چقدر شبیه من
منم روز اخر بارداری بودم دهانه رحمم بسته بود با سرم فشارم هیچ اتفاقی نیفتاد زدن کیسه ابم رو پاره کردن فهمیدم بچه مدفوع کرده بردنم سزارین کلی هم گریه میکردم یهویی شد همه چی
وحشتناک یادش میافتم
آره شکر خدا منم دکتر بالا سرم نبود موقع اومدن بچم تنهام گذاشتند واسه همین این بلا سرم آوردند تازه بدهکارم بودند باهاشون همکاری نکردم موقعی که رحمم معذرت ۷سانت باز بود سربچمو می دیدند از تخت آوردم پایین نشسته بچم اومدم نو دستم اینقدر جیغ زده بود گلو تا دوماه زخم شده بود
اره خیلی
منم زایمان طبیعی ولی وقتی بچم دنیا اومد از شدت خونریزی وپارگی شدیدکلرم اتاق عمل کشید بچمو نشانم ندادند فقط گریه شو میشنیدم ومیگفتم سالم توروخدا میفتنه آره داره گریه میکنه وبعد ساعت۵عصر رفتم اتاق عمل تا ۸ونیم نیاوردنم بخش زایمان بخاطر اینکه گشته نمونه شیر خشکبهش دادند وتا آخرهای نتونستم بغلش کنم بیهوشی بورم کامل چون 😟😢
نمیدونم ولی یجوری قشنگ نوشتی که دارم میخونم مشتاقم بقیشم سریع بزاری.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.