۱۴ پاسخ

عزیزم خوشحالن برات افکار منفی نداشته باش رو خودت تمرکز داشته باش ناراحت نشی

خب خوشحالن چیه مگ😐
من همون اول ب همه گفتم

منم خیلی اذیت شدم ولی محل نذار،اصن برات مهم نباشه،گاهی جوابم نده،بعدابگوارامشم مهم تربود

منم به خانواده هامون نگفتم تا ان تی
البت قصد داشتم تا آنومالی نگم چون شهرستان هستیم ولی دیگه همسرم گفت بهتره بگیم ک یوقت ناراحت نشن
وقتی گفتیم کلی سوپرایز شدن
گفتم نخواستم استرس بهتون بدم، خواستم تا وقتی مطمئن شدیم بهتون اعلام کنیم
خیلیم خوشحال بودن ک یک سوم راه رو رفته بودم، حالا کلی منتظر بدنیا اومدن نی نی هستن 😍😍

عیب نداره اولش اینجوریه بعد عادت میکنی🤣

من ک هنوزم نگفتم😁😁 ولشون کن بابا هی میخان سوالای چرت و پرت بپرسن حوصله ندارم

من تا 26 هفته نگفتم. هر کس هم گفت چرا نگفتی. گفتم خواستم کمتر منتظر باشید برای به دنیا اومدن. ولی در واقع حوصله کسی رو نداشتم. اهمیت نده. جنسیت هم بپرسن. بالاخره می فهمن. اتفاقا من فهمیدن دیگه نذاشتم از جام بلند بشم.

میفهممت، زن دایی همسرم زنگ زده بچه ت چیه،من با دایی شرط‌بندی کردیم سر بچه ت.
حالم از دوروبری هاشون بهم میخوره ،مجبورم برم و بیام

مال منم یک هفته ای میشه خانواده شوهرم دهن لقی کردن به همه گفتن وگرنه تا عید نمیخواستم بگم
از وقتی فهمیدن همه دهنشون بازه
که آرررهههه پس شب یلدا حامله بوده و نگفتیییین به مااا
چراااا زودتر نگفتیییین
چرا فلااان چرا بهمااان
خا به شماها چه؟ مثلا میگفتم میخواستین چیکار کنین واسم؟

ای بابا... من ک دلم خونه ازین رفتارا... سپردم ب خدا فقط همشونو

همینه خواهر ..بعدم که متوجه شدن چیه اگه دختر بود میگن آخ چرا پسر نیست اگه پسر بود میگن الهی دختر نداری...اصلا هیچکس فرهنگ درست نداره .من خودم کسی بکه باردارم فقط تبریک میگم نه میپرسم چیه نه چندهفته ای اگه دوست داشت خودش بگه.من یه دختر دارم دومی هم دختره اینقدر حرفاشون اذارم داده که نگو بااینکه ته دلم واقعا خوشحالم دخترم خواهرداره.

من که اینقدر حالم بد بود از هفته های اول که نمیشد نگم
شبیه جنگ زده ها شده بودم

بگو دلم خواسته نگفتم تصمیم دونفره بوده دیگه جنسیتم براشون بگو تا راحت بشن

نمیگفتی عزیزم تا زایمان همه سوپرایز میشدن😂

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۷ ماهگی
خانما من با خواهر شوهرم و جاریم وسطی خیلی دوستیم با جاریم ک قبل عروسی دوست بودیم .من ک باردار شدم ب این دوتا گفتم ک دوقلو باردارم ولی گفتم ب کسی نگن اونا هم استقبال کردن گفتن اره براچی بگی نمیخواد بگی .سرکلاژ کردم استراحت مطلق شدم مجبور شدم ب مادر شوهرمم گفتم .
در صورتی ک هیچ کدوم از فامیل های من اصلا خبر نداره حتی باردارم
من ب مادر شوهرم گفتم ک نمیخوام کسی بدونه دو قلو باردارم الکی خودمو بندازم رو چشم و اینکه من خودم از وضعیتم هنوز مطمئن نیستم
.گفت خب شکمت پیداس نمیشه اگه کسی پرسید دروغ بگم
من فقط میگم ک اره بارداره .
حالا من بعد انومالی بهش گفتم جنسیت دختر و پسرن
.یک ساعت بعد دیدم کل فامیل بهم زنگ ک تبریک بگن.
من خیلی ناراحت شدم ک رفته ب همه کفته
و این ک ب همه گفته پسره
چرا نگفته دختره؟؟؟؟؟
اصلا من شاید میخواستم جشن تعیین جنسیت بگیرم
ب شوهرم گفته بودم الان میگه همه میدونن دیگه چ جشنی بگیریم
.
خلاصه دیشب اومده خونمون باهام بحث میکنه
خیالش راحت شده ب همه کفته باردارم اونم پسر
الان داره باهام بحث میکنه دعوا میکنه چرا نمیزاری بگیم دوقلو بارداری
گفتم دلم نمیخواد من هنوز جرات ندارم برا خودم لباس بارداری بخرم از بس ک همش چالش و استرس دارم
حالا میگه اگه نمیخواستی کسی بدونه دو قلو بارداری چرا پس به صبا(جاریم)گفتی ولی ب جاری بزرگت نگفتی چون جاری بزرگه بچه خواهرشه