شوهرت پس کجاست احه
منکه همسرم دریانورده و یک ماه نیست تا برگرده و من و پسرم تنهاییم تو شهر غریب بازممادرشوهرم بود خوب بود کمک میکرد. مادرشوهرمم که بعداز یکسالگی پسرم فوت شد و پدرشوهرمم که چندساله فوت شده و کلا تنها شدیم. ولی خب وقتی همسرم از دریا برمیگرده میاد خونه خیلی کمک حالمه و سعی میکنه که نبودشو جبران کنه. دیگه الان چندماهییه اومدیم شهر خودمون که حداقل پیش خانوادم باشیم
عزیزم اگه مبتونی بزارش مهدکودک نا چند ساعت خودت استراحت گنی
من ک رددادم🥴🤦
بنظر من بچه داری خیلی سخته ولی اگر کسی باشه مامانو درک کنه کنارش باشه
مثلا شوهری آدم به ما بگین عشقم عزیزم جونم شما با بچه خیلی اذیت شدی بیدی چند دقیقه یا دو ساعت من با تو کمک کنم اینجا خیلی خوب میشه ماما شاداب سری حال و آروم میشه
حق داری من بعضی وقتاعصبی میشم میزنمش
منم ب مامانم اینا میگم همسنای کیان چجوری ب حرف مامانشون میشینن یجا کیان رفتیم پاتختی خواهرم ی کاری کرد گریم گرفت پاشدم رفتم خیابون نذاشت بمونم
درکت میکنم چون تمام مسئولیتا رو دوش تویه
منم مث تو
کلا از نوزادی یباد بچه رو نگه نداشته شوهرم
تا همین الان
میگفتم بچه رو نگه دار من فقد طرف بشورم انگار نگار ۱ دقیقه فقد نگه میداشت
همین الانم همیطوره
میام گهواره میبنم بچها با باباشون رفتن بیرون
یا طرف بجه رو گداشته جا شوهرش رفته بیرون خودش.. ولی ما ن.. پسر منم لجباز شده جدیدا..
بچه ها همشون عننن
وااااای عزیزم خدا بهت صبر بده
پسر منم اینجوریه هرجا برم باید با اعصاب خورد برگردم حتی یه مهمونی
تا وقتی بچه دیگه ای نباشه خیلی خوبه ولی چشش ب یکی بخوره واویلا میشه
پسر منم خیلی اذیت میکنه بردمش آزمایش کم خونی داشت ببرش دکتر
فکر میکنم الان بخاطر سنشونه پسرمنم بهانه گیر شده
تنها مشکلت چیه تنهابودنت اگه یه خاهرشوهرت یامادرشوهرت یه ساعت براش نگهش میداشتن انقد اذیت نمیشدی من همیشه تنهابودم ولی دیدم مادرایی که کمک دارن توبچه داری چقد خوب راحت
من الان ۲۷سالمه یه دختردارم دوماه وارد۴سال شده یه دختردیگه هم دوماهش هست کوچکی اصلا جایی نبردم فعلا فقط بزرگی وخدارشکرجایی میریم خیلی خوبه توخونه فقط خیلی دوست داره همچی پهن باشه وسط
الان بهترکنترش میکنم قبلا منم لج میکردم باهاش الان مثلا باخوبی یه چیزی که میگم گوش میکنه بنظرم به خوبی باهاش صحبت کن قبول میکنه هرچی بگی
منم واقعا کم اوردم
مامان ماهلین سنتون چقدر بودبچه دارشدی من 27 سالگی بچه دارشدم الان مهیار 3 سالشه دارم روانی میشم
جانا سخن از زبان ما میگویی منم دیگه مغزم نمیکشه بااین تفاوت که شوهرم هست ولی کلا هیچی و گردن نمیگیره تک و تنها دارم بزرگش میکنم
پسر منم جدیدا لجباز شده خیلی پرو ترسم نداره اخر مجبور کرده دستمون روش بلتده بشه بزنیمش
منم همین طوریم خودم بچم چن شبه شبانه روزی نگه میدارم دیروز میخاستیم تصادف کنیم ازدیروز حالم بده هرکاری میکنم خوب نمیشم یکسره گریه میکنم این قدر حالم بد بود زنگ زدم به شوهرم میگم این طوری شده مسخره ام میکنه مردک عوضی اینقدر خستم مرگم ازخدامیخام 😭
پسرمنم لجبااااااز. درکت میکنم... خدا صبر و توان بده بهمون فقط ...
