تجربه زایمان طبیعی


۳۵ هفته ۵روز زایمان کردم
شبی که درد زایمان داشتم مثل پریود بود البته اولش کمر درد و دل درد شدید داشتتم پیاده روی کرده بودم همون شب و حمام رفته بودم جوری بود نمیتونستم وایستم
دیگه درد داشتم ولی نه زیاد ۶نیم رفتم سرویس بهداشتی هم کیسه آبم پاره شده بود و خون آبه داشتم منم خونه مامانم اینا خداروشکر اونجا بودم وگرنه دق میکردم 😁 دیگه هیچی ۶به بابا م زنگ زدم بیاد دنبالم چون خونه مامانم اینا ۸بابا رسید سوار شدیم به سمت بیمارستان همسرم سرکار بود به همسرم زنگ زدم اینا دیگه ساعتای ۱۰ رسیدم بیمارستان تا کارهای بستری مو انجام دادن شد ۱ ظهر رفتم معاینه م کردن گفتن بستری هستی به علت پاره شده کیسه اب درد زایمان داشتم از ساعت ۱تا ۴ درد هام نصبتن قابل تحمل بود و ۴شدید شد قرص زیر زبونی تزریق مسکن ساعتای۳ سانت دهانه رحم باز بود ولی کم بود معاینه های مداوم دیگه از ۴تا۸ قابل تحمل نبود ساعت ۸منو بردن زایشگاه دیگه ساعت ۸رفتم ۱۱تموم شد نیم ساعت بخیه میزد بدون هیچ بی حسی. و همه چیز رو خودم میدیدم 🤕🥲 حتی حس میکردم 😐 هر کی هم میگه طبیعی درد نداره خیلی هم درد داره مخصوصا اگه زایمان اول هستی دیگه بخیه زدن بعد شکمو فشار دادن خون کثیف رحم بیاد بیرون بعد توی همون بخش زایشگاه بستریم کردن ۲ساعت حالا منگ و بی هوش و تب لرز شدید توقع دارن بلند شی راه بری شیر بدی بیدار بمونی دیگه دیدن مشکلی نیست بردنم تو بخش بستریم کردن ۳روز بیمارستان بستری بودم بچم طفلکی زردی داشت هعییی آزمایش میگرفتن اذیت میکردن منم زنگ زدم به همسرم گفتم بیاد ترخص مون کنه دیگه با عر بدبختی شد ترخیص شدیم اومدیم خونه مون راحت شدم

۱۱ پاسخ

گلم بع سلامتی
فقط رفتی ازت دوباره تست کیسه آب گرفتن

بسلامتی گلم
شکمتو فشار میدادن درد داشت؟؟

عزیزم اینجا ک گفتی 37هفته پس اینجا میگی 35ذقیق کی زاییدی

تصویر

بیمارستان خصوصی رفته بودی؟

عزیزم توروخدا جوابمو بدین از کی شروع کردید پیاده روی رو

خیلی اذیت میکنن واقعا

عزیزان میلی دارین؟

عزیزم زردی بیشتر بچه ها دارن خب طبیعیه دگ

ولی در ۳۵ هفته ریه هاش کامل بود ؟؟
من ۳۷ هفته سزارین میشم همش استرس ریه دارم

دقیقا خیلی هم طبیعی درد داره تازه تا ۱۵روز به بعد وضعیت رو به را میشه منم دردناک ترین بخش زایمان به نظرم بخیه زدن هست بعدشم بخیه خیلی درد و سوزش داره

