالش نذارین و تا می‌تونین سرتون رو تکون ندین و بلند نکنین. خیلی توی سردرد بعدش تاثیر داره. هر زمان هم که حس پاهاتون برگشت، سعی کنین کمی زانوهاتون رو خم کنین تا کمتر دچار کمردرد بشین.
حدودای ساعت ۵ یا ۶ بود که غذا خوردم و کم‌کم بلند شدم که راه برم‌. راه رفتن بعد از سزارین واقعا جزو سخت‌ترین کارهای دنیاست ولی نگران نباشین دوستان، این هم می‌گذره. اولش خیلی سخته ولی هرچی بیشتر راه برین راحت‌تر میشه.
من یه شب بیمارستان بستری بودم. صبحش خانم دکتر اومدن بالاسرم و بعد از چک کردن نهایی و رفتن به دستشویی اجازه‌ی ترخیص بهم دادن.
در نهایت هم از برخورد کادر درمان بسیار راضی بودم و هم از کار خانم دکتر. اگه سوالی دارین، در اولین فرصت سعی می‌کنم جوابتون رو بدم🌱

۱ پاسخ

سلام عزیزم از دکترتون راضی بودین؟داخل مطبشون دستگاه سونو داشتن؟توی دوره بارداری داخل خود بیمارستان ویزیت نشدین فقط رفتین مطب خودشون؟
و اینکه برای سزارین ازتون درخواست پول نداشتن؟

سوال های مرتبط

مامان نلین😍 مامان نلین😍 ۱ ماهگی
تجربه سزارین اختیاری
من توی ۳۸ هفته و ۲روز سزارین شدم درصورتیکه تا ۲روز جلوتر بین طبیعی و سزارین دو دل بودم
خیلی خلاصه بگم
اول بستری شدم بعد زدن ۲سرم و وصل کردن سوند (که درد زیادی نداشت )ساعت حدود ۱۰ و ۱۰ دقیقه رفتم اتاق عمل توی اتاق عمل دکتر بیهوشی برام اسپاینال زد که درد سوزنش از سوزن معمولی کمتر بود و بعد خیلی سریع تو پاهام حس گرما کردم و بی حس شدن بعد جلوم پرده وصل کردن و هنوز ۱۰ دقیقه نشده بود که صدای گریه دخترم دراومد و من به خانم کناریم گفتم به این سرعت دخترمو به دنیا اوردن
بعد وارد ریکاوری شدم تا ۲ ،۳ساعت لزر داشتم ولی اذیت نبودم چون بی حس بودم
و سعی کردم طبق تجربه های بقیه که شنیده بودم سرمو تکون ندم
سختی عمل برای من همان چند ساعت تو بخش بود که نباید سرمو تکون میدادم و پاهام بی حس بودن از ساعت ۱۱شب تا ۸ صبح فردا همونطور رو ب بالا خواب بودم
بعدش اومدن سوند رو جدا کردن و بعد گفتن شروع ب مایعات خوردن کن و بعد پاشو راه برو
من پمپ درد نگرفتم ولی با این حال با شیاف درد قابل تحمل بود و برام سخت نبود
کم کم راه رفتم و خودم حس میکردم هرچی بیشتر راه میرم حالم بهتر میشد
و خلااصه فقط انتظار میکشیدم ساعت بگذره و مرخص بشم بیام خونه
الان هم هنوز بخیه هام هستن و کمی موقه بلند شدن و نشستن کمی اذیت میشم

