۳ پاسخ

دقیقا پسر منو تعریف کردی دقیقا همینه قربونش میرم میگه نگوو نفس منی نگو جیگر منی نمی‌دونم چرااا اونم باباشه حق داره باباش رو دوست داشته باشه ولی دوست ندارم ازم دلخور باشه دوستدارم مامانی شع من عاشق بچه هامم همه مامانا همینن امیدوارم ورق برگرده

پسر من از اول اینجوری بوده
با اینکه من همش قربون صدقش میرم
ولی خب چیزایی ک براش خوب نیس مث شکلات و شیرینی بخواد بهش نمیدم یا خیلی خیلی کم میدم با من خوب نیس
ولی تا وقتی باباش باشه منو نمیخواد

والا من راضی ام🤣🤣🤣

پسرها معمولاً مامانی هستن بذار همسر ت هم یه چند وقتی از محبت پسر استفاده کنه

سوال های مرتبط

مامان نورا ✨دیانا مامان نورا ✨دیانا ۳ سالگی
سلام خانوما خوبین من دختر بزرگم 2سال و 4ماهش هست خیلی بد اخلاق شده اصلا به حرفم نمیشه گریه می‌کنه چیغ میزنه بدون هیچ دلیل وقتی میگم چی میخایی چه بدم بهت بدتر لج می‌کنه با ناز با محبت همراهش حرف میزنم نمیشه زیاد که عصبانی بشم میزنم داد میزنم بازهم نمیشه نه که با این کوچکه حسادت کنه میاد بغلش می‌کنه بوسش می‌کنه اون که گریه کنه میگه جان جان من بگیرم شیر بدم اصلا عین خیالش نیست نه که به اون توجه نمیکنم نه از کوچکه بیشتر توجه ام سمت اینه ولی اصلا منو آدم حساب نمیکند
فقط می‌ره سمت باباش آب بخاد غذا بخاد نان بخاد جیش داشته باشه پی پی داشته باشه همش می‌ره به باباش میگه به من اصلا اهمیت نمیده
البته باباش هم بی‌تقصیر نیست اون که لج کرد یا هرچی میگه خانم بیا بیبین دختر به حرف نمیشه از من برای دختر یه هیولا ساخته همین که میرم سمتش بگم چیشدع چی میخایی می‌ره سمت باباش به اون پناه می‌بره نمیگم نره سمت باباش ولی خوب منم مادرم ناراحت میشم که منو آدم حساب نمیکند نمیگه من مامان دارم
بدتر ازهمه این جیغ زدن وبهونه گرفتن و گریه های الکی عصاب بهم نزاشته لطفاً شما بگید چکار کنم بخدا خیلی دلم شکسته اینکه اصلا منو مادر حساب نمیکنه همه کارش باباباش هست حتا باباش بره دستشویی این دختر از گریه هلاک میشه که منم میرم 🥺🥺🥺
مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
سلام مامانایی که بچه شون همسن دختر من هستن لجباز هستن؟
دختر من نمیدونم چرا یه مدته اینجوری شده همش لج داره خودش رو میکوبه در دیوار باهیچکس نمیسازه
دیروز پایین خونه مادرشوهرم اینا بودیم مادرشوهرم یه چیز گفت برگشت زدش بعد رفتیم خونه مامانم اینا با اونام دعوا میکرد
سرهمه چیز گیر میده پیرهنت رو چرا درآوردی بپوشش، به مامانم ومادرشوهرم میگه اینور نیا اونجا نرو دست نزن
نمیدونم این از اقتضای سنشه یا مشکلی هست شبا چند بار از خواب بیدار میشه بغلش میکنم میخوابه
من وهمسرم تقریبا آرومیم تو خونه بندرت پیش میاد عصبی بشیم
مامانم میگه این چرا اینجوریه شاید چشم خورده
مادر شوهرم میگه حتما تو عصبی هستی باهاش دعوا میکنی یه چیز بهش میگه کلا همه رو از چشم من میبینه درصورتی که من همش نازش میدم با محبت باهاش رفتار میکنم
یکی از فامیلامون میگه زیاد بهش بها میرین بخاطر همونه
موندم چیکار کنم ِغذاخوردن هم که افتضاح نه صبحونه میخوره نه ناهارشامم فقط یه لقمه کوچیک نون خالی وبعدش شیر وخرما دادم بهش
#فرزند_پروری
#تربیت
#غذا