من خودم اوایل خیلی حساس بودم شوهرم که با دخترم میرفت بالا میموندم تو راه پله منتظرشون حواسم بود گریه نکنه تا صداش میومد سریع شوهرمو صداش میزدم . خیلی به خودم سخت گرفتم خیلیییی یکسال من سعی کردم هیجا نرم هرجا اممیرفتم دخترم و با خودم میبردم ولی خب یه جاهایی واقعا نمیشد بچه برد اذیت میشد . خلاصه که خیلی سخت گیری کردم ک مبادا دخترم وابسته اونا بشه . ولی متأسفانه از شانس بدم دخترم خیلی لجباز و یه دنده و اذیت کنه تو تاپیکامم هست هرچی سنش رفت بالا تر بیشتر بهونه بیرون و میگرفت و عاشق جمع و شلوغیه کاملا برعکس من . اینه که گاهی وقتا واقعا مجبورم بزارمش بالا چون تو این شهر غریبم و کسی ام ندارم . مادرشوهرم خیلی رو مخه هرچی میگنم مثلا گوشی نشون بچم نده بهش خوراکی های مضر نده گوش نمیده . بخوام برات بگم تا صب باید بنویسم اصلا بخوام فکرشو کنم موهای سرم سفید میشه ... اما خب اینم سرنوشت منیه که شوهرم ب شدت وابسته مادرش ایناس 🥲
واقعا موفقم باهاتون مادرشوهر منم همین جوره رو اعصابم هستن خستم کردن دیگه
این نسخه را برای خونه مادرتون میپیچید یانه اونجا خیالتون راحته بچه باشد تننهای
بابا اونا دوسش دارن بچتو
دوست دارن
وار اشتباهی زنگ ب نند ولی شمانزاری بری
اگرهم تو کاری دخالت کردن بگو نه اینجوری واونجوریه
عزیزم شرایط منو شما مثل همه، من وقتی به مادرشوهرم گفتم بچم دختره حالش بد شد ازم پسر میخواست بماند تو حاملگی چقد استرس بهم وارد کرد وقتی دخترم بدنيا اومد اولین نوه اش هست عزیز شد بماند یه گل یا قربونی نه خودش نه شوهرم نگرفتن زنه به شوهرمم یاد نداد زنت اولین بچتو بدنيا آورده براش گل بخر خلاصه الان تو یه محلیم میگه چرا نمیذاری بدون تو بیاد خونه ما ازت ناراحتیم چرا به خودت وابسته کردیش چرا نمیذاری به منو شوهرم وابسته بشه
انقدر توی تربیتم دخالت میکنن که حد نداره وقتی هم بهشون میگم نکنید قهر و دعوا میکنن
مثلا اونروز دخترم رفت اتاق عموی مجردش درم بستن من دیدم جیغ میزنه رفتم با آرامش آوردمش بیرون دیدم پدر شوهرم خودش دست بچمو گرفت برد توی اتاق دیگه پیش خودش از لج من
یا مادرشوهرم هزار بار گفتم دست به سینه بچم نزن دوباره میزنه و قهر میکنه که تو حساسی
اونروزم قایمکی به بچم میگفت تو دختر باباتی یا دختر منی دخترمم بهش گفت دختر مامانم
بعد همش تلاش میکنه به اونم بگه مامان
کلا سعی میکنه منو به عنوان مادر نادیده بگیره و بهم بفهمونه تو کسی نیستی برای بچه ،
یه بار دخترم عصبی بود داشت مادرشوهرم میخواست ببوستش دخترم هلش داد مادرشوهرم گفت مامانتو بزن دخترمم منو زد قشنگ معلوم بود دخترم تو عصبانیت گیج شده و ناراحته منو رده منن گفتم نه مامان ما کسیو نمیزنیم
مادرشوهرم وقتی میریم خونشون میخوایم بیایم خونه خودمون بچمو میگیره نمیده و تا جلوی در میاره میگه بغل من باشه نه تو بعدشم در گوشش میگه مامانت رفت تو بمون نرو ببین مامانت رفتش
موهای سرم سفید شده از دستش
پسر من ه موقع دلش بخواد میبرمش ،شده خودم کار داشته باشم ببرمش پیششون بگم چند ساعت مراقب باشید قشنگ به کارامم میرسم
بله واقعانم درست میگید من همیشه همه جا گفتم دخترم هم برام دختره هم پسر چون واقعا از الان میبینم میفهمم نیازی به شوهرم ندارم شوهرم فقط تو مردمی نگه داشتم مثلا منم شوهر دارم و این که روحیه دخترم برام خیلی مهمه بخاطر همین زیاد تو خونه باهاش بحث نمیکنم بهشم گفتم خواهشا نه خودت نه خانوادت تو بچه داری من دخالت نکنید گفتم بار دیگه ببینم میام رو در رو میگم بهشون
عزیزم کارت خیلیم درسته شما مادرشی و صد درصد ک ن هزار درصد خوبی و نفع بچتو میخوای اره منمبودم بچم ک میرفتم پایین منم میرفتم تنها نمیزاشتم بره تا بفهمن خوشم نمیاد بچم بدون من باشع و کمتر صدا بزنن بره بچمو پایین و اینم ک متاسفانه باید بگم ک هر کاری بکمی چون تو ی ساختمونید و بچه رفت و امد داره بچه دوتربیتی میشه و این خیلی بده ببین دیدی حتی اگه با خانواده شوهرت نباشی تو ی ساختمون تو خونه خودتون شوهرت ی حرف بزنه شما ی حرف اصلاا تربیت و اصول بچه داری از دستت در میره و بچه دو تربیتی و اصلاا سر درگم میشه حالا دیگه ...
پسرمن باز اصلا نمیره پایین بدون من همه نوه ها میرفتن پایین میخوابیدن پسرمن اصلا مگ اینک پسرعموهاش یا دخترعمه هاش باشن اصلا دوس نداره تنها بمونه اول یکم دلخوری کردن ک اره شمابچه رو نمیارین بعد ک دیدن پسرم تنها نمیمونه دیگ تموم شد
باید بهت بگم ک ما ناهار و شب میریم پیششون پسرمم خیلی عادت داره بهشون همه اینا زیر سر این شوهراست بازم خداتو شکر کن شرایطه منو نداری همیشه بدون یکی هست ک شرایطش از تو بدتره
چرا کار شما اشتباه باشع؟؟؟ کی غیر از تو بیشتر حواسش به دخترته؟؟؟. جامعه سخت شده عزیزم. اگه تاالان دوتا چشم داشتی برا مراقبتت و سختگیری در تربیت دخترت. الان چهارجشمی حواست باشه دوتا چشمم قرض بگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.