خلااااصه راضی هستم به نظرم انتخاب خوبی کردم
نگران شیردهی بودم که اونم شنیدم چه طبیعی باشی چه سزارین تا ۳ یا ۴روز بعد زایمان اونموقه شیر درست میاد
پس اگر مشکل مالی ندارید به نظرم سزارین انقدر هم که ازش بد میگن نیست
مامان نورا👧🏻🎀 مامان نورا👧🏻🎀 ۲ ماهگی
پارت هفتم تجربه سزارین😬🦋
من اون شب دیگه هیچی نخوردم تا صبح اومدن سوند رو در آوردن و لباس تنم کردن و شرت و پد گذاشتن و شروع کردم نسکافه خوردم و بعد یکی دو ساعت گفتن راه برو با کمک مادرم از تخت سعی کردم بلند بشم پشتی تخت رو بلند کردم که راحت تر باشه اما بیشتر از اینکه درد داشته باشم بدن میترسه که راه بره اومدن گفتن موقع راه رفتن شکمت رو بگیر که بهتره اینطوری دو سه قدم راه رفتم یکم اذیت بودم رفتم دراز کشیدم تا اینکه بعد از ظهر باز سعی کردم راه برم باز وادرم کمک مرد بلند بشم اما سعی کردم بدون کمک راه برم و هر بار چند قدم ببشتر راه میرفتم😬😬ضبح پمپ دردم تموم شده بود نزدیکای ظهر درد داشتم یکم که شیاف اومدن کذاشتن برام در کل برام خیلی قشنگ بود چون انتخاب خودم بود و همینکه طبیعی نبودم خیلی خوشحال بودم بعد اینکه اومدم خونه چند روز سر درد شدید و الان هم کردن درد شدید دارم و متوجه شدم به دیکلوفناک خساسیت دارم اما باز هم خداروشمر راضی ام از عملم و الان نگاه کردم گوشت اضافه نیاوردم و عفونت ندارم خداروشکر و بنظر خط بخیه خیلی قشنگی دارم😍😍😍ان شالله مادر شدن قسمت همه😍💋🥰❤️🦋
مامان حسین و حسنا مامان حسین و حسنا ۸ ماهگی
من سزارین دومم بود میخوام چند نکته خیییلی مهم که کمکم کرد رو بهتون بگم
اول اینکه تا ۶ ساعت بعد از عمل اصلا سرتون رو تکون ندید
بعد از اون میگن که مایعات بخورید اول با اب گرم شروع کنید بعدش هر چی میتونید مایعات بخورید تا رنگ ادرارتون سفید بشه هر چی بیشتر بخورید بدن زود تر ریکاوری میشه
بعدش سوپ گرم یا کاچی بخورید که خیلی مقویه
هر وقت حس به پاهاتون برگشت مرتب پاهاتون رو تکون بدید و نزارید خشک بشه چون بعدا راه رفتن سخت تر میشه
وقتی سن رو دراوردن میگن که راه برید مرحله مرحله با توجه به حس خودتون بدنتون رو بلند کنید ولی اصلا عجله نکنید اینجا چون از قبل پاهاتون رو تکون دادید بهتون کمک میکنه هر مرحله بلند شدن رو با فاصله انجام بدید تا حس بیاد تو بدنتون
هر چه قدر زمان نیاز دارید روی لبه تخت بشینید بعد پاشید من نیم ساعت نشستم یکم کاچی خوردم تا حس کردم بدنم گرم شد بعد یواش یواش بلند شدم
دوستان راه رفتن خیلیییی مهمه هر چی بیشتر راه برید حالتون سریع تر خوب میشه هر یه ساعت یه بار پاشید راه برید نزارید بدنتون خشک بشه
من یه کمربند مخصوص بعد زایمان خریدم و قبل بلند شدن بستم خیلی کمکم کرد خیلیییی چون عضلات رو حمایت میکنه خیلی خوبه
راستی قبل از اینکه بلند بشین راه برید شیاف بزارید من هر ۴ ساعت میگفتم پرستار برام بزاره اجازه ندید درد بیاد سراغتون بعد شیاف بزارید شما سر ساعت استفاده کنید
هر نکته ایی به ذهنم رسید گفتم من این تجربه هارو بعد از کلی درد به دست اوردم شما انجام بدید ان شالله درد کمتری داشته باشید
مامان آوین🩷🎀 مامان آوین🩷🎀 ۱ ماهگی
تجربه_زایمان
پارت_4
حدود یک ساعتی تو ریکاوری بودم همونجا وقتی بی‌حس بودم شکمم رو ماساژ دادن چیزی متوجه نشدم وقتی تونستم پاهامو تکون بدم بردنم تو بخش اونجا هم یبار شکمم رو ماساژ دادن که یکم دردم گرفت
وقتی کم کم بی‌حسی رفت دردهام شروع شد دوتا شیاف گذاشتم بهتر شدم و رسید
به اولین راه رفتن برا من فقط بلند شد از تخت خیلی سخت بود همین که بلند شدم خودم تنها رفتم سرویس راه رفتن اصلا برام سخت نبود فقط یکم سرگیجه داشتم
بعد از دو سه ساعت سردرد های وحشتناکی گرفتم که بخاطر حرف زدن و تکون دادن سرم تو اتاق عمل بود حین عمل به هیج وجه حرف نزنید و سرتون رو تکون ندید.
پرستار اومد بهم گفت تندتند نسکافه و آبمیو بخور تا داروهای بیهوشی از بدنت خارج بشه و حالت بهترشه مسکن هم برام وصل کرد که سردردم کمتر شد
در کل برا منی که هم تجربه زایمان طبیعی داشتم هم سزارین اگه بازم برگردم به عقب قطعا سز رو انتخاب می‌کنم.
و بعد از گذشت پنج روز بستری بودن دخترم تو ان آی سیو برگشتیم خونه!
مامان ‌Dela🩷 مامان ‌Dela🩷 ۳ ماهگی
مامان دیار مامان دیار ۴ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان رقیه مامان رقیه ۴ ماهگی
پارت آخر
بعد دوساعت آوردنم تو بخش و گفتن بالشت زیر سرت نذار و سرتم تکون نده بعد از ۸ ساعت گفتن نسکافه و چای و خوراکی میتونم بخورم ، من خرما و نسکافه خوردم بعدش اومدن سوند رو کشیدن و گفتن بلند شم راه برم کشیدن سوند هم دردی حس نکردم ، ولی خب اولین بلند شدن یکم درد داشت ولی قابل تحمله . من پمپ دردم داشتم که خیلی تاثیر داشت ، تا فرداش که مرخص شم سعی میکردم همش تو بخش راه برم ، درد سزارین موقع خوابیدن بلند شدن یکم سخته و درد داره اونم تا ۱۰ ـ ۱۵ روز. کم کم دردا کمتر میشه ولی خب اوایلش هم میتونید کاراتونو انجام بدید من روز سوم دخترم بخاطر زردی بیمارستان بستری شد و خودم تنها پیشش بودم و می‌تونستم کاراشو انجام بدم. تجربه من از سزارین این که سرتونو تو ریکاوری و تا هشت ساعت تکون ندید که بعدش دچار سردرد و گردن درد نشید و بعدش هم مایعات زیاد بخورید اثرات بی حسی بره ، پمپ درد هم بگیرید درداتونو خیلی کم میکنه و موثره. امیدوارم همه خانومای باردار به سلامتی و راحتی زایمان کنن و دامن اونایی که آرزوی بچه دار شدن دارن خدا دامنشون رو سبز کنه.