۳ پاسخ

بچه های الان بچه نیستن انترن ببخشید من بچه خودمو میگم بحضرت عباس ب گ و ه خ و ر د،ن منو انداخته روزی هزار بار میگم کاش بمیرم فقط،از هیچی هم کم نمیزارم حالا مادر دیدم عین خیالش نیس بچه چطورداره بزرگ میشه بقران اصلا ب بچه نمیرسه بچه عین دسته گل میمونه آروم وعاقل،ر ی د م تک شانس،گ و ه م فقط

بزار به حال خودش باشه اینقد اصرار نکن به خوردنش منم اول خیلی اعصابم خراب میکردم الان گذاشتم هر وقت گرسنه بشه خودش میاد بهم میگه گرسنمه غذامیخوام یا مثلا کیک یا فلان چیز..هرچی بیشتر بهش پیله کنی و فشار بیای بیشتر زده میشه

گلم هرچه اصرار کنی به خوردن بچه حالت دفاعی اجتناب به خودش میگیره
ونمیخوره

سوال های مرتبط

مامان سویلای مامان سویلای ۳ سالگی
یکی از آرزوهای من اینه بیام تاپیک بزنم بگم دخترم ماشالله خوب غذا میخوره ...اصلا دوست ندارم زیاد بخوره و چاق باشه چون خودم اضافه وزن دارم و میدونم خوب نیست منظورم اینه اون مقدار کمی که میخوره رو با اشتیاق و رغبت بخوره هر غذایی باشه فرقی نداره چی باشه تا بیارم میگه من اینو نمیخورم بعد مثلا با گوشی چند تا قاشق میخوره حتی گشنه باشه و غذای مورد علاقه اش باشه !میگه به‌به قرمه سبزی ولی میشینه بخوره دوتا قاشق که خورد پا میشه میره !!!اصلا از این وضعیت خسته شدم چون با میل و رغبت خودش هم نیست میریزه موقع خوردن وگرنه بخواد میتونه تمیز بخوره ....خیلی کم پیش میاد از خوردن یه میوه‌ چیزی لذت ببره جز بستنی اونم زیاد باشه باز انقد لفت میده آب میشه میریزه رو لباسش و دستاش گریه میکنه که کثیف شد هرچی هم بگی بیخیال بخور بعد عوص می‌کنیم میگه نه!! فقط چوبی که کوچیک هست رو تمیز و بدون گریه میخوره از ۳ ماهگی که یه‌ک تصمیم گرفت برا شیر خوردن منو دق بده این داستان شرکع شد ...البته تا یکسال غذاش ید نبود از یکسالگی غذا رو هم بوسید گذاشت کنار .... برا چیزای جدید که معمولا مقاومت میکنه ....
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز کلی سوال دارم در مورد بچه های همسن پسرمن اول اینکه ایا شما مغازه یا فروشگاه میرید بچه هاتون مثل پسر من اینورو اونور میرن یجا بند نمیشن باید همش دنبالش بدوأم و با غریبه ها زود جوش میخوره اصلا دوست ندارم اینطوری باشه تو مغازه میریم مثلا شکلات میبینه بدون اجازه میره برمیداره هر چی هم بهش میگم دعواش میکنم اصلا حالیش نمیشه و اینکه وقتی خونه ست همش خرابکاری و حرص در میاره خیلی خیلی شیطون شده هم هم لج و گریه میکنه واییی دیگه کم آوردم خسته شدم اصلا حرف گوش نمیده همش میگه بیا باهام بازی کن یا همش بهم چسبیده تو آشپزخونه که کار دارم میاد پیشم از کنارم تکون نمیخوره دوست ندارم انقد بهم وابسته باشه میگم برو با ماشینات بازی کن میگه تو هم بیا بیرون که میریم از دماغمون در میاره گریه و دادو بیداد که ماشین میخواد بعد که میخریم براش میاره خونه اصلا نگاش نمیکنه چند روز هم فقط با برنامه کودک آروم میشه و میشینه نگاه و کاریم نداره.. کلی براش داستان و شعر میخونم در این مورد اصلا توجه نمیکنه باز کار خودشو میکنه موندم دیگه چطوری بهش حالی کنم بخوام دعواش کنم هم تا دوساعت فقط نق میزنه و گریه میکنه خسته شدم دیگه... 🤷‍♀️🤦‍♀️😮‍💨😥
مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
مادرا تو رو امام رضا قسم بیاین
دقیق بخونین بعد بهم بگین چکار کنم
پسرم حدود ۳ هفته با این ویروس در گیر شده بود یعنی سری اول که فقط اسهال و استفراغ که بردم دکتر و فقط ضد تهوع داد و پلارژین
بعد چند روز دیدم تب کرد دوباره بردم دکتر و گفتم تب اضافه شده آموکسی نوشت گفت م الرژی داره گفت اگر دیدی کهیر زد و زیاد نبود بهش سیتریزین بده دو ساعت بعد آموکسی
کلا ۳ روز بود می‌خورد و اسهال شدید شد و استفراغ کرد و خونی بود
که رفتم اورژانس و گفت بچت باید بستری بشه
به خدا پریروز مرخص شد دکتر گفت شربت براش نوشتم تا ده روز بعد فهمیدم آموکسی نوشته دوباره از پریروز که دادم اسهال شدید شده و استفراغ کرد و دوباره تب کرده
الان چکار کنم این اسهال و استفراغ و تب. مال آموکسی هست
چه خاکی تو سرم بریزم اخه به خدا خودمم ریه هام درگیره از بس سرفه کردم تو این چند روز که بستری بوده و الانم که هیج جا متخصص برا خودم نیست که دارم داغن میشم
چه کار کنم آنتی شو عوض کنم ازیترو بدنش اخه ازیترو می‌سازه بهش