سلام اره پارک ببر بیرون ببر الان هوا بهتر ببر به تابش بده یه ساعت راه برید برش گردون خونه خیلی تاثیر میزاره
بچهها چون توی آپارتمان هستن اینجوری هستن تو خیابون یا پارک حتی گل بازی یا شن بازی توی تراس یا ملافه بندازی تا بازی کنه خیلی تاثیر میزاره من تجربه کردم انرژی بچه تخلیه میشه یا تو حموم آب بازی خیلی خوبه
من روغن بردم تو حموم با آب قاطی کردم نیم ساعت بازی کرد خودم هم نشستم تو حموم ریلکس میکردم و نفس طولانی میکشیدم هم خودم آروم تر شدم هم بچم
سعی کن روزی یکی دو ساعت این کارها رو انجام بدید خیلی تاثیر میزاره
منم افسردگی والا گرفتم این همه که بهونه میاره و گریه میکنه ولی مجبورم به جای داد زدن و اعصاب خوردی راه کار داشته باشم
هووووف میدونم بدون هیچ کمی فقط در حد یه ذوق کمکشون حتی مامانم حاضر نیست دو ساعت بگیرتش ـ شوهرمم بوقه عرضه نداره
وای خیلی سخته پیرمون کردن بچه ها میگم فک کنم بخاطر همین رفتارهای دخترته که مادرشوهرت و دخترش اکثرا هر جا میرن به تو نمیگن🤔
عزیزم خدا کمکت کنه واقعا
ن سخته دختر منم گاهی منو دیونه میکنه دلم میخاد چند ساعت نباشه اعصابم اروم باشه
یه نفس خوندم😁✋
تو هم مثل منی ..بیشتر رفتار اطرافیان حالتو خراب میکنن تاکارای بچه..پسر منم خیلی اذیت میکنه..باز تو خونه خودمون هستیم تحمل میکنیم..جاییکه میریم اینقدر حرف میزنن اعصابمون خرد میشه وپسرمونو دعوا میکنیم..
دخترم ارومتره اما چند باری واسه اسباببازی تو بیمارستان که میریم غش کرده از گریه و همینطور اطرافیان نگاه نگاه..تعجب ..تعجب..شوهرم خجالت کشید عصبی شد...من دستپاچه شدم..یهو یه خیر دیده گفت ببریدش بیرون..ماهم بردیم آروم شد
واااای خدا بهت صبر بده دختر منم همینه ، انقدر شر و شیطونه نگم برات منم خیلی خسته ام تو شهر غریب هیچکس ندارم تازه یه دختر نوجوان تازه به بلوغ رسیده رو اعصاب هم دارم ، واقعا رد دادم
حق داری واقعا
بچها بیش ازحد رومخ و خسته کنندن
میدونی تو چی نیاز داری؟؟
استراحت
ببرش خونه بازی و برو یکی دوساعتوبراخودت استراحت کن
نمیدونم مادرا چه برداشتی ازحرفات میکنن الان
ولی من خودم وقتی به این مرحله میرسم فقط دلم ارامش میخوات و توجه
عزیزم کاملادرکت میکنم واقعا بچهامخصوصاتواین سن ادموکلافه میکنن من که پسرم سرخوابوخوارکش پیرم کرده شوهرمم سررفتارای خریتش پیرم کرده
دختر منم دقیقا همینه بخدا
حالم از خودم بهم میخوره نمیدونم چرا انقد لجبازن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.