از روز چهارشنبه هم تصمیم بر این شد حالا ک دیگه آمادگیشو داره کامل از شیر بگیرمش. ظهر ک میخاست بخابه از هر روز یکم دیتر خابوندمش ک خوب خسته بشه و باباش بغلش کرد سریع خابش برد .شب ک شیر میخاست چسب زدم و بهش گفتم ممه اوف شده اول خندید بهش گفتم دست بزن اصلا دست نزد و دیگه نگفت ممه میخام. میومد بهم می‌چسبید و دست میکشید رو لباسم ولی می‌گفت مامان آب بده. منم آب بهش میدادم. و دوباره شب ک خیلی خسته شد باباش بغلش کرد و خابوندش. توی خواب عمیق هم ک بود دوبار بهش شیر دادم ک اصلا متوجه نشد. ی بارم شب بیدار شد برام جالب بود ک ن گریه کرد ن می‌گفت ممه بده فقط همش بغلم میکرد یه ساعت همش تکون خورد و خابش برد. دیروزم روز دوم بود خداروشکر خوب بود اصلا بهونه نگرفت. دیشبم تو خاب بهش شیر دادم. امشب هم واسه آخرین بار میدم و دیگه تموم.
فقط این مهمه ک متوجه بشید بچه امادگیشو داره اینجور واقعا اذیت نمیشه و شما هم اذیت نمیشد‌
ی چیز دیگم میخام بگم ک برای من واقعا عین معجزه بود. چون پسرم ب شدت وابسته سینه بود.
اگ واقعا ب قرآن اعتقاد دارین سوره بروج واسه راحت از شیر گرفتن معجزه می‌کنه. من روز اول ۷ بار خوندمش و این دو روز هم روزی یک بار میخونم. پسرم واقعا آرامش گرفت و راحت داره براش میگذره انشالا برای شما هم راحت بگذره و مارو هم دعا کنید 😍♥️♥️🌹🌹

۵ پاسخ

الهی شکر که راحت براتون گذشت. مرسی که گفتید. انشالا همه مامانا بتونن از این مرحله ی سخت به خوبی عبور کنن

خداروشکر که راحت گرفتیش
من خیلی نگرانم و خیلی میترسم ک اذیت بشه چون خیلی وابسته به سینه
از طرفی هم ک حس خیلی بدیه درسته از شیر میگیری راحت میشی ولی دیگ اون وابستگی ندارن و من خیلی میترسم ک پسرم از شیر بگیرم بعد ازم دلخور بشه و فاصله بگیره

ممنون عزیزم بابت راهنمایی خوبت
خیلی نیاز داشتم

وا چه ربطی به قرآن داره؟ همه چی رو به همه چی ربط ندین دیگه
من هم دخترم خیلی راحت بدون هیچ بهونه گیری از شیر گرفتمش با اینکه خیلی وابسته بود به سینه. اول بهش گفتم مم مم برای روزاست و شیر شبش رو کنار گذاشت بعد بهش گفتم تو دیگه بزرگ شدی باید از لیوان شیر بخوری و ممه مامان برای بچه کوچولوهاست فقط. راحت قبول کرد. دقیقا دختر من هم کلی بغل میخواست و هی میومد تو بغلم. این یه پروسه طبیعه برای بچه‌ها

خداروشکر عزیزم که راحت بوده چون واقعا مرحله سختی

سوال های مرتبط

مامان آراز و تودلی😍 مامان آراز و تودلی😍 ۱ سالگی
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
مامان رونیکا مامان رونیکا ۲ سالگی
سلام خانما . روزتون خوش
خواستم تجربه از شیر گرفتن رونیکا رو باهاتون اشتراک بزارم شاید به درد بخوره

رونیکا خیلی خیلی به سینه وابسته بود صبح تا شب
شل تا صبح سینه دهنش بود واسه همین تصمیم گرفتم از شیر بگیرنش . حتی خواب هم زیب سینه میخوابید و میترسیدم از شید بگیرمش دیگه نخوابه ولی ...
رفتم حرم و انار بردم روش یاسین خوندم تو حرم شیر بهش دادم و بعد انار خورد و دیگه بهش شیر ندادم .صبر زرد از عطاری گرفتم یه کوچولو به نوک سینه زدم تلخ . یه بار. گفت ممه بهش دادم گفت تلخه تلخه دیگه نیومد سمتش
اگه گاهی هم میومد خودش میگه نه تلخه

واسه اینکه سینه خودم درد نگیره هم تا یه هفته شب ها زمانی که خوابش عمیق بود بهش شیر میدادم و روز ها اصلا
دیگه شیر سینه خشک شده و اونم شب بیدار نمیشه واسه شیر
آیت روش نه خودتون اذیت میشین نه بچه .
واسه خوابش هم شب اتاق رو تاریک میگنم کنارم دراز میکشه ده دقیقه باهاش صحبت میکنم نازش میکنم میاد تو بغلم خودش خوابش میبره

گفتم بهتون بگم شاید لازمتون بشه
مامان رویسا مامان رویسا ۲ سالگی
دوستان چون تو تاپیک قبلی خیلیا پرسیدن چجوری رویسا جونک از شیر گرفتم اینجا کامل توضیح میدم شاید به دردتون خورد
اولا اینکه رویسا جون خیلی شدید وابسته ی شیر بود جوری که دیگه شب تا صبح باید هفت هشت بار بیدار میشدم تا ممه بخوره این داستان هم کیفیت خواب خودشو خراب کرده بود هم من بی خواب و بد خلق میشدم و واقعا کمر درد و گردن درد اذیتم میکرد
پس تصمیم گرفتم بر خلاف نظر خیلیا که میگن تا دو سالگی باید شیر بخوره شیرشو کلا قطع کنم اولش رو سینه هام چسب زخم زدم و روش با رژ قرمز کردم ولی اصلا اینجوری قانع نشد تازه چسبم داشت میکند دیگه قبل اینکه چسبو کامل باز کنه خودم چسبو دراوردم وقتی حواسش نبود به سینه هام صبر زرد زدم صبر کردم تا دوباره بیاد سمت ممه وقتی اومد خیلی ریلکس برخورد کردم نه گفتم اوفه نه گفتم جیزه خودش اومد تا سینمو گذاشت دهنش تلخیو حس کرد دیگه اصلا نیومد سمت سینم و اینکه ترک شیرش کلا یک روز طول کشید و خیلی راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم شبا هم به جای شیر آب یا آب میوه طبیعی میدم بهش میخوره قبلا شبی هفت هشت بار بیدار میشد اما الان دو سه بار بیدار میشه میگه مامان آب آب میخوره میخوابه واقعا راحت شدم