خانما منم دیروز زایمان کردم 36هفته و 3 روز ☹️ آب خون ساعت سه شب ازم اومد رفتم بیمارستان ماینه کرد گفت کیسه آب پاره شده نشتی میده
بعد رفته بودم یه بیمارستان بدرد نخوری بازور میخواستن نگه دارن شوهرم امضا زد تا ولم کنین و بریم جای دیگ وای منو برده زایشگاه تا دلتون بخواد. هر پرستاری دستشو میکرد توم و ماینه و درد من یعنی مردم دهانه رحمم چهار سانت باز شد. وای فقط جیغ می‌کشیدم فقط 😭😭 خیلی بد بود آخرش سرش آنقدر اومده بود پایین که نگم براتون درد که می‌کشیدم ضربان قلب دوم افت میداد دوسه بار با درد های. من
تب م هم همش 38 بود باز منوو ول نمی‌کردن آخرش آنقدر سرش فشار می‌آورد درد درد شدید که افت میکرد بردن سزارین کردن همون لحظه فقط گذاشتن رو صورتم ساعت 9/50 دقیقه شب زایمان کردم و تا الان دیگ بچمو ندیدم چون زود به دنیا اومده بردن تو بخش نوزادان اکسیژن وصل کردن توروخدا دعا کنید خیلی هم درد دارم شیاف می‌زارم ☹️ ولی خیلی سخت بود

۱۶ پاسخ

زود به دنیا نیامده به موقع به دنیا امده چون سرش پایین بود و فشار بوده و خیلی اونجا مانده دچار کمبود اکسیژن شده نگران نباش زود خوب میشه

مبارک باشه بسلامتی انشاالله با هم برگردید خونه ❤️

مبارکه عزیزم انشالله که چیزی نیست چون زود اومده بردنش دستگاه نگران نباش😍😍

عزیزدلم مبارک باشه❤️انشاله سالم و سلامت با هم برمیگردین خونه🙏🏻

کدوم بیمارستان رفتی

انشاءالله که بچه‌تو سالم تو بغلت میگیری
نگران نباش
کدوم بیمارستان رفتی؟

نکران نباش منم همین شد ۳۶ و پنج روز به دنیا اومد اصلا دستگاه نرفت همه چیش کامل بود

مبارک باشه عزیزم نگران نباش زودبغلش میگیری،وزنشونگفتن بهت؟؟

بابا آخه من اصلا بیمارستان خصوصی آرام قرار بود هفته دیگ پیش پرداخت بدم برا 7 اسفند اصلا میدونستم نمیتونممممم طبیعی بشم

دقیقا همین بلا سر منم اومد
خیلی درد کشیدم ولی بیشتر از دو بار نزاشتم معاینیم کنن واقعا حالم بد شد
آخر منو بردن سزارین

وای عزیزم خب از اول معاینه می کردی میگفتی زیمانت سزارینه چرا دیگه اذیتت می کنن
انشاالله بسلامتی بچتو ببینی عزیزم خدا بالاسرته انشاالله عزیزم

36هفته 3روز خوبه ک مبارک باشه خسته نباشی

چرا انقد زود زایمان کردی خطر زایمان زود رس داشتی ؟

عزیزمم انشالله هرچه زودتر بیاد بغلت مبارک باشه پاقدمش پر خیر برکت

خیلی بده هم درد طبیعی بکشی هم سزارین شی کاش اول میرفتی سزارین

بتا زده بودی ؟

سوال های مرتبط

مامان بردیا✨️🧸 مامان بردیا✨️🧸 ۹ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم
مامان نی نی مامان نی نی روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی قسمت دوم
#یه قسمت پارت اول یادم رفت اینجامیگم زایشگاه که اول رفتم وگفت ابریزش نیست بهم گفت نیم سانت بازی .... فاصله بیمارستان تا اونجا حدودا یه ساعت راه بود که من ازبعد معاینه یه درد منظم پریودی هی پایین شکممو میگرفت و ول میکرد دیگه تارسیدم بیمارستان یکم شدید بود البته قابل تحمل بعد بیمارستان که معاینه کرد گفت اره ابریزش داری باید بستری شی وگفت سه سانتی🥰 بعد اون معاینه دردام شدیدتر شدن ولی بازم نسبت به زایمان اولم که با امپول فشار بود خیلی بهتر بودم تابستری شدمو اینا هی یواش یواش شدید میشدن دیگه طوری بود که نسبتا شدید بود ولی بازم با نفس عمیق میتونستم صدامو نگه دارم بعد گفتن اماده شو بریم بخش زایمان و منو بردن توراه روی ویلچر کیسه ابم پاره شد هی گفتم خانمممم کیسه ابم پاره شد 😐 هنوز استرس داشتم که نباید بشه گفت خب عادیه داری زایمان میکنی دیگه🥴 دیگه منو بردن گذاشتن رو تخت زایمان باز معاینه کرد گفت سه سانت رو به چهار ولی دهانه رحم خیلی نرم شده و تا نیم ساعتی نزاشتن پاشم نوارقلب و اینا گرفتن و من دیگه جیغم بلندشده بود و درد شدیدی داشتم بازم خداروشکر فاصله داشتن
مامان بردیا مامان بردیا ۱۴ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری