بیاین یک معضل مفصل براتون تعریف کنم که از هشتاد میلیون یکنفر اینجوری میشه اونم ماییم 😂

زمانی که گل پسر دنیا اومد من عصر زایمان کردم و گفتن گواهی ولادت ها را روز بعدش میدن فرداعصر مسئول گواهی ها اومد به من گفت که موقع ثبت اسم ها ،اشتباها مشخصات نوزاد مارا با پدر یکی دیگه از نوزادها جابه جا نوشته و کلی هم عذرخواهی کرد و گفت۲۴ ساعت بگذره حذف میشه و پی نوشت توی برگه گذاشت
روزبعدش که همسرم رفت برگه بگیره مستقیم برد ثبت احوال و اوناهم شناسنامه را از روی همون برگه دیدن و دادن ولی متاسفانه بعد از هر اپدیت سیستم یا قطعی اینترنتشون نیک از خانواده ما جدا میشه و میره زیر نظر اون خانواده😂😂

دیگه من و باباش یکروز ثبت احوال یکروز دفتر پیشخوان انقدر این مدت حرص خوردم ،بیمه و بقیه اش به درک من استرس اینو داشتم که بزرگ بشه مشکل ساز نشه که دیشب ۲۰بهمن دیگه توسامانه چک کردیم بعد از چهارماه درست شد البته امیدوارم😁

تاحالا به عمرم حرص به این زیادی نخورده بودم که زحمتشو کشیدن☺️😂

۵ پاسخ

سرشون با کونشون پنالتی میزنه این اداره ایا🤣

خاک توسزشون انقدر احمق خدایی

سلام خانوما یه بازی هس تو تلگرام مث سنگ کاغذ قیچیه بازی میکنی ببری پول میده بهت خواستین تو تلگرام به آیدیم پیام بدید راهنماییتون کنم @zahra 14 4 اعداد فقط انگلیسی بزنید

ای بابا
چقد حرص داره واقعا

ای واییییی😂🤣

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
تقریبا یک ساعت توی اون اتاق بودم که خوابوندنم رو تخت و منو بردن اتاق عمل اونجا دکتر بیهوشی باهام صحبت کرد و بهم گفتش که این بی حسی که از کمر برات انجام میشه دقیقا مثل چیزیه که دندونپزشک دندونت رو بی حس میکنه تو درد رو متوجه نمیشی ولی حس می کنی که دکتر داره چه کاری انجام میده این بی حسی هم دقیقا مثل همونه و بهم گفت وقتی بی حس میشی که پاهات داغ بشه پات سنگین بشه نتونی تکونش بدی که بعد از زدن آمپول دقیقا من همه این حسا رو داشتم که بی حس شدم دیگه و چیزی متوجه نمی شدم ولی اینکه دکتر داشت شکمو برش می داد اون صداهاش رو متوجه می شدم فقط تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد تو اتاق عمل لحظه آخری بود که می خواست بچه رو بیاره بیرون چون از زیر سینم محکم فشار داد و من فقط اون قسمت رو متوجه شدم و بقیه قسمت ها اصلا چیزی متوجه نبودم بعدش هم که صدای گریه بچم اومد گذاشتنش کنار صورتم و بهم گفت یادگاری چیزی اگر میخوای بهش بگو که توی فیلم ثبت بشه منم گفتم و بعد از اون دیگه بچه رو بردن منم بردن داخل ریکاوری تقریبا از ساعت ده من تو ریکاوری بودم تا ساعت دو بعد از ظهر توی این تایمم تقریبا چهار پنج بار اومدن ماساژ رحمی دادن