ب سلامتی
ببخشید آمپول ریه زده بودید؟؟

واقعا ادمو خیلی اذیت میکنن.اما خداروشکر که بخیر زایمان کردی و هردوتون سلامتین

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
#پارت ۲ تجربه زایمان طبیعی


دیگه گفتم باشه شروع کردم به ورزش کردن همش ورزش میکردم تو بخش راه میرفتم خیلی سختم بود ولی مجبور بودم ماما امد گفت باید معاینت کنم دیگه معاینه کرد منم ب امید اینکه میگه پیشرفت کردی ولی گفت همونی اون موقعه ۳۹ هفته ۳ روز بودم
دیگه هی معاینه میکردن دیگه واقعا کم اورده بودم صبح روز بعد دیگه لج کردم گفتم من باید ترخیص بشم دکتر امد گفتم من ک پیشرفت نمیکنم میخوام برم دیگه چک کرد وضعیتم گفت باشه رضایت بده برو منم سریع زنگ زدم ب همسرم ک بیا رضایت بده بریم دیگه تا امد تمام شد ساعت ۱ بود رسیدم خونه درد داشتم با دستگاه هم ک چک کردن فاصله درد ها هر ۱۰ دقیقه بود ولی میگفتن اینا درد ها زایمان نیسته دیگه امدم خونه رفتم حمام زیر دوش هم ورزش کردم امدم ناهار درست کردم خوردیم جمع کردم شستم همون جور درد هم داشتم گفتم برم یکم بخوابم رفتم دراز کشیدم ولی درد ها نمیزاشت بخوابم ولی خوب چون بهم گفتن درد زایمان نیست تحمل میکردم تا ساعت ۵ بعد ظهر همسرم رفت منم همون جور داشتم عجیب تا ساعت ۶ تحمل کردم رفتم مامانم بیدار کردم بیا کمرم ماساژ بده امد یکم ماساژ داد ولی اروم نمیشودم وقتی درد میگرفت جوری ب خودم میپیچدم گریه میکردم ک مامانم گفت اینا دیگه درد زایمان سریع زنگ زد ب همسرم گفت بیا ک درد هاش شروع شده
مامان دلارا مامان دلارا روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی✨
39هفته5روزم بود که کلا 2بار پیاده روی داشتم که وقتی برا بار دوم داشتم پیاده روی میکردم دیدم زیر شکمم یکم درد میگیره ول میکنه دیگه اومدیم خونه ساعت 8شب بود دیدم همینجوری زیر شکمم بازم درد میگیره دیگه ساعت گرفتم دیدم هر 10 دقه اینجوری میشه قابل تحمل بود دردش ساعت نزدیک 11شب شد دیدم دردش هی داره به 5دقه اینا میرسه دیگه زنگ زدم مامانم گفتم اینجوریه گفت که ممکنه درد زایمان باشه گفت ببین اگه دردش بیشتر شد برو بیمارستان بعدش دیدم تایم دردها داره نزدیک میشه بازم میتونستم تحمل کنم ساعت 12نیم شب شد رفتیم بیمارستان من فکر نمیکردم بستریم کنن چون آن چندان دردی نداشتم معاینه کردن گفتن 6سانتی بستریم کردن رفتم زایشگاه و کیسه اب پاره کردن من کلا 2نیم ساعت درد کشیدم که دخترم بدنیا اومد زایمان راحتی بود خداروشکر با اینکه بچه اولم بود. همیشه بقیه از زایمان بدتعریف میکردن و من خیلی میترسیدم که چی میشه چی نمیشه ولی نه اصلا اونجوری که میگفتن سخت نبود. و همون 2بار پیاده روی که من داشتم خیلی تاثیر داشت برام و زایمان راحتی داشتم. و اینشالله همه زایمان آسان و راحتی داشته باشن🌹
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
اینم‌ تجربه زایمان طبیعی من

من ۳۸ هفته معاینه شودم ۲ سانت باز شده بودم خیلی پیاده روی ورزش میکردم دیگه امدم خونه درد های پریودی داشتم از اول ماه ۹
کم کم ترشح های موکوسی هم شروع شد ک میگفت روند زایمان ولی خبری نبود شبا درد داشتم تا صبح باز صبح ها درد هام غیب میشود تا اینکه شودم ۳۹ هفته ۲ شب بود درد های ریزی داشتم و حس فشار ت لگنم ترشح موکوسی هم داشتم دیگه رفتم بیمارستان ۲ نیم سانت شده بودم سر بچه هم خیلی امده پایین رحم قشنگ نرم شده بود بستری کردن مستقیم بردنم اتاق زایمان با دستگاه درد هام چک کردن گفتن احتمالا تا صبح زایمان میکنی منم ترسیده بودم استرس داشتم خیلی حالم بد شده بود هی امدن درد هام چک کردن رفتن تا ساعت ۶ صبح ک امدن دوباره معاینه کردن همون بودم درد هام کمتر شده بود دکتر گفت ترخیص نمیشی میری توی بخش هی میایم چکت میکنیم خیلی گفتم من با رضایت شخصی میرم ولی گفتن ن رفتم توی بخش امدن گفتن باید ورزش کنی تا زودتر بشه روندت گفتم خوب امپول فشار وصل کنید گفتن تا ۴۰ هفته کامل ما وصل نمیکنیم 😐😐

