۱۳ پاسخ

منم همینطورم😑امشب با ی دست اشپزی کردم باور کن داشتم میمردم کمرم داشت خم میشد🙁تازه صبح از شدت جیش داشتم میمردم گذاشتمش تو کالسکه ش بردمش در سزویس ک برم ولی فقط دمپایی پوشیدم و درا‌وردم برگشتم ازبس هودشو کوبیدب اینور اونور

غذا چجوری میدی میکس میدی؟

خب عزیزم یه ذره پاراکید بده شاید بیچاره جای از بدنش درد می‌کنه زبون ندارن که بگن

یادگرفته خواسته هاشو باگریه بخواد ومیدونه ک گریه کنه نق بزنه براش انجام میدی

زیاد ب گریه هاش اهمیتی نده خودش خسته میشه وقتی ببینه توعکس العملی نشون نمیدی

وااای تازه من سرماخوردم سرفه وببخشید آبریزش وبیحال و ماسک. میگه کولم کن راهم ببر😥

عزیزمممم والا بیشتر بچه ها اونجوری بغلی هستن دختر منم اونجوریه میگه من بغلت باشم تو کار کن منم نگاه کنم..از کمر درد داشتم میمردم رفتم دکتر ام آر آی نوشت برام گفت که دیسک کمر آوردی و نباید چیز سنگین برداری ..و منی که هر روز وزن بچه ام زیاد میشه و نمی‌فهمه چه دردی رو دارم با این همه کار تو منزل و اونو تحمل میکنم.. و پدرهای بی درک 😐😔

اضطراب جداییه اسمش
تا ۱۸ ماهگی ادامه داره
مخصوصا. الان که دیگه میگن اوجشه😫🥲
بخدا منم پا میشم میرم تو اشپزخونه پایین پام میاد اویزون پام میشه😭
الانم همینجوری گریه میکنه
اما چیکار میشه کرد🤦🏻‍♀️سعی میکنم سرگرمش کنم اکه بشه!
اما نزار زیاد گریه کنه خوب نیست

واای منم
فکر میکردم بزرگ بشن بهتر میشن مستقل میشن
راه افتاده بازم آویزون ما 😭😭
خونم ترکیده است
یه چایی نمیتونم بخورم
همش اویزون

منم همین طور مثل چسب وصله بهم کلافم کرده تا پاشم کارکنم انقدر گریه میکنه خل میشم

واقعا نمیدونم این بچه ها از جون ما چی میخان هر کوفتی میارم نمیخوره نمیخوابه فقط نق فقط گریع

عزیزم یکم محلش نده بزار گریه کنه سرتو الکی به یک چیزی بند کن ببینه محل نمیده بخدا هیچ بچه ای دورازجون از گریه نمرده قشنگ یکم بزن ب در بیخیالی بزار گریه کنه خودش خسته میشه

اینم عکسش

تصویر

سوال های مرتبط

مامان محمدراستین🩵 مامان محمدراستین🩵 ۱۲ ماهگی
کی قراره اون قسمتش که بچه شیرینی زندگی رو بچشم؟ بابا دق کردم دیگ😭غذا نمیخوره؟ به جهنممم نمیخوابه؟ به درکککک خودش بازی نمیکنه؟ خب نکنهههه..چرا از صبح که بیدار میشه فقط نعره میزنه و گریه میکنه تا شب که میخوابه😭😭به جون خودم نیم ساعت بدون گریه واینمیسته دلم میخواست جای اون مادرایی باشم که بگم دوسه روزه بچم اینجوری شده ولی یه سالههه یه سالللل منه بدبخت میگرن دارم هرروز میگیره شدم یه روانی یه بی اعصاب یه پیرزن ۸۰ ساله که شونه هاش افتاده.به خداوندی خدا ناشکری نمیکنم ولی دیگ بریدم بخدا سرسام گرفتم با هیچی سرگرم نمیشه هیجا اروم و قرار نداره جز بیرون اونم اینجوری که تو ماشینش باشه یا کالسکه اش و راه بری وایستی یا با ماشین بیرون بری یا خونه یکی بری قشقرق به پا میکنه.از هر لحظه اش فیلم میگیرم بکنم تو چش دکترش که ببینه به چه وضع افتادم.هیشکی هم قبولش نمیکنه که من حداقل پیش یه تراپیست برم.من پریودام انقد شدیده که دردزایمان طبیعی برام بچه بازی بود بعد زایمانم سخت تر شده الان پریودم انقد خودشو کوبید به درودیوار که اوردمش پارک یه بچه گربه اندازه کف دست بی مادر پیدا کردم بغلش کردم نشستم دارم گریه میکنم