۱۶ پاسخ

سلام ببخشید شما هم از این فلاکس ها دارین خوب آب داغ رو نگه میداره

تصویر

عزيزم اون محصول ماجان چيه؟
اب ميدي به بچه؟؟

عزیزم اون پماد چیه داخل شیشه؟

گلم اون دوتا شیشه شیر غیر از دکتر براون مارک چیه ؟

شیر ماجان میدی؟بریز داخل لیوان ببین سبز نیس اخه اینستا دیدم گذاشته بودن

💕💎آتلیه آنلاین دیلان 💕💎

🍒با کمترین هزینه🍏

🌈🌧ثبت لحظات خاص کودک و خانواده
عکاسی یلدایی، دندونی، بارداری، نوزادی و مجلسی
کیفیت بالا، قیمت مناسب، رزرو آسان آنلاین
📸 خاطراتتان را با ما جاودانه کنید!🌈💥

همراه نمونه کار🎊🍉

🤩🧜‍♀جهت ثبت سفارش به این شماره در پیام رسان روبیکا یا واتساپ پیام بدید🎂💍

09931400960

عززیززم خدا براتون حفظش کنه😍😍
اون اب ماجان براچیه گلی؟

دقیقامنم

ماجان

دانشجویی چی میخونی ؟

از کدوم تب سنجت راضی عزیزم
من ازین دیجیتالی خودکاریا دارم میخواستم ازین لیزریا هم بگیرم
میگن لیزریا خطا داره

آب مامان رو چند میخرین بجوشونی اب خودت به صرف تر نیس؟

دو نوع شیرخشک قاطی میکنید؟

دقیق مثل من
همسرم میگفت اگه الان وسایل من اینجا بود ببین چی مبشد😅

آب مرجان میگن ندین ب بچه

عزیزم اون شیرای ماجان رو چرا میدن؟

سوال های مرتبط

مامان 🌱حا ُ میم🌱 مامان 🌱حا ُ میم🌱 ۵ ماهگی
قبل از اینکه دوباره بارداری رو تجربه کنم و واسه بار دوم مامان بشم ، همیشه فکر میکردم دخترم تموم دنیامه و هیچ کسی دو نمیتونم اندازه اون دوست داشته باشم😪
حتی وقتی باردار شدم بازهم دخترمو یه جور دیگه دوست داشتم گاهی اوقات شبا که خواب بود براش گریه میکردم و دلم میسوخت که قرار بود با حضور یه کوچولوی دیگه مجبور بشه دنیاشو با اون تقسیم کنه!💔
حتی از فکر اینکه بعد از تولد پسرم نمیتونم مثل قبل با دخترم بازی کنم و براش وقت بذارم عذاب وجدان داشتم!
شاید باورتون نشه حتی وقتی پسرم بدنیا اومد بازهم دخترم رو بیشتر دوس داشتم اصلا نمیتونستم قبول کنم که بچه دیگه ای رو اندازه اون دوست داشته باشم🤚( در این حد مادر وفاداری ام من 😅)
اما کم کم که روزا گذشت و منی که شبا تا صبح خواب درستی نداشتم ، کارهام دوبرابر شده بود و دائم مشغول شیر دادن و بغل کردن و بازی کردن با پسرکوچولوم بودم ، یهو به خودم اومدم و دیدم واای خدای من این پسر کوچولو چقدر برام دوست داشتنیه 😍
چقدررر برام عزیز و خواستنیه🥰
درست مثل دخترم !😉❤️
امروز صبح که پسرمو بغل کرده بودم یهو یاد این افتادم و خندم گرفت ، گفتم "تو همونی بودی که به زور دوستت داشتم؟؟؟😂😂"
مامان نیلا مامان نیلا ۶ ماهگی
دختر قشنگ من امروز سه ماهه شد
تجربه ی من تو این سه ماه مادری پر از خنده ،گریه،ترس از مادر خوبی نبودن و عشق و خیلی حسای عجیب غریب دیگه بود..
من از اون مامانا نبودم که تا بچه رو بدن بغلم عشق و تجربه کنم ،هرچی گذشت این حس بیشتر و بیشتر شد
خستگی، تغییر هورمونا ،این که دیگه آزادی قبلیمو ندارم باعث میشد خیلی شبا گریه کنم، خدارو شکر میکنم همسرم رفیقمه تو همه ی لحظه های سختم بغلم کرد خودش بیدار موند من بخوابم،کارای خونه رو کرد،آشپزی کرد تا فرصت پیدا کنم به خودم بیاممیتونم بگم الان یه مادر خوشحالم که برگردم عقب بازم مادری و انتخاب میکنم
نیلای من تو این 3 ماه زندگیش ماه اول روز و شب تقریبا خواب نداشت ،تو یه ماه و نیمگی تصمیم گرفت شیر منو نخوره و شیر خشک خوردکولیک و رفلاکس و تجربه نکرد، از 40 به بعد به طرز عجیبی خانوم شد میخوره میخوابه بازی میکنه فقط وقتی خوابالو میشه یکم داد و بیداد میکنه😆واکسن دو ماهگی براش سنگین بود🤕تا الانم دو تا مسافرت رفته اولی و کلا خواب بود دومی و تو مسیر 4 ساعته همش بیدار بود و تماشا کرد دلم خواست اینجا بنویسم که بدونیم این مسیر پر از چالشای مختلفه فکر نکنیم همیشه سخته یا همیشه شیربنه❤️