۲۸ پاسخ

بنظرم زيربار نرو
كل زندگيتو بايد بچه بزرگ كني خو
خيلي سخته
من ك اصلا در خودم نميبينم
همسرمم جرات مطرح كردنش رو نداره
البته همسرم با من هم عقيده س
واقعا ب مسئوليتش
ب اينده ايران
ب اينده زمينم من حتي فكر ميكنم
ب محيط زيست
كم ابي
همه اينا ك فكر ميكنم كلا بيخيال ميشيم

بعدا میفهمی چه فکر خوبی همسرت کرده

بچه خوبه ولی تو این اوضاع مملکت ک شب میخابی صب بیدار میشی گرون تر شده یا هرلخطه امکان داره دوباره جنگ بشع بچه آوردن دوباره خوب نیست..چون ایندشون معلوم نیس

منم همسرم عاشق دختر بچه هاست خیلی دوست داره یعنی بعد سال گذشته تولدش رفتیم انومالی گفت پسره احتمالا اومدیم بیرون می‌گفت انشالله بعدی😂بعد من خودم عاشق بچم ولی خیلی سخته بارداری سختی رو هم تقریباً گذروندم ولی عاشق بارداریم ولی از ترس این که بچه بعدی پسر باشه من چیکار کنم دارم رو روح وروان همسرم کار میکنم که همین یدونه کافیه😂😂😂😂

همسر منم همش میگه بعد این دو سه تا دیگه داشته باشیم من فکر میکردم شوخی می‌کنه ولی جدی میگههه همش استرس دارم بعد زایمان نکنه دوباره حامله بشم 🥲

ای خدا چسبیده بهش دیگه
حالا من نظرم با همسر شما یکیه
عاشق ۲تا پسر ۱دخترم😍

هی میگم از اون زنای ادایی باش ،😂رفتی کیشی قیزی کیمی دوغسان ،نه آهی نه اوفی ،نه نازی ،بلع اولار دا,

زهرا جون طبیعیه الان بگی در توان خودم نمیبینم و نگران باشی از حرف همسرت
خوب زمان زیادی از بارداریت و نوزاد داشتن نمیگذره کاملا طبیعی هستش
منم زمانی که اولیم اومد بارداری خییلی سختی داشتم همینطور زایمانم افتضاح بود دنیام اومد که نگم براااات گریه بی خوابی سینمو نمیگرفت مجبور شدم تا یکسال و هشت ماه بدوشم خیییلی سختی کشیدم خودم تنم ضعیف بود مدام مریض بودم
یکی میگفت دومی کی میاد گریم میگرفت
اما ۴ سال بعد با برنامه ریزی و کاملا خود خواسته دومیو آوردم بارداری خیییلی خوبی داشتم زایمانم عاااالی بود بچه دنیا اومد خیییلی آروم بود خیییلی خوب بود خودم صبرو توانم ۱۰۰ برابر شده بود
بعد ۷ سال از دومی گذشت آقا محمد حسینمو آوردم خدارو شکرررر خیییلی خسته میشم منکرش نیستم اماااا لذتش خیییلی بیشتر از سختیشه و اینم بگم صبور ترم شدم
اینا همه لطف خدای مهربون و امام زمانم هست 🤲

شما هم زمان زیادی داری بخوای به دومی وسومی فکر کنی
الان فقط فقط لذت ببر از گل پسرت👌🥰

خیلیم فکر خوبیه
من دوتا دارم شوهرم بفکر سومیه اونم ازخدا پسرباشه

عزیزم خرجشو اون میده نگران نباش لابد فکرشو کرده ک میگه
شما فقط به خودت برس حسابی که بدنت کمبودی نداشته باشه
من خودم بچه زیاد دارم اگ شرایطشو داشته باشم میارم حتما😅
یچیز دیگه هم هست از الان غصه خوردن واسه اووووونموقع
خودت میگی عاشق پسر بود یهو نظرش عوض شده
یهو دیدی بعدی دختر شد گفت بسه دیگه نخواستیم
یا شایدم نظر خودت عوض شد
کلا از الان فکرشو نکن یه سیبو بندازی بالا هزارتا چرخ میخوره

منم شوهرم ۴ تا دوست داره دوتا دختر دو تا پسر... ولی خودش دید که من سر این دو تا پودر شدم رسما کناره گیری کرده🤣

مگه میشه ما همه چیزمون مثل هم باشه؟😅😅دقیقا شوهر منم همین مدل حرف میزنه لا این تفهوت که میگه دوتا دختر بیاریم بعد همسر منم متولد۷۲ خودمونم ۷۹🤩😍🥰

