۸ پاسخ

ن بابابروازدلش دربیارمنک ذلیلم عجیب😂😂اصلن نمیزارم قهرکنه چ برسه غذانخوره دق بالامیارم😂

محلش نزار خودش میاد

منت بکشی اینا بدتر میشن

وا چقدر افکار بچگانه داره ولش کن بابا بزار به خودش بیاد فقط بهش بگو این رفتار حتی اگه من مقصر باشم برای مرد جالب نیست دوروز دیگه اون بچه از پدر یاد میگیره بخدا من هزار چیز به شوهرم میگم یک کلمه نمیگه غذا نیاد نخوره که از فردا اصلا نمیپزم با شکم خودش هم قهر میکنه فدا سرت

چقدر گناهیم ما منم سر مادرش دعوامون شد الان پیشم نخوابیده تنها تو اتاقم با یه بچه پنج روزع و جای زخم سزارین انقدر دلم گرفته

ولش کن بابا منت کشی بدتره پررو تر میشه

بدم‌ میاد مردا قهر میکنن طرف بچه نمیان
لووووسا
بنظرم بزار تا فردا ببین بهتر میشه

خوش به حالت باز پسرت پیشته
شوهر من امروز بچمو برداشت برد هنوز نیومده داره قلبم وامیسته

سوال های مرتبط

مامان جوجو💙 مامان جوجو💙 ۴ ماهگی
خانما با شوهرم قهریم بماند ک مقصر من بودم 😁😂
ولی خب خلاصه جونم براتون بگه دیروز ظهر ساعت سه جهار دعوا کردیم بعد زنگ. زدم شام حاضره گفت تو بخور من نمیخورم فک کردم خونه مامانش یا بیرون خورده چون قدیمم از این کارا کرده بود موقع قهر گفتم لابد بازم اونجوریا واسه خودم ریختم خوردم بعد اخر شبی اومد واسه خودش ریخت خورد
واسه ناهار هم دوباره وقتی اومد گفتم ناهار بیارم گفت نمیخورم ناهار جوحه بود گفتم واست نگه هم ندارم گفت ن من سر سفره بودم تازه دیدم از در اومد واسه خودش کباب گرفته بود😒نشست خورد بعدش خودش جمع کرد ظرفشو رفت منم اصلا محل ندادم
بعد امب لوبیا پلو درست کردم اومد یه سر بالا دید موادشوبیرون گذاشتم(مغازمون پایینه) رفت پایین ساعت ده پیام داد کی شام حاضره منم اینو نوشتم خوب نوشتم بنظرتون یا اشتباه کردم 😁😁😂😂


بارداری فرزند پروری شیر خشک پوشک سیسمونی رفلاکس کولیک زردی بارداری فرزند پروری شیر خشک پوشک سیسمونی رفلاکس کولیک زردی بارداری فرزند پروری شیر خشک پوشک سیسمونی رفلاکس کولیک زردی بارداری فرزند پروری شیر خشک پوشک سیسمونی رفلاکس کولیک زردی بارداری فرزند پروری شیر خشک
مامان ناناز من 😍 مامان ناناز من 😍 ۳ ماهگی
میدونم میگن زیاد گیر ندی به مرد واین حرفا. من خیلی حساس شدم یسالی میشه خودمم دوس ندارم دست خودم نیس اینکه شوهرم از کسی حرف بزنه یا با کسی منظورم خانمه. اینم از اوناس که هم صحبتی با زن هارو دوس داره. یا یهو از یکی میگه فلانی دافی بود. بعد قسم واینا منظوری نداشتم من خودم دختر دارم وبه کارما اعتقاد داره. کمی سادس. بعد بعد از ظهر. ی دختری اومده. این دم خونه میوه میفروشه. البته برای پسرم. پسرم حرف میزد دختری اومده بحث کرده باهام از این طرف شوهرم. دختر فلانیه. دافی بود برای خودش ی عالمه آرایش کرده بود وفلان و چون دختر فامیل دوررر میشه این باهاش صحبت کرده که دختر فلانی هستی. منم گفتم خاله زنکی واینا بحث کردیم گفت ده دقیقه حرف زدم مگه چیه. گفتم منم میرم با ی پسری ده دقیقه حرف میزنم مگه چیه. شاید کارم اشتباه باشه میخوام به خیالم نیارم نمیتونم بعدش بیرون رفتم صداش میومد به پسرم میگفت حرف میزنی اخلاقش میدونی مامانت بی عقله قاطی میکنه






بارداری فرزند پروری زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری