۱۳ پاسخ

برای چی اطمینان کردی و دادی؟! 😐😕

من بودم نمی‌دادم بهش والا

من با همسایم خیلی رفت و آمد داریم خیلی پسرمو دوستدارن میان میبرنش حتی بهتر از خودمم بهش میرسه مراقبشه بعضیا واقعا مشغولیت پذیرن عزیزم

عزیزم من دخترم از وقتی به دنیا اومده حتی ده دیقه پیش هیشکس حتی مادر خودم که خیلی حواس جمه نزاشتم دلم نیومده و همش میترسم خدا نکرده اتفاقی میفته براش ....چند وقته ی خونواده اومده واحد بغل دستمون آدمهای خیلی خوبین خیلی ب دخترم محبت میکنه دخترمم دنبالش گریه میکنه باهاش میرفتیم بیرون بچم هنش میرفت بغل اون منم واقعا حالم بد میشد بهش گفتم مستقیم میای دم خونمون بچم کلی پشت سرت گریه نیکنه دیگه اونم نمیاد درحدی میومد تا غروب بالای ۱۰۱۵ بار احوالمو میپرسید خوشم نیومد

این باعث نمیشه بچه اجتماعی نشه؟
آخه روابطش محدود میشه

نه نمیدم.
منم با همسایمون رفت و آمد دارم ولی هربار میگه ببرم میگم نه میترسه خودمم میام

نمیدونم‌رابطتتون چجوری منم‌طبقه پایین خونمون‌ از نوزادی همش ب دخترم‌محبت میکنه دخترمم بهش میگ مامان خودشم دختر داره و خیلی رو دخترش حساسه بار اول ک بچه برد مثل الان‌تو بشدت حالم‌بد شد سریع آوردمش اما الان ماهی یکبار میاد میبره اونم‌در واحدو باز میکنم‌صدای خندشون میاد منم‌چون خیلی وقته میشناسمش بهش اعتماد دارم اما اگ‌زیاد نمیشناسی ندی بهتره

ببخشید ولی این عکس چیه گذاشتین خیلی حس خوبی بهم داد

چطوری به مادت بچه نمیدی به غریبه میدی

چی بگم بهش وقتی دخترمم خودش میخواد بره؟؟

نده بچتو دست کسی از رو ظاهر ک نمیشه قضاوت کرد

بنظرم دختر بچه‌کوچیک رو نباید به کسی سپرد فقط مادر و خانواده خودت

من خونه مادرشوهرم میزارم میرم سرکار ولی دست همسایه نه دیگه.همسایه رو میشناسی ولی نمیدونی که کیا به خونش رفت و آمد دارن

سوال های مرتبط

مامان آقا پسر مامان آقا پسر ۱۶ ماهگی
از دست پسرم نیم ساعته گریه میکنم هیچکس منو درک نمیکنه پدرم درآورده این بچه دیگه خستم کرده دم به دقیقه مریضه در ماه دوبار مریض میشه کم مونده دیگه خودم بکشم از دستش بخدا بچه‌ای خواهرشوهرم همش تو بیرونن خونه همسایه هاست یکی میوه میده بهش یکی غذا میده بهش مامانش بچه سومی تازه زایمان کرده خوابیده خونه پیش بچه کوچیکه دختره هم تو محله چندتا خونه همسایه میره میخوره خونه ما میاد ولی پسر من نمیتونه تو خونه خودمون یه چیز بخوره انقدر که تو گریه میکنه شلوغ کاری میکنه همش باید دنبالش بدوعم برم غذا بدم گله هم نمیتونم بکنم خانواده شوهرم میگن بچه همینه آخه بچه همینه بچه های همسایه دیشب به اون سردی بستنی خریده بودن بخورن ولی بچه من از این جور چیزا حالا نمیدم مریضه اگه بچه همینطوری گریه میکنه شلوغ کاری میکنه میگه رو تاب وایستم مگه میشه رو تاب وایستاد هیچ نمیتونه راه بره ولی میخاد رو ماشینش بایسته رو مبل بایسته خستم کرده یعنی انقدر حرصم میده گلایه هم نمیتونم بکنم میگن بچه هس منم میگم اگه بچه هس چرا بچه های مردم اینجوری نیستن چرا بچه های مردم تو خونه این و اون غذا میخورن مادرشون ولشون کرده به امان خدا مریض نمیشن بچه من چرا دم به دقیقه مریض میشه همش تب میکنه همش نق گریه شبو نتونستم بخوابم همش گریه کرده امروز هم از صبح یدونه دستشویی نتونستم برم تا الان که عصر