شوهر منم قبل نورا عاشق پسر بود آلن میگه بچه دار شدیم بعدی هم دختر😅

خوبه که ۳تاشوهرمن میگه بیاهمین حالابیاریم آخه من هنوزمقعدم زخمه ازسرزایمانم

ببین بگو فردا تو میخوای سختی بکشی نمیشه ک بگو یدونه میارم بد این دیگ تموم دوتا بچه واقعا سخته

واقعا خدا این یدونه هارو حفظ کنه ولی فعلان زوده دوتاش به کنار سه تاش ک عصاب زیادی میخواد واقعا ولی دوتا خوبه سعی کن با حرف زدن راضیش کنی

سختی بده بهش بچه داری بنداز گردنش ازسرش میوفته من شوهرم اول میگف چهارتا چهارتا الان که سختیاشو دیده میگه دوتا نهایت🤣

فک کنم همشون جوگیر شدن. همین یدونه رو هم بعد هفت هشت سال من تصمیم گرفتم که اقدام کنیم و بچه دارشیم. شوهرم جراتشو نداشت. الان که زاییدم هی شوخی جدی میگه از اینا دوتا میخوام فاصله نباید زیاد باشه، من سنم زیاده و این حرفا. از سرشون میفته یکم دیگه ایشالا😅

وای نه من فک میکنم به پروسه 9 ماه ورم فشار دیابت تیرویید
بعدش این شکم پر ترک اندام اویزون
وای نه

بس که راستین عسله
من از راه دور عاشقشم
شوهرتم راست میگه باید از راستین چنتا باشع😅

بنظرم برو ای وی اف کن دو قلو یه دختر و پسر تموم کن بجای سه بار دو بار باردار شو

شوهر منم هر از گاهی میگه دومی رو بیاریم اونم پسر
چون دختر داریم پسر میخاد میگ براش داداش بیاریم
میگم مگ اینکه توخاب ببینی
دارم قرص میخورم نمیخاممم دیگ

خب دوقلو بیار راحت بشی

خودتو لبین ،توان داری اعصاب داری پول داری ۳تا بیار
وگرنه با دوتاشم ادم له میشه

دیده مثل یه شیرزن رفتی زاییدی اومدی آخ وناز نکردی پر رو شده🤣🤣اگه پدرشو در میاوردی ناز میکردی دستورات فضایی میدادی میگفت دا بسدی🤣

مردا زیاد حرف میزنن ول کن بابا
من ک شوهرم حرفی بزنه دعوامون میشه
میگم بچه میخوای بازم برو ی زن دیگه بگیر برات بیاره من نمیتونم دیگه
مادرشوهرمم گف همینو گفتم 🤣

شوهر منم اشتهاش کمه ب سومی و حتی ب چهارمی هم فکر میکنه انگار خودش زایمان میکنه انقدر راحت درباره ش حرف میزنه.
ب منم همین حرف رو میزنه ک زود بیاریم تا فاصله نندازیم😑

الان چند سالشه

سوال های مرتبط

مامان یاس مامان یاس ۱ سالگی
مامانا درددل دارم...
همسایه طبقه پایین ما یک دختر داره که از دختر من(۵ساله) سه سال بزرگتره.
بعد مدل تربیتی ماها فرق داره و کلا ذات دو تا بچه هم فرق داره. اون از اون بچه هاست که دل و روده همه وسیله های برقی و غیر برقی رو میریزه بیرون، به همه چی کار داره، وسایل آشپزخونه رو میریزه، مدادا رو نصف میکنه نمیدونم از اون یکی سرش تراش میکنه، خرده ریزه ها رو آتیش میزنه ،هرچیزی رو خراب میکنه حالا از روی کنجکاوی یا چی.
دختر من اما بی آزاره از این جهت
با وسایل خونه کاری نداره با اسباب بازیاش بازی میکنه و چیزی رو هم خراب نمیکنه. اون دختره هم اصلا حرف گوش کن نیست. دختر منم خیلی علیه السلام نیست ولی ببینه داره آسیب میزنه ادامه نمیده و حرف گوش میده.
ساختمونمون فقط همین دو تا بچه هم سن هستن
دختر کوچیکمم که ۴ ماهشه.
اون دختر همسایه خیلی علاقه داره بیاد بغل کنه و رو پاش بذاره و ...
الان مشکل من اینه که دخترم دوست داره با این دختره بازی کنه،
ولی هم کل خونه زندگی منو به هم میریزن
هم اینکه دائم باید نگران بچه کوچیکم باشم، رو دختر بزرگمم اثر میذاره، چون بزرگتره میترسونتش و ... اصلا روح و روانم رو به هم ریخته
گاهی لعنتش میکنم
از اینورم دخترم عاشق اینه باهاش بازی کنه
و من نمیذارم فکر میکنه من چقدر ظالمم