امشب واقعا دلم شکست چرا اخه به من یه مادر دلسوز نداد💔

کل امروز آریانا اینقدر نق نق کرد و گریه زاری و هیچی نخورد که نشد من و همسرمم چیزی بخوریم بعد مادرم زنگ زد گفت چی خورده گفتم ده دونه پسته خورده فقط همین گفت وای میدونی پسته نخوبه چرا به بچت میدی گفتم ولا ضرر نداره آریانا هم زیاد نخورده باز گفت ولا خوب دارین خرجش میکنین( پدرم وضع مالیش شکرخدا عالیه عالی) گفتم اره هرکی بچه میاره باید نیازهاشو رفع کنه حالا این چیزی نیست جز تغذیه اش بوده باز ما عداب وجدان گرفتیم که این چیزی نخورده غذاها باب میلش نبوده همسرم براش کوبیده گرفت بیدارش کردم بهش کوبیده و برنج و گوجه و دوغ دادم خیلی هم حجم غذاش کم بود مادر شوهرم زنگ زدخودم تنهام بیاین پیشم همین که از خونه در اومدیم مامانم باز زنگ زد که آریانا چیزی خورد یا ن خیلی تو فکرش بودم گفتم اره شکرخدا خورد گفت چی درست کردی گفتم باباش کوبیده فرستاده براش گفت وای چقدر شما بی عقلین هرچی پولدارین بخورین خیلی لوسش کردین نخورد نخوره
هنگ کردم بخدا یدفعه عصبی شدم شدید گفتم اره شکرخدا هرچی داریم میخاییم بخوریم نمیشه که بچه گرسنه باشه هرچی دوست داشت براش میگیریم ( خودشون روزی سه چهار نمونه غذا درست میکنن) بعد گفت اینقدر بهش نده بسه گفتم من صلاح بچمو بیشتر از هرکسی دیگه ای میدونم گوشی رو قطع کرد یعنی هر روز می‌پرسه خودت چی خوردی بچت چی خورد مثلا اگر بگم ماکارانی. عدس پلو. میگه وای وای اینا رو چطوری خوردین مگه چیزی ندارین اگر بگم ابگوشت یا کوبیده میگه وای گوشت خوب نیست نده به بچت یا جوجه عدسی میگه وای هر روز عدس عدس ندارین چیز دیگه ای 😑😑😑


شیرخشک
پوشک
واکسن

تصویر
۲۶ پاسخ

مامانته یا زن باباته😐ببخشیدا ولی از صدتا مادرشوهر بدتر
چقد نیش داره زبونش اه

گلم فردا ک زنگ زدمامانت
گف چی دارین بگو تو چی داری هر غذایی ک گفت بگو منم همینو درست میکنم الان
دیگ حرفی واسه گفتن نداره ک بگه

هر پدر و مادری پدر و مادر نمیشن
امیدوارم ماها بتونیم خوب باشین برا بچها هامون

ای بابا این چه مدلشه دیگه
خوب کردی جواب دادی
بازم گفت خیلی قاطع جواب بده که بدونه خوب نیس همچین حرفی بلکه نگه دیگه

گلم پیشنهاد میکنم روابطت رو با مادرت کنترل و مدیریت کنی ، میتونی حتی خیلی وقتا جواب سوالشو با سوال بدی ،مجبور نیستی ریز به ریزاطلاعات رو بدی چون اصلا درست نیست و حتی ممکنه سر این موضوع همسرت هم شاکی بشه از ایشون پس کم کم با کم دادن اطلاعات و دادن جواب با سوال در عین احترام و محبت سعی کن متوجهشون کنی که دوست نداری به این رد و بدل اطلاعات …. اما سعی کن دلشون رو نشکنی اصلا . حتی کوتاه کردن تایم مکالمه و عوض کردن حرف هم میتونه کمکت کنه

چند سالشع مادرت؟

حالا واقعا گوشت یا پسته بده برا بچه؟؟؟

خب مامان منم هر روز می‌پرسه چی میخوای درست کنی آیسل چی خورده. ناراحتی نداره که .
ولی برعکس مامان تو مامان من میگه برس به بچه خوراکی‌های مقوی بده وقتی میرم خونش هرچیزی که فکر می‌کنه خوبه برای بچه کنار می‌زاره. میده میارم

پشمام میریزه اینارو میخونم‌مگه میشه😐😐😐
مادره من مهربونترین و دلرحم ترین مادر دنیاست به قدری دلسوز وماهه همیشه خدارابابتش شکر میکنم

ای وای
بگردمت عزیزم 😥🥺
خیلی دردناکه ک ادم از مادر یا پدرش اینجور مسائل ببینه
متاسفانه منم بابام اینطوریه 😔