بقیه پارت بعد
مامان نی نی مامان نی نی ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی قسمت دوم
#یه قسمت پارت اول یادم رفت اینجامیگم زایشگاه که اول رفتم وگفت ابریزش نیست بهم گفت نیم سانت بازی .... فاصله بیمارستان تا اونجا حدودا یه ساعت راه بود که من ازبعد معاینه یه درد منظم پریودی هی پایین شکممو میگرفت و ول میکرد دیگه تارسیدم بیمارستان یکم شدید بود البته قابل تحمل بعد بیمارستان که معاینه کرد گفت اره ابریزش داری باید بستری شی وگفت سه سانتی🥰 بعد اون معاینه دردام شدیدتر شدن ولی بازم نسبت به زایمان اولم که با امپول فشار بود خیلی بهتر بودم تابستری شدمو اینا هی یواش یواش شدید میشدن دیگه طوری بود که نسبتا شدید بود ولی بازم با نفس عمیق میتونستم صدامو نگه دارم بعد گفتن اماده شو بریم بخش زایمان و منو بردن توراه روی ویلچر کیسه ابم پاره شد هی گفتم خانمممم کیسه ابم پاره شد 😐 هنوز استرس داشتم که نباید بشه گفت خب عادیه داری زایمان میکنی دیگه🥴 دیگه منو بردن گذاشتن رو تخت زایمان باز معاینه کرد گفت سه سانت رو به چهار ولی دهانه رحم خیلی نرم شده و تا نیم ساعتی نزاشتن پاشم نوارقلب و اینا گرفتن و من دیگه جیغم بلندشده بود و درد شدیدی داشتم بازم خداروشکر فاصله داشتن
مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ ماهگی
زایمان طبیعی من🤍✨️😰✌🏻
پارت ۳

دیگه اومدم خونه دوباره ۳ تا شیاف گذاشتم یکم رازیانه خوردم خوابیدم ولی شبش یکم درد ملایم داشتم تو شکمم ولی زیاد نبود ساعت ۶ و نیم اینا بود تو تخت دراز کشیده بودم داشتم سعی میکردم بخوابم یهو زیره شکمم یه تیری کشید و یه چیز عین حباب ترکیدن حس کردم بعد بین پام خیس شد نمیتونستم نگهش دارم دیگه اولش میترسیدم ادرار باشه شوهرمو بیدار کنم ضایع بشم ولی احتمال ۹۹ درصد میدادم همون کیسه اب باشه دیگه شوهرمو بیدار کردم تا با ماما هماهنگ کنم بریم بیمارستان شد ۷:۳۰ ک از تو ماشین من انقباض گرفتم قابل تحمل بود تقریبا ۴ دیقه یا ۵ دیقه فاصله داشت دیگه رسیدم بیمارستان رفتم تریاژ مامایی معاینه کرد گفت ۲ و نیم سانتی کیسه اب هم پاره شده ان اس تی گذاشت خداروشکر خوب بود دیگه زنگ زدن دکترم و بستری کردن انقباض هام درداش داشت زیاد تر میشد ساعت شده بود ۸:۳۰
من اتاق زایمان بودم انصافا از همون اول منو بردن همونجا هی اذیتم نکردن دیگه ساعت ۸ و :۳۵یا ۸ و چهل دیقه بود سرم فشار وصل کردن که دردمو بیشتر کرد ولی قابل تحمل بود همش سعی میکردم نفس عمیق بکشم و...
مامان جوجه مامان جوجه ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من
سه شنبه صبح ساعت ۶ از خواب بیدار شدم دیدم یه کم آب اومد ازم بعدش رفته رفته بیشتر شد زود آماده شدم رفتیم بیمارستان گفتن باید بستری شی من قبول نمیکردم گفتم درد ندارم بزارین برم هر موقع دردام شروع شد میام گفتن نه کیسه آبت پاره شده ساعت ۷بستری شدم معاینه کردن ۱سانت دهانه رحمم باز بود بعد بردن زایشگاه دیگه آمپول فشار زدن و درد هام کم کم شروع شد ساعت ۱۰ شد باز معاینه کردن ۳ سانت بود گفتن تا شب ساعت ۱۰ زایمان میکنی ، رفته رفته دردهام بیشتر شد دیگه تحملش سخت بود برام گفتم بی دردی تزریق کنین گفتن باید بالای ۴سانت باشی تزریق کنیم. موقع انقباض ها با تکنیک تنفس دردهامو کنترل میکردم بعد از تخت اومدم پایین یه کم پیاده روی و ورزش های لگنی انجام دادم سعی می‌کردم جیغ و داد نزنم. جیغ و داد فقط انرژی تونو از بین میبره و روند زایمان سخت میشه. دیگه موند ساعت ۱ دوباره معاینه کردن ۹سانت بودم گفتن بچه داره میاد دیگه موقع انقباض ها زور بزن تمام زورمو زدم بعد چند بار زور زدن به دنیا اومد. خیلی سخت بود واقعا ولی هرکسی آستانه تحمل دردش بالا باشه میتونه تحمل کنه
متاسفانه من بخیه زیاد خوردم خیلی اذیتم بابت بخیه ها😢