۳ پاسخ

آفرین دقیقا دختر منم شامشو دیر بخوره تاصبح شیر میخوره و اذیته

دقیقا من بچم شب تا صبح ۲بار بیدار میشه قبلا فکر میکردم گشنست همش بهش غذا میدادم قبل خواب سنگین میشد بیشتر بیدار میشد

الان دختر من اینجوری شده و اشتهاش رفته انگار و شیر نمیخواد خودش و آخه غذا هم نمیخوره اما چیزای دیگه به جای غذا میخوره

سوال های مرتبط

مامان نیکا مامان نیکا ۱ سالگی
تجربه من از شیر گرفتن دخترم تو ۱۸ ماهگی.
خانوما من دخترم اصلا وزن نمی‌گرفت،مرتب به سینم چسبیده بود جوری که ن غذا میخورد ن میوه،و ن هیچ چیز دیگه ای..شبا تا صبح ده بار از خواب بیدار می‌شد مرتب شیر میخورد،از اونور خودمم ۱۸ کیلو وزن کم کرده بودم و خیلی بدنم ضعیف شده بود قبلش با یه متخصص صحبت کردم و گفت بنظر من بهتره از شیر بگیری تا بچت به غذا عادت کنه و جون بگیره.
من اومدم شهرستان خونه پدرم و خیلی عذاب وجدان داشتم و حتی فکر کردن بهش که این آخرین بار دخترم شیر میخوره اشکمو در میورد یه روز صبح ساعت ده بهش شیر دادم و بعدش مشغول بازی با دختر خاله هاش شد با زغال نوک سینمو یه کوچولو سیاه کردم اومد گفت می می بهش نشون دادم گفتم دو دو شده پیرهنمو پایین کشید و رفت و من اون لحظه قلبم درد گرفت،انقد مشغول بازی میشد که شیرو یادش می‌رفت شبش تا صب بی قراری کرد اصلا نخوابید همش رو پام بود خیلی گریه کرد بهش شیر موز میدادم،یا آب ولی مدام گریه میکرد از شب دوم فقط دو سه بار بیدار می‌شد اونم آب میدادم بدون گریه می‌خوابید از شب سوم دیگه عالی بود،نیکایی که من فک میکردم هیچ وقت از شیر گرفته نمیشه به لطف خدا و کمک خونواده از شیر گرفته شد و از شب ساعت ده می‌خوابه تا ده صب اصلا بیدار نمیشه شاید مثلا یه بار اونم تشنه باشه.الهی شکر غذا خوردنش خیلیییییی خوب شده میان وعده و میوه زیاد دوست داره و همه چی میخوره خودمم دیگه راحتم.اینم بگم شیر پاستوریزه،شیر موز مرتب بهش میدم.
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن قسمت دوم:

بعد اینکه شیر دادنو به ۳ بار تو روز باید برسونیم اولش و شیر های اضافه که میخوادو قطع کنیم، من همه ش این مدت تا بهونه شیرو میگرفت بهش ژله و کیک خونگی و پفیلا و خوراکی هایی که دوست داشت میدادم یا بیرون میبردم پارک یا خونه مامانم اینا سرشو گرم میکردم، تا رسید به ۳بار در روز صبح ها و عصر ها و شب قبل خواب،. و نصفه شب هم که شیر شبو میخورد، بعد شیر صبحشو قطع کردم تا بیدار میشد سریع میاوردمش بیرون سرگرمش میکردم و خوراکی میدادم شیر یادش بره، ۴ ، ۵ روزی اینجوری بود بعد شیر بعد از ظهرشو قطع کردم، ( ظهرا اکثرا چون میبردمش بیرون تو کالسکه از خستگی خوابش میبرد) بعدم هم شیر قبل خوابشو، بعد هرکدوم که قطع میکردم ۳، ۴ روزی طول میکشید بعد وعده بعد قطع میشد، در آخر برا قطع شیر شب پسرم خودش دیگه ۱ بار بیدار میشد، اتفاقی ۱ روز از سینه چپم شیر نخورد و خوابید فرداش دیدم سینه م پر نشده دیگه ۳ روز از سینه چپم نصف شب شیر ندادم دیدم درد ندارم و اینا سینه راستم دیگه ۲ روزه الان بهش ندادم اونم درد ندارم و پر نشده، بچه هم فقط شب اولش یذره اذیت شد بیدار شد ، فرداش دیگه میبردم سر یخچال بهش آب میدادم میخوابید بعدش

در تمام این مدت هم البته از اول بهش گفتم نیکان تو دیگه پسر بزرگی شدی کم کم دیگه کوچولو کوچولو باید میمی نخوری، بعد میگفتم مامان که میمی نمیخوره، بابا که میمی نخوره، دادا که میمی نمیخوره، خاله که میمی نمیخوره همه افراد فامیلو عروسکاشو اسم میبردم اینم خودش خیلی تاثیر داشت تا کنار اومد الانم دیگه تا یادش میاد میگم نیکان که میمی نمیخوره میره دیگه
خلاصه این بود از تجربه ی من امیدوارم به دردتون بخوره