مامانت برعکس مامان منه
آخر هفته ها میرم خونه مامانم معمولا دوهفته یبار میرم ولی الان یه ماهه هرهفته بخاطر یه کاری...
بابام همیشه ک ما میریم خونشون میره دوکیلو گوشت میگیره یه کیلو گوسفندی برا آبگوشت یه کیلو گوساله برا کباب دو روزی ک اونجاییم انقد برا آریانا کباب درست میکنه و خالی خالی میده میخوره ک من شاکی میشم مامانم ۴شنبه ها ک میدونه ما میریم اونجا میره پسته و بادوم و گز میخره برا آریانا وقتی هم اونجا میده با چای میخوره هم بقیشو میده میگه ببر مدرسه بخور یعنی هربار که میریم خدا شاهده همین کارو تکرار میکنن مامان بابام انقد ک داداشام حسودیشون میشه میگه از بچگی ب خودش میرسیدین تا شوهرش دادین حالا ام نوبت بچه هاشه 😂 بچه های اونارو هم خیلی دوست دارنا ولی خدایی بچه های منو یه جور دیگه میپرستن اصلا میگی مامانت اینجوریه مغزم هنگ میکنه مادرا اینجوری نیستن اخه

خیلی شبیه مادر منه مریض هم هست بنده خدا یک سره درگیره ریز اطلاعات منو داشته باشه روزی صدبار زنگ میزنه آمار شوهر و خانواده شوهر منم باید داشته باشه
همش ایراد میگیره همه جا ازم بد میگه همش توقع داره ازم هرکاری م براش میکنم اصلا قدر نمیدونه
همش میخواد بحث کنه چندین بار به بچه م پریده حتی خواسته بزنه
نمیدونم چشه والا کلا ی دونه بچه م فقط پدرم هم که من ۳ ماهه بودم فوت کرده
ینی بخت و اقبال من نمیدونم چرا خدا اینطوری کرد نه پدر نه خواهر نه برادر نه مادر همدم نه خانواده شوهر درست حسابی نه رفیق شوهرم هم که بگیر نگیر داره
دمش گرم‌بازم خداروشکر بخاطر دخترم

بگو هرچی خوردیم شکر خدا سیر شدیم اگه باز گیر داد بکو مادر من اصرارت برا چیه بفهمی

عزیزم بنظرم جوابشو نده اگه گف چی خوردین بگو راستی شما چی خوردین اگه گفت بکو ماهم مث شما بود اتفاقا اصلا امار نده اگه گیر داد به چیزی بکو مامان اریانا کثیف کرده بعد زنگت میزنم اگرم باز زنگ زد جواب نده

منم مامانم هروقت رفتیم دخترمو میبره ازش میپرسه بابات چی میخره براتون شام نهار جی خوردید

مامان من بنده خدا سوال میکنه چی خوردین به خاطر اینکه ببینه چیز خوب به بچه هام دادم میگه بچه هات گناه دارن هر وعده براشون درست کن

بعضی از مادرا گیرن مدلشونه خودتو ناراحت نکن

من در حسرت پدر موندم خدا ب من یک پر خوبی نداد وقتی مجرد بودم توحونش هیچی ندیدم هیچی برام نمی‌خرید پول هم داشت ما یه جا دهات زندگی میکردیم و الآنم هنوز میکنن مادرم بیچاره هیچی از زندگیش ندید اینقدر مادرم کتک می‌زد زجر مون میداد یک دفه میخاستم خود کشی کنم واقعا خسته شدم بودم اصلا من فکر نمیکنم پدر دارم پدر من فوت شده اصلا دوسش ندارم برام مهم نیست بره گم شده برای ما پدری نکرد
ولی مادرم خوبه مارو میخاد

یاد بد بختیام انداختیم برم بخوابم ، آخه چرا یه مادر باید به دخترش حسودی کنه چراااااااااااااا

مثلا وقتی مامانت میپرسه امرپز ناهار چی خوردی بگو اینکه چی خوردیم مهم نیس مهم اینه که بهمون چسبید یا بگو چطور مگه مامان ، یا بگو هرچی خوردیم نعمت خدا بود شکر و بحث رو زودی عوض کن و یا به عناوین مختلف مکالمه رو کوتاه کن

خوب نباید میزاشتی از روز اول دخالت کنه تو هم اگه دیدی دوباره رنگ زد سوال کنه خودتو سرد نشون بده اونم دیگه کم کم سوال نمی پرسه

واا هرچی بخورین ک یه بهونه ای میاره
گوشت ک خوبه میگه گرونه نده یه ویز ارزونم بدی مثل عدس، میگه چیز دیگه ندارین؟!
چرا؟؟
فقط من حرص خوردم ک اینقدر بلاتکلیفه؟ یا طبیعیه؟

