۱۳ پاسخ

والا دختر منم جدیدا همین کارو می‌کنه اصلا دوست نداره بیاد خونه اینقدر جیغ و گریه می‌کنه حد نداره....
دیگه یه جوری ساکتش میکنیم

ببین اینجور وقتا باید همیشه به فکر پلن بعدی باشی و کم کم زمان مشخص برنامه رو بهش توضیح بذی خیلی خلاصه و متناسب با سنش
مثلا
تایم بازی تموم شده دیگه وقت به بهه
دیگه وقت سوار بیب بیب شدنه و این چیزا
دقیقا مامان ماهرو درست میگن تا جایی که میشه باید براش قابل پیش بینی باشه بچه
اگه هم نشد بابد باهاش همدلی کرد بی تفاوتی خیلی بدتره

دقیقا ما وقتی از پارک برمیگردیم انقدر جیغ میزنه موهامو میکشه گریه میکنه که نریم ، ولی خب تو ماشین صدای اهنگو زیاد میکنیم آروم میشه چون به شدت عاشق آهنگه

من از ده دیقه قبلش شروع میکنم میگم که میخوایم بریم
وقت رفتن میگم بابای کن بگو بازم‌میایم

اونم الان عادت کرده تا از یه جایی میخوایم بریم میگه بابااای

ببین اول از همه اینکه بچه ها از اتفاقات پیش بینی نشده و منفی ناگهانی خیلی بدشون میاد
کنسل شدن گردش و تفریح برای ما آدم بزرگ ها قفله چه برسه به بچه
پس مهم ترین نکته تا اینجا اینکه تا جای ممکن نذار همچین چیزایی پیش بیاد و از قبل بهش فکر کن و مجهز باش
دومین نکته
هر کاری که قراره بکنید رو از قبل براش مثل برنامه ریزی توضیح بده تا جای ممکن در حد ذهن بچه که متوجه بشه
مثلا بگو اول قراره ۲ تا سرسره بری بعد یه تاب
بعد دیگه باید بریم خونه
باید تو اون بازه بیرون بودن چند بار براش یادآوری کنی که چه کارایی قراره انجام بشه
بعد برنامه بعدی رو یه چیز جذاب بذار که بچه راحت تر همکاری کنه
مثلا بعد باغ وحش میگفتی بریم یه بستنی خوشمزه بخوریم بعدم خونه
یا مثلا بریم به جوجه ها که دم ورودی بودن دونه بدیم بعد بای بای کنیم بریم
این برنامه ریختن و آماده کردن ذهن بچه مهم ترین کاریه که هر مادر و پدر باید برای سازگارتر بودن بچه انجام بدن
معجزه میکنه بخدا
امتحان کن حتما
در نهایت اینجور اتفاقا قطعا ممکنه بیافته به هر حال
سعی کن همدلی کنی با بچه و اگه شد یه داستان مشابه بهش بگی خیلی آروم میشن
مثلا بگو
منم کوچولو بودم یه بار رفتیم تا باغ وحش ولی تعطیل بود نشد بریم داخل
خیییییلی غمگین شدم کلی گریه کردم
به جاش مامانم رفتیم خونه باهام بازی کرد
خیلی اینم موثره

خداااایاااا موهاشوووو🥺 فرفری چی❤️😍 ماشالله

مامانا دخترم من همش میگه بریم بیرون نبرمش گریه میکنه

اوخی حتما خوابش میومده
چون وقتی خوابشون میاد بیشتر گریه میکنن و لج میکنن
تو این سن نمیتونی بهشون بفهمونی مجبوری با چیزای دیگه هواسشو پرت کنی
مثلا میرفتی تو راه سوپر مارکت یه چیزی براش میگرفتی میدادی دستش

منم دخترمو وقتی میبرم پارک میخوام بیارم همینه ولی براش خوراکی مورد علاقشو میخرم ساکت میشه باید با چیزی که دوسداره گولش بزنی

پسر منم اینحوریه
جای بریم خونه اومدنش با کرام الکاتبینه
اینجور مواقع من بغلش میکنم میارم خونهه خیلی گریه میکنه ولی عکس العمل نشون نده
ما اولا نمیومد خوشحال میشدیم بعدم پدرشوعرم هی بردش پیش گوسفندا الان تا ببریمش بیرون میگه به به
نمیاد خونه

من حواسشو پرت میکنم با ی چیز دیگ ی لحظه خنده دار درست میکنم ک اون مسئله یادش بره
البته اکثر موقع ها انقد بیرون میمونیم تا خودش خسته شه بیاد بریم 😂

میگن تا سه سالگی لج بازی رو دارن باهاش حرف بزن قانون بزار

دختر من که بهانه میگیره میگم بریم خونه بستنی داریم میدم ساکت میشه

سوال های مرتبط

مامان شهریار وروجک مامان شهریار وروجک ۱ سالگی
هفته ای چندشب شهریار بعد یکی دوساعت خوابیدن با گریه و جیغ بیدار میشه و هیچ آروم نمیشه تا بریم یکساعت تو ماشین دورش بزنیم ، بعدم با کلی استرس همراه عمه و عموش میارمش خونه تا آروم بشه بخوابه... امشب که حتی با حضور عموش هم دوباره گریه کرد تا تلویزیون روشن کردم و آروم گرفت
امروز از ساعت دوونیم ظهر تا ۱۲ شب بیدار بود شبم پارک رفتیم کلی تاب سرسره بازی کرد ، اومدیم خونه هم یکساعت خوابید باز با جیغ بیدارشد
توروخدا برا چی اینطوره؟؟؟
من هنوز تو این موندم ک از دندونه یا نفخ؟! انقد جیغ زد خواهر شوهرم اومد بالا بغلش کرد، گفت چشه گفتم فک کنم دندونه گفت نه از شکمشه داره باد در می‌کنه!
آخه تروخدا این نفخ ها کی میخواد راحتش بذاره از همون نوزادی کولیک داشت و تا ساعت ۳شب جیغ میزد آخه غذای عجیب غریبی نمی‌خوریم یبوست هم نیست پس چشه
خسته شدم ازین روند فرساینده
فردا هم باید ببرمش واکسن
هرشب خدا ترس و استرس دارم از دست این بچه😞 کی میشه ی شب راحت بخوابم،، دیشبم تا صبح تب داشت تا نصف شب بیدار موندم رو سرش بعد ساعت ۷و نیم صبح بیدار شد واقعاً دیگه نمیتونم
اگه میدونین و تجربه دارین بگین بنظرتون چشه بچم ؟؟ از نفخ و دلپیچه بیدارمیشه؟ یا دندون؟