۸ پاسخ

بهش یاد بده مثلا بگو هر کی خواست بزنند از خودت دفاع کن نزار بزنه یا اگه زدن تو هم اونو بزن

بره مهد یاد میگیره قشنگ

دختر منم همینجور بود من یه مدت باهاش صحبت کردم که اجازه نده کسی اذیتت کنه.یا وسایلتو به زور برداره.به شکل بازی باهاش تمرین میکردم خدارشکر خیلی بهتر شده.با هر بچه ای که باهاش خوب باشه خوبه اگه کسی اذیتش کنه دیگه وسایلش نمیده

متاسفانه پسرمنم اینطوریه

ببرش مهد از خونه بیرون ببرش تو جمع بچه ها ببر که بتونه ارتباط بگیره و کم کم روش بز میشه و خودت براش حرف بزن توضیح بده من به شخصا جایی میریم خیلی هواسم به دخترم هست که ببینم اطرافیان با دخترم چطور رفتار میکنن و دخترم چطور رفتار میکنه و اگر چیزی ببینم بعد که تنها شدیم من و دخترم این قدر غر غر میکنم و بهش تذکر میدم چیکار کن چیکار نکن میبینم دفعه ی بعد بچم هواسش و جمع میکنه شما هم حتما بهش بگو چون بچه همیشه بچه نمیمونه سال بعد میرن مدرسه بزرگ میشن میخوان وارد جامعه بشن که اکثرشون گرگن پس بهتره دخترامون بره نباشن خوبه که از الان بهشون یاد بدیم چطور از خودشون دفاع کنن که فردا روزی راحت و الحلقوم نباشن من خودم به شخصا دوست ندارم دخترم گرگ باشه خودم از پسش بر نیام ولی دوسم ندارم بره باشه هر کی از راه برسه بکوبه تو سرش یا ازش سواستفاده کنه بخاطر همین از دو سه سالگی هر کی باهاش بد رفتاری کرد بهش میگفتم چکار کنه

اعتماد بنفس نداره یعنی؟؟
ببرش مهد یا کلاس های نقاشی و ورزشی
سعی کن توی خلوط باهاش صحبت کنی که باید چکار کنه

تا حالا بهش یاد دادی؟
عزیزم با جاریت توی ی ساختمونی سخته؟ من برای خودم میپرسم

ببرش تو جمع بچه های همسن
بهش مسئولیت بده
براش کتاب بخون با قصه براش توضیح بده ک باید چیکار کن

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..امشب خونه مادرم بودیم..بعد خواهرم هم بود.. دخترم با بچه های خواهرم میفته یه لحظه هم نمیشینه..کاش فقط همین بود..مدام سروصدا..بچه های شما هم اینطورن؟؟ یکی از دختر های خواهرم از دخترم بزرگتره کلاس دومه.. بعد تا یکی ایفون رو میزنه یا میاد تو یهو حیغ میزنه.. بلند.. مثلا میگه بابا اومد..بابا..با جیغ.. خواهر های خودش و دختر من یاد گرفتن بعد یکی میاد یهو همه جیغ میزننن.. یه وضعی.. هرچی هم بهشون تذکر میدیم باز دفعه بعد تکرار میکنن..بعد منم اعصابم نمیکشه دخترم رو دعوا میکتم ..مثلا امروز از صبح به دلایل مختلف بهش تذکر دادم..دیگه اخر شب مامانم عصبانی شد گفت بقیه هم دارن صدا میدن چرا اینو فقط دعوا میکنی..دست خودم نیس واقعا مغزم درد گرفته بود..گفت دیگه زودتر نیا خب..بزار سر شام بیا.. حرف مامانم بهم برخورد.. خب منم اذیت میشم که به بچم تذکر میدم.. ولی واقعا خسته میشم.. حالا خانواده شوهرم ..پسر خواهر شوهرم بزرگتر هم هست ..دخترشم کوچکتر..ماشاءالله انقد اروم تر هستن..مثل ادم بازی میکنن.. شماها بچه هاتون چجورین.. کار من اشتباهه؟؟
تب...بچه..واکسن
مامان ایلین مامان ایلین ۵ سالگی
ادامه تاپیک قبل .
گفت آدم باید حرفای دوطرف بشنوه شاید بچه شما دروغ میگه بچه آن دیگه بازی میکنن دعوا میکنن گفتم کاش تو همه مسائل مقید باشید حرف دوطرف بشنوین .چون خیلی چشمشون به دهن جاریم هست اینو گفتم .بعد گفتم اتفاقا دخترم اولش گفت به درخورده آنقدر پرسیدم که آخرش گفت اون زده دفعه اولش هم نیست بارها دیدم با پا بچه هارو میزنه دخترمنم چندبار زده .شما تو دعوای بچه هات دخالت نمیکنی چون پسرن میتونن حق خودشو بگیرن بچه من دختره آروم و مظلومه نمیتونه دفاع کنه .بعدم اونها با یک تذکر ناراحت شدن ما از کتک بچه اونا نباید ناراحت بشیم ؟اگر این قضیه برعکس میشد خودشون چیکارمیکردن ؟انقدر دنبال اثبات و اینا بودن ؟گفتم چون خودم ندیدم آروم دعواش کردم اگر میدیدم که خیلی بدتر دعواش میکردم و حتی میزدمش گفت حالا شما که حق ندارین بچه بقیه رو بزنید میخواستم بگم وقتی خودشون ادب و تربیت یادنمیدن بقیه یادمیدن.گفت بخاطر رابطه هاتون میگم گفتم برای من مهم نیست اولویت دخترم هست .