ااااااااااا وااااا من هنگ 😐

دقیقا مامان منه

عزیزم حقیقتا هنگ کردم
مامانتون چند سالشه؟

پسرت بد غذا هسته یانه دندان درد هیچی نمیخوره

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۱ سالگی
چرا یه سری آدما کلا میخوان به بقیه گیر بدن و بگن کارت اشتباهه ؟!🫤
چه لذتی میرذن از این کار ؟ حس می‌کنم مدالی چیزی میگیرن 😆
دوستم بچه اش هم سال یاسینه یعنی ۲۰ روز از یاسین بزرگ‌تره
یه ساعت پیش زنگ زده بود میخواست آدرس جایی رو ازم بگیره
احوال پرسی کرد گفت چیکار میکنی گفتم هیچی داشتم ناهار یاسینو میدادم ، گفت وااا چرا جدا میدی خب بزار با خودتون بخوره
گفتم اره امروز همسرم کار داشته ما دیر صبحونه خوردیم فعلا نمیتونیم غذا بخوریم یاسین که مثل همیشه صبحونه خورده الان گشنشه
دوباره شروع کرد به سلیطه بازی دراوردن گفت واااایی چقدر زود به بچه ناهار میدی یعنی واقعا هرروز ساعت ۱۲ و نیم ناهار میخوره گفتم اره اکثرا چرا
بخدا نمیدونی چجوری حرف میزد انگار جرمه
گفت حالا فکر میکنی مادر خوبی هستی الان ناهارش میدی تا شام این همه فاصله میندازی 🫤 گفتم نه مادر خوبی نیستم ولی بچم ساعت ۱ و ۲ اینا میخوابه تا ۴ و ۵ بعدم میان وعده هم میخوره شامش هم زود میخوره و شب هم زود میخوابه
بعد خندید گفت وای شما اصلا زندگی ندارین 😐
منم گفتم اره زندگی ما بچه مونه هرجور اون راحت باشه فعلا زندگی می‌کنیم
دلم میخواست فحشش بدم
اخه تو رو سنَنَ😐😐
عقده ای چیزی ان اینا
حالا فکر نکنین دوست صمیمیم هست که اینجور حرف میزنه ها 😐 دوست معمولی !!!
مامان صدراچی مامان صدراچی ۱ سالگی
پسرم صبح خیلی کم صبحانه خورد. موز هم نمیخورد حتی. ۸.۳۰ بیدار شده بود. تا ۱۱ بهش سیب رنده شده هم دادم و یکم کیک خیلی خیلی کم. ۱۱ گفت می می فکردم میخواد بخوابه چون شبش مهمونی بودیم دیر خوابید. شیرش دادم پاشد رفت بازی (کلاه سرم رفت)۱۲ هم دوباره همین اتفاق افتاد و گفتم شاید میخوابه اینبار چون معمولا ۱۲ الی ۲ دیگه حتما میخوابه. اما باز شیرخورد و پاشد رفت. غذام ۱.۳۰ اماده ید. هرکاری کردم نخورد و گفت میمی گفتم برو رو تشک خودت بخواب ، رفت رو تشک ۵ دقیقه ای اینور اونور شد و نتونست اکمد پیشه من گفتم شیر نداریم غذا باید بخوری و برو خودت بخواب نق زد و رفت رو تشک دوباره گفت بیا. نرفتم دوباره بلند شد اومد پیشم گفتم غذا بخور مامان اشاره کرد به گوشی براش فیلم گذاشتم غذا بدم بهش بازم نخودد. دیگه خسته سدم رفتم رو تشک دراز کشیدم اکمد کنارم گفت می می گفتم نه نمیشه باید غذادبخوری شروع کرد به گریه. دیگه دیدم گناه داره شیرش دادم همونوقت خوابید.
اخه از کجا بفعمم الان میخوابه یا فیلمشه🥴🥴🥴🥴
مامان ساحل🍭 مامان ساحل🍭 ۱ سالگی
جایی مهمونی بودیم دخترم لج امد و جیغ میزد،شوهرمو صدا زدم بیا ببین داره جیغ میزنه.(از شوهرم حساب میبره هم وابستشه هم حساب میبره)تا شوهرم پاشه مادرشوهرم زودتر پاشد امد گرفتش،گفتم مامان بده به باباش،گفت نه ساکتش میکنم،گفتم نه بده باباش،ساحل نباید جیغ بزنه،شوهرم دخترمو گرفت باهاش حرف زد که نباید جیغ بزنی و رفتن بازی کردن و ساکت شد
امدیم خونه،موقعه خواب باز جیغ که گوشیت رو بده بهم هی خاموش روشنش کنم،منم ندادم جیغ جیغ که مادرشوهرم امد بالا😐(طبقه بالاشونیم)در زد شوهرم گفت برو پایین،در رو باز کرد امد تو که بیا رو پای من بخواب،گفتم برای خواب نیست لج گوشی داره،این بین شوهرم ۳ بار بهش گفت برو پایین.منم ساحل گرفتمش بردم با مسواک سرگرمش کردم و ساکت شد و امدیم دخترم دید مادرشوهرم نیست باز داشت لج میومد،شوهرم گفت صدبار بهش گفتم هر صدای امد زرتی نیا بالا،نمیفهمه
🫠واقعا چرا متوجه نمیشه!؟وقتی میگیم نیا بالا و بچه بیشتر لج میاد!؟
اگه دیشب همچین اتفاقی میوفتاد،من اصلا لباسم مناسب نبود که مادرشوهرم ببینتم،به شوهرمم گفتم که من لباس باز نمیپوشم بخاطر اینکه مادرت میاد بالا و من سختمه