توجه .درک شدن.اینکه حالم بدبود ظرفام تو سینک تلمبار میشد باسختی واشک میشستم کارمو میکردم استرس زیاد و....
بازم همه یه مادرشوهری داشتن زبونش کار کنه مال من کل ۹ ماه شمارمو مسدود کرد زایمان که کردم اومد یه دست لباس نوزاد بهم داد رفت تا دیگه دخترم شد ۲ سالش الانم سر پسرم اومدن ۱۰۰ تومن دادن دیگه رفتن خدا بخاد
هیچی تو دلم نموند فقط کافی بود لبتر کنم تا برام حاظر کنه خداروشکر واسه داشتن شوهر باشعور.حتی روزیم ک زایمان کردم با اینکه بچه داری بلد نبود خودش پیشمون وایستاد
۹ ماه رو با مامانم رفتم دکترم
و اینکه روز زایمان وقتی میرفتم اتاق عمل گریه میکردم
آرومم نکرد و بغلم نکرد و موقع اومدن از اتاق عمل بازم توجه نکرد بهم
چه دوران بارداری چه بعد زایمان و الان
خانواده اش پیرم کردن
خدا لعنتشون کنه 💔
حتی از اینکه بخوام دوباره بنویسم هم نفرت دارم هیچ وقت دوست ندارم فکر کنم بهشون
من اینقدر دوران بارداریمو دوست داشت و شوهرم حواسش بهم بود که اصلا دوست نداشتم زایمان کنم 🥴🥲🤭
وای چقدر تو دوران بارداری تون اذیت شدین من اصلا چیزی نیست که تو دلم مونده باشه تازه یه خاطره هم دارم کل بارداری ام باموتور می چرخیدیم بعد روز زایمان خودم و شوهرم تنهایی باموتور رفتیم بیمارستان کسی رو هم باخودمون نبردیم بعد خودم کارای بستری مو انجام دادم شوهرم پشت در منتظر بود...
من چون میدونستم آقایون شوت تشریف دارن از قبل بهش گفته بودم گل باید بگیری حتی کادو زایمانم گفتم خودم
مال من از همه مسخره تره 😐من رفتم لباس فروشی فروشنده هاش داشتن کتلت میخوردن
اونجا دلم خواس
بعد ک امدم خونه ب مامانم گفتم برام درست کرد مادر شوهرم درست کرد خودمم درست کردم اما ن
اون بو رو نمیداد😀هنوزم ب دلم مونده😄
۱۰ روز زایمانم احتیاج داشتم شوهرم بهم محبت کنه دوروز خونه مرخصی بود توجه نکرد بعدم رفت سرکار تا ۱۰ روز انگار ن انگار
الان حاملم بهش میگم موقع زایمان بهم توجه کنی هاااا😅😅
من با ای وی اف حاملع شدم خیلی بدبختی کشیدم تا حامله شدم
خییییلییییی شدید ویار داشتم ۷ کیلو کم کردم دکترم گف اینهمه وزن کم کردی شاید خون رسانی ب بچه کم باشه هی تندتند منو میفرستاد سونو
۲ بار بستری شدم
میرفتم بیمارستان سرم تهوع ب دستم بود اما اثر نداش با سرم میرفتم بالا میاوردم
اخر سر ی بنده خدایی ک خیییییییلیییی بهمون نزدیکه اسمشو نمیگم
گف من از دکترش پرسیدم گفته الکی بالا میاره بخودش تلقین میکنه حالش بده وگرنه انقدرام دیگ بد نیست(( دکترم دخترخالم بود مطمعن بودم هیچ وقت نمیاد همچی حرفی بزنه))
خیییییلی دلم شکست خیلی
دنیا رو سرم خراب شد
شوهر من تا ۱۲ یا دو نصف شب تو عیاشی و ج (((نده بازی بود
۹ روزگی دخترم فهمیدم خیانتاشو
خیلی بد کرد بهم
الانم عکسای نوزادی دخترمو میبینم یادم میاد
خیلی دلمو شکوند
خدا ازش نگذره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.