دقیقا منم این ماه این شکلی بودم بدنم جون نداشت راه برم همسرم ناهار میخواستدخترم مدرسه داشت دختر کوچیکم که ۲۴ساعت نق میزنه از پاهام اویزونه همش گریه میکنه اومدم نشستم تو اتاق یه دل سیر گریه کردم بعد رفتم به کارام رسیدم حس میکردم چیزی یو از من میخوان که بیشتر از حد توان من برام سنگین بود اون بار روی دوشم .ولی گریه باعث شد سبک شم از اون حس وحال در بیام .رفتم اول از همه برا خودم نسکافه درست کردم یه اهنگ پلی کردم ملایم هندزفری زدم گوشم کمتر نق نق بچه اذیتم کنه بعد در کابینت باز کردم قابلمه و وسایل پلاستیکیام میزارم اونجا دختر کوچیکم رفت فوری سر بختش میدونستم که حالا حالا سرگرم میشه با ریخت و پاش بازی با اونا دختر بزرگمو گفتم اومد نشست رو صفحه کابینت همزمان که ماهار میزاشتم به مشق اونم نگاه میکردمو سوالاشو جواب میدادم 🙃🙂
خدا بهت قوت بده از پس همه بر بیای
منم حال تورو دارم امروز
انشالله
قربونت برم که انقدر خسته شدی دوستم چقدر مث منی دقیقا شرایط مشابه همدیگه غصه نخور الهی خدا توانتو زیاد کنه توانمونو زیاد کنه تا با این شرایط سخت و انرژی بدنامون بسازیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.