امشب قراره برم بیمارستان و فردا نوبت عملمه...
این ۹ ماه برام پر از چالش و استرس و کلی فکر و دغدغه و... گذشت...
با یه پسر بچه کوچیک که تازه ۲۰ ماهش شده...
عادت کرده تازگیا بغلم خوابش میبره و نمیدونم این دو شب قراره چه جوری جدا بمونیم از هم...
یه حس عذاب وجدانی داره خفه ام میکنه که این مدت نتونستم به خاطر شرایطم اونجوری که باید کنارش باشم و باهاش وقت بگذرونم و مادری کنم براش...
و از این به بعد شرایط متفاوت تر میشه...
انقد دلم گرفته که چشمام هی پر اشک میشه و فقط میریزه... با اینکه خوشحالم از اینکه بارداریم تا به این هفته به خیر و سلامتی گذشته و همه چی خوب بوده ولی میگم کاش ۲،۳ سال دیگه تجربه اش میکردم...
تازه تازه داشتم به همه کارهام و خودم و زندگیم میرسیدم... تازه چند هفته اس خواب شب پسرم درست شده و میتونستم تنهایی جایی برم و وقت بگذرونم، با پسرم دوتایی کلی بازی میکردیم و ... که دوباره قراره با چالش های نوزادی و... دست و پنجه نرم کنم...
از پروسه شیر دادن و... که تو زایمان اولم عاشق حس و حالش بودم ولی الان از اونم میترسم و حسم نسبت بهش خوب نیس...
حتی الان بخاطر این فکر هایی که میاد سراغمم عذاب وجدان میگیرم...
حالم یه جوری عجیبیه و خیلییییی از اون حس و حال و بهم ریختگی هورمون های بعد زایمان میترسم... از اون حس افسردگی که از الان اومده سراغم...
فقط میخوام خدا کمکم کنه که برای هیچکدومشون از مادری کردن کم نزارم...
هوا هم یه جوری گرفته و ابریه که حالمو چندبرابر بدتر کرده...🥲
امیدوارم این فسقل خان که فردا قراره بیاد بغلم پسر خوب و ارومی باشه...🥺

قربون مظلومیتت مهیارم🥺🫀 رفیق کوچولوی مامان🥲

بازم شکر که خدا منو لایق ۲ تا از فرشته هاش دونسته...🥲🙂

۳۸ هفته و ۶ روز
۱۹ بهمن ۱۴۰۴

تصویر
۱۷ پاسخ

خدا پشت و پناهت عزیزم انشاالله به سلامتی زایمان کنی و برا هر دوتاشون مادری کنی ، برا منم دعا کن بچمو ۲۱ هفته از دست دادم زود جاش برام سبز بشه چون بعد ۱۰ سال خدا بهم لطف کرده بود

عزیزم🥹🥹 انشالله ک صحیح و سالم با داداش کوچولو برمیگردی پیش مهیار عزیزم😘😘😘
نگران نباش درسته قراره سخت باشه ولی میگذره تموم میشه و یهو میبینی ی جفت گل پسر داری ک همبازی هم هستن😍
آدم میگه نمیتونم نمیرسم نمیشه
ولی انقد قشنگ قلقش میاد دستت ب روال عادی برمیگردی مدیریت میکنی کنار گل پسرات
ب سلامتی انشالله عزیزم خدا ب همراهتون🩷
اسمشو چی میذارین انشالله؟

دیگه پی پی بوده که خوردی راه برگشت نداری.ایشالا راحت بگذره.دیگه هم تخم نذارین بذار یکم زندگی کن❤️❤️

چه نمکه

حتما خیر خدا تو این بوده
اختلاف بچه های من ۱۶ ماهه
دخترم هنوز شیر شب میخوره ، هنوز بغل میخواد
ولی صلاح خدا این بوده ان شالله کمکمون کنع

منم دقیقا همینجوری بود همین حس خیلی واقعا سخته

حتما نباید زیاد براشون وقت بذاری همون که به اندازه کافی حضور داشته باشی و حضورت مفید باشه کافیه عزیزم

عزیزم بسلامتی

وااای عزیزززم بسلامتییی انشالله زایمان میکنییی😍😍😍😍😍 ب هیچییی فکر نکن اصن همه چیو بسپار ب خدا مطمئن باش جوری هواتو داره ک خودت تعجب کنییی . هیچ مادری نمیخواد برا بچش کم بزاره و تو اصن کم نزاشتی برا پسرت فقط شرایطتت سختر از ما بوده حق بهت میدیم ... انشالله ک خدا هواتو داره عزیزم😘😘

بسلامتی و دلخوشی بچتو بغل بگیری...خدای مهربونی که تورو لایق دوتا فرشته دیده ؛قطعا صبوری و عشق رو تو وجودت گذاشته💓🌱.تو بهترین مادر دنیایی شک نکن

انشالله به سلامتی زایمان کنی
برا ما هم دعا کن
کدوم بیمارستان میری ؟

عزیزم خدا بزرگه انشالله برات بهترینارو میچینه منم اردیبهشت زایمانمه و پسرم اونوقت نزدیکای دو سالش میشه درکت میکنم شرایط سختیه ولی خدا پشتمونه مطمئن باش کمکمون میکنه چون لایق دونسته داده

چقد حرفات حرفای دلِ من بود 😞😞شکر بابت بودنشون این روزام میگذره انشاالله بسلامتی فارغ بشی عزیزم منم دعا کن💙

عزیزم نگران نباش ان شالله که خوب براتون میگذره
ما دوتا از فامیل هامون بچه هاشون ۱سال تا ۱سال ونیم فاصله دارم حقیقتا خیلی اذیت شدن تا بچه هاشون ۲ تا ۳ سال شدن الان میرن مدرسه ولی باورت نمیشه اینقدر راضی ان میگن به سختی هاش می ارزید باهم بازی میکنن پشت همن و..

عزیزم بسلامتی اینشاالله که به خوبی و خوشی زایمان کنی بدون ترس و استرس خدا پشت و پناهت نگران کوچولوتم نباش بسپارش پیش مادرت برو با خبرهای خوش برگردی نی نی تو لقب بگیری خدا خفظشون کنه برات🤏♥️

عزیزم ان شاءالله که خدا کمکت می‌کنه نگران نباش

انشالله ب سلامتی

سوال های مرتبط