۸ پاسخ

دیگه هیچی مث‌سابق نمیشه تایم کم میشه دردسرها بیشتر

منم همین حسو دارم و واااااقعا از حسوحالم متنفرم🤦🏻‍♀️، وقتی با شوهرم وقت میگذرونم مث سابق لذت نمیبرم فکرم درگیر بچس، اصلا خوشم نمیاد بیرون برم درصورتی ک قبل بچه، مدااااام بیرون بودم. درکل اینطور بگم هررررکاربکنم، هرجا برم، حتی موقع غذا،، فکرم رو بچس

منم مثل تو
حس میکنم آزادیم ازم گرفته شده یه دستشویی و حموم با آرامش نمیتونم برم با اینکه کلا خونه مامانم اینا هستم اما نمیتونم هیجا برم وقتی از پنجره به بیرون نگا میکنم بخدا حس یه زندانی رو دارم همش خستم بی خوابی کمردرد زانو درد کلافم کردن وقت ندارم موهامو شونه بزنم شبیه زامبی شدم

من الان دخترم ۴سال پسرم ۷سال باورکن تازه گاهی میتونیم بچه ها بزارم جایی وقت بگذرونیم تنهاباشیم وگرنه همش بابچه ها گیریم

من بچمو دوس دارم ولی با بچه داشتن اصلا حال نکردم اخه شب تا صبح بیدار روزا نمیذاره کارامو بکنم حالا بخودم رسیدن که هیچ
۸سال نیاوردم بازم نمیاوردم اتفاقی نمیفتاد فقط بخاطر فشار زیاد اطرافیان اوردم البته الان جونمو میدم ولی خوشم نیومد اینقد در بند باشم
شوهرمم بهم کمک میکنه تاحدودی وگرنه ک میمردم

طبیعیه، زمان میبره تا همه چیز روی روال باشه و حال روحیت عالی بشه

نه گلم اولشه یکم دیگ درست میشه نگران نباش

منم دقیقا همین حسو دارم فک میکنم دیگه مثل قبل نیستم

سوال های مرتبط

مامان ماهان🩵 مامان ماهان🩵 روزهای ابتدایی تولد