۱۴ پاسخ

با اولیا شون حرف بزن نزار اعتماد به نفس بچت پایین بیاد

کلاسش رو عوض کن

حتما به مربی بگین شاید اون بچه ها هم ترکی ندارن از این موضوع که دارن مسخره میکنم و دل میشکنند
حتما مربی باید برخورد قاطع بکنه و برای بچه ها عادی سازی بکنه تو کلاس پسرم یکی هست چهرش یکم نرمال نیست و عینک ته استکانی میزنم و مربی پسرم برای بچه ها توضیح داده چشماش ضعیفه و آن شاا... یکم عینک بزنه خوب میبینه

حتمااااا به مدیرشون بگو مربی نه هااااا مدیر بگو از اولش که اومده دخترم این دوتا بچه خون به دلش کردن بگو من وظیفه شما میدونم این مسائل رو کنترل کنین بگو اگه اینجوری ادامه پیدا کنه به روح و روان دخترم آسیب وارد میشه بگو باباش گفته مهدش رو عوض کنیم مهد کودک ها حرف پدر هارو خیلی جدی میگیرن و از اینکه یه بچه بخواد مهد کودکش رو عوض کنه خیلی ناراحت میشن من خودم 9 سال تو مهد مدیر بودم و تموم پیج و خمشو حفظم

این مسائل هست منم دخترام اصلا بدجنسی بلد نیستن و زودرنجن ،خیلی وقتا اوناروباهاشون صحبت کردم یا خانوادشون یا به دخترم گفتم حذف کنه ولی همچنان این مشکل هرسال وجود داره حتی این دختر کوچیکم که مهد میره هم بقیه زجرش میدن ،ولی باید بهش یاد بدی که عکس العکل نشون نده بی تفاوت باشه یا صبرش تموم شد عین خودشون رفتار کنه و....
اینکه یه گوشه ناراحتیش نسبت به کارای اونا نشون بده ،اونا هی به بدجنسیشون ادامه میدن ولذت میبرن
واین موضوع تا همیشه تو هر جمعی باهاش هست
فقط باید رو رفتار بچه ی خودت کار کنی که اذیت نشه واعتمادبه نفس داشته باشه

اول اینکه این حجم از بیشعوری قطعابراقلب کوچولوی اون بچه سنگینه...
میتونی بگی باباخیلی دوست داره ترو و موقتا اینجورشده و دندوناشم درست میشه ولی اگر متوجه بشه تو ازین موضوع ناراحتذشدی و گریه کردی قلبش میشکنه ها،اونکه خودش نخواسته دندوناش اونطور بشه،درضمن ماحق نداریم به کسی بخاطر چیزای اینجوری بخندیم،این کار بی ادبیه...
اینارو بهش یگو ببین قانع میشه بچه💐💐

خودت با مادراشون صحبت کن
عجب
بعضی بچه ها خیلی سقیلن😏 نشون از لوس بارآوردن خانواده هاشونه

وا چه بی فرهنگن یه بار همکلاسی پسرم به‌اون دوستشون که عینکیه خندیده بود مربیشون برخورد قاطع کرده بود بچه رو وادار به معذرت خواهی کرد و چند دقیقه ای هم از کلاس گفت جدا شه و بره سالن تنهاباشه تا به کار بدش فکر کنه
مربی باید جلوشونو بگیره شمام کاملا حق به جانب با مربی و مامانا برخورد کن یعنی چی مسخره کردن و خندیدن

ببخشید بیشعوری از. مربی شون هست
چون اینا بچه هستن نمیفهمن چی خوبه چی بد
دختر منم چندباری پیش اومده یه چیزی اشتباه گفته دوستاش بهش خندیدن خودش گفت سریع مربی دعواشون کرده بعدشم گفته هرکی اشتباه بکنه اشکالی نداره ما اومدیم اینجا یاد بگیریم خدا رو شکر بهتر شده

حالا تو هم به دخترت بگو کم رو نباش واگرنه بچه ها ازت سواستفاده میکنن..بگو اون میگه بابات بی دندونه تو هم یه ایراد از مامان و باباش بگیر و مثل خودش باهاش برخورد کن🌝

متنفرم ازین بچه های قلدر و پررو ک فک میکنن آسمون دهن باز کرده اونا افتادن پایین.من جای تو بودم ادبشون میکردم.غلط میکنن اذیت میکنن

من دخترم اولین سالی که اومده بود تو مدرسه جدید …یه همکلاسیش بود با این کل کل می‌کرد …دخترم میگفت زنگ ورزش برا خودش بازی تشکیل داده بود و بچه ها رو میبرد دختر منو راه نمیداد..دخترمم میومد گریه می‌کرد..که منو راه نمیده تو بازی🫠
منم گفتم بهش تو هم یه بازی تشکیل بده همه رو راه بده اونو راه نده😂
دخترم میگفت اومده بود میگفت تو روخدا منو راه بدین ..دخترم هم راهش نداده بود…خلاصه گذشت و الان باهم خوبن…

به مدیر بگو عزیزم…

چ جالب چقدر چیزی حالیشونه به پسر من میگن کله پوک میخنده اصن‌نمیفهمه توهینه

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۶ سالگی
پارت 29
تقریبا دو سه ماهی از صمیمیت منو نگار گذشته بود....
ماندانا می‌خوام بهت یه چیزی بگم ولی قول بده که ناراحت نشی....
جانم بگو عزیزم....
می‌دونم تو اهل پسربازی و اینا نیستی ولی یه پسری هست که اگه باهاش دوست بشی و صمیمی بشی اینو در نظر بگیر که حتی ماشین هم برات می‌گیره...
یعنی نمی‌ذاره آب تو دلت تکون بخوره....
با تعجب نگاش کردم....
مگه میشه همچین چیزی مگه داریم همچین کسی....
اینجور پسرا فقط دنبال بدنتن نه خودت.....
پس این پسرم حتماً یزی از آدم می‌خواد که در مقابلش همچین چیزایی بزرگی بهت میده.....
یکمی من من کرد و گفت...
ببین ماندانا لطفاً از دستم ناراحت نشو ولی این پسر یکمی پسر شلوغیه دخترای خیلی زیادی تو زندگیش بودن شایدم هستن....
من این پسر میگه من آرزوم اینه با دختری باشم که بدونم دست نخوردس...
مطمئن بشم تا حالا به پسری نبوده....
اینکه بخواد مثلاً رابطه‌ای داشته باشم دیگه اونو نمی‌دونم ولی اگه بخوای من شمارتو بهش بدم تا با هم آشنا بشید....
سریع گفتم نه مرسی من نمی‌خوام....
من تا حالا اجازه ندادم پسری بیاد تو زندگیم حالا برم با پسری دوست بشم که به قول تو کلی دختر تو زندگیشه و واسه نیازش منو بخواد....
عشقم هرجور خودت صلاح می‌دونی ولی اینو بدون که میتونست زندگیتو تغییر بده....
چند روز از این ماجرا گذشت و من اینو واسه سحر تعریف کردم....
با خودم گفتم الان سحر کلی جیغ و داد و با نگار دعوا می‌کنه...
یهو گفت ماندانا راستشو بخوای خیلی هم حرف بدی نزده‌ها....
والا به خدا دختر مردم هر روز با یه نفره....
تو دختر به این پاکی دختر به این نجیبی حداقل از این استفاده کن که به خاطر پاک بودنت ساپورتت کنه....