۱۱ پاسخ

از کجا معلوم‌که تا موقعی که بچه های ما بزرگ‌بشن اوضاع بد باشه؟
چرا همیشه به چیزای بد فکر میکنین ،تا خدا نخواد برگی از درخت نمی افته ، خدای بچه های ماهم بزرگه ، تک فرزندی اصلا خوب نیست

عزیزم شرایط خیلی سخته ولی ما نمیتونیم نسل رو منقرض کنیم

عزیزم خدای ما، خدای بچه‌های ما هم هست... این بساط جنگ و آشوب و ... همیشه توی دنیا بوده و هست، شما زندگیت رو بکن جانم... خدا بزرگه

عزیزم کاملا حق داری اینجوری بگی واقعا تصور آینده سخته
ولی به این فکر کن که خدا تو آینده‌مون هم هست
اونی که دندون میده نون هم میده

هیچ آدم تلاشگری نیست که از بچه دوم آوردن پشیمون شده باشه
همه میگن خدا روزی‌ش و داده بعد تولد .
الحمدلله که بچه آوردن دوست داری
توکل کن به خدا
مطمئن باش اگه با توکل بهش بچه بیاری تو همین اوضاع ، زندگی‌ت درست میشه

وا مگه ۲ سال و نیم پیش وضع مملکت این بود؟؟؟که بچمون بگه چرا بیخود کرده بگه اون موقع اینجوری بل بشو نبود

داداشم ازم کوچیک بود و حمایتاش خیلی ضعیف بود
منم تصورم این بود باید بچه اولم پسر بشه و بزرگ تراز خواهرش باشه تاحمایتش کنه و ...
شکر بچه اولم پسر بود انشالله اوضاع خوب شه بتونم خواهر بیارم. برا پسرم و منم حسرت هایی که سر پسرم به دلم مونده بود رو بتونه دخترم جبران کنه و ارزو به دل نمیرم

من همیشه میگفتم دو دختر دو پسر عاشق این ترکیب بودم 😂😂😂
اولین بچه رو خودم خواستم با شوهرم گفتیم دیگه بچه تعطیل زد و با قرص جلوگیری باردار شدم بازم اوضاع داغون نبود نگه داشتم اما دیگه فکر بچه تو سرم نیست دومی ام خدا داد بود

منم خیلی از تنهایی دخترم میترسم و همیشه نگرانشم و بااین پولای کارگری و مستاجری دیگ نمیشه به بچه دوم فکر کرد خدا بهمون رحم کنه

من همیشه تصور میکردم. یه. پسر. دارم یه دختر سه چهار سال کوچیک تر از پسرم. دقیقا. الان همینا رو دارم. ولی. دخترم ناتواسته شد هنوزم‌گاهی. ناراضیم

منم همین دغدغه رو دارم من به مامان بابام میگم ما رو چرا به دنیا آوردین چه برسه بچه هامون به ما بخوان چی بگن خدا کنه وضعیت درست بشه

من همیشه دوس داشتم دوتا دختر داشته باشم ولی با این اوضاع نمیشه

سوال های مرتبط

مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 هفته پانزدهم بارداری
فرزندپروری پوشک مای بی بی بچه زایمان بارداری
سلام مامانا شاید چیزی که میگم از نظر شما چیز خیلی کوچیکی باشه ولی چند روز ذهن من رو مشغول کرده اون دسته بچه های که چه حق باهاشون باشه چه نباشه مادراشون ازشون دفاع میکنند وقتی بهشون چه چیزی بخواد که حتی برای خودشون نباشه هرطور شده میدن به باهاتون تا اروم بشن کلا اعتماد بنظر بیشتری دارن و تو بزرگسالی بیشتر بهشون احترام میزارن الان یه موقعیت رو براتون میگم شما بودید چیکار میکردید من همیشه به دخترم میگم اسباب بازی ات مال خودته اگه دوست نداشتی اشکال نداره به کسی نده و بهش میگم جایی هم رفتیم اونا هم دوست نداشتن بهت نمیدم چند روز پیش رفتیم خونه کسی یه دختر داره چند ماهی از دخترم کوچیکتره دختر من عروسکش رو برداشته بود بعد اون گفت بهم پس بده مامانش گفت دخترم خیلی عروسکش رو داشت همش بغلش منم از دخترم گرفتم بهش پس دادم یه چیز دیگه دادم به دخترم ولی بازم دخترم گریه کرد دو سه روز پیش اونا اومدن خونه ما بعد دخترمون سر یه کیف که برای دخترم بود دعوا کردن اون دختر بچه از زورش استفاده میکردم دختر منم گریه میکرد منم تو آشپزخونه اومدم وقتی رسیده داشت دست دختر منو از کیف جدا میکرد که رزا خانوم برو یه کیف دیگه برای خودت بیار دخترمم یه دفعه کیف رو ول کرد خیلی بهم برخورد منم رفتم کیف رو ازشون گرفتم گفتم میزارم تو اتاق که دعوا نکنند بنظرتون رفتار صحیح این موقع ها چیه