س خانوما خوبید من دیروز اومدم بیمارستان با انقباض بستری شدم تو زایشگاه بودم با دهانه رحمم نیم سانت بیشتر باز شد انقباضام پنج دقیقه ای شد و شرایط و امضا کردیم ک سزارین شم دیگ آمپول ریه زدن و آمپول تشکیل مغز و اعصاب فک کنم و سولفات دوزاشو قوی کردن خیلی شب سختی بود خیلی تا خود صبح داغون شدم از استرس
درد فکرو خیال این ک بیمارستان دستگاه های ایسیو پر بود اصلا همه چی هجوم آورده بود بهم و مدام سختیایی ک تا اینجا کشیدم جلو چشام بود واقعا و اشکام می‌ریخت و ماما می‌گفت ذکر بگو و مدام ذکر می‌خوندم
صبح شکر خدا انقباضام اومد ب هفت دقیقه تا ظهر بازم سولفات گرفتم و از ظهر خدا رو شکر پراکنده شده 💜
برای حال دلم دعا کنین مامانا بتونم فقط دو هفته دیگرو نگه دارم تا حداقل دستگاه نرع وزنش صبح 2.300بود بنظرتون برا هفتم چطوره سی و سه هفته و دو سه روز میگف 🥺
مامانای سزارین دومی خیلی خیلی توجه کنین ب انقباض ک تا دو سانت و نیم بیشتر نمیشه نگه داشت تو هر هفته ای ک هستین
توصیتون ب من ک نیم سانت بیشتر بازم چیه اشکال ندارع 🙏🥰

۱۰ پاسخ

انشاالله کع به امید خدا این دوهفته روهم به سلامتی بگزرونی جوجه قشنگتو صحیح وسالم بغلش کنی عزیزم🤲 یه نذری صدقه ای بده

انشاالله خدا قبول کنه عزیز🤲

منم از سی هفته یک سانت بازم
آمپول ریه و سولفات و شیاف ایندومتاسین گرفتم

الان مرخصی ؟

انقباض منظورت همون سفت شدن شکم؟؟یا درد هم داشتی؟؟؟؟من تقریبا از اول شکمم سفت میشه و دکتر فقط گفت استراحتتو‌بیشتر کن درد و اینا نداشتم

من بچه اول هست

متناسب با هفتت وزنش عالیه .نرمالش ۲۱۰۰هست عزیرم

نه عزیزم دوست من سه سانت باز شده بود استراحت مطلق شد درحدی که دسشویی با لگن انجام میشد واسش اما سر تایم خودش بعد از سه هفته زایمان کرد به راحتی با وزن ۲۹۰۰ اصلا نگران نباش فقط استراحت کن و استرس و از خودت دور کن که بدترین چیز استرسه

چقدربایدبازبشه

توکل به خدا ،انشاالله که دو هفته دیگم میمونه
استرس نداشته باش فقط‌
خوب برس به خودت این چند روزو

سلام متوجه نشدم چی نیم سانت بازبشه

سوال های مرتبط

مامان ♥️حسین♥️ مامان ♥️حسین♥️ ۸ ماهگی
تجربه زایمان :
من سونو سی و دو هفتگی رفتم آب درو بچه ام ۱۹ سانت بود ولی با گذشت دو هفته که دکترم برای چکاپ گفته بود بیا رفتم گف که آب دورش شده ۸ سانت .
همون شبی به من نامه بستری دادن و بستری شدم ولی یه هفته آیی منو نگهداشتن بخش مراقبت های زنان دکترم میخوای که من ۳۶ هفتگی ختم بخورم ولی به دلیل ترحشات و کم شدن حرکت جنین دکترم بهم ختم داد روز ۱۲ آبان من از ساعت ۱۲ صب دارو های مخصوص دادن تا ۱۲ شب دیدن انقباض منو نمیگیره و این شد که از ساعت ۱۲ شب آمپول فشار زدن بهم دردهای سنگین و وحشتناک 🫠🫠🫠 خلاصه کلی درد کشیدم و تا از خود بیمارستان ماما همراه گرفتم و اون خیلی کمک کرد بهم اگه اون نبود من تا چهار روز دیگه زایمان نمی‌کردم از ساعت ۱۲ ظهر دیروز تا سه بعدازظهر درد های وحشتناک زایمان ینی هر انقباض ده دقیقه میشد 😂 مردم فقططط
از ساعت سه بعدازظهر ماما همراه من رفته بود صحبت کرده بود آمپول بی دردی بهم زدن از ساعت سه بعدازظهر تا پنج بعدازظهر بی درد شدم ولی دوباره دردهای شدید آمد و دقیق تا شش بعد اظهر گل پسری و گذاشتن رو شکمم❤️🥰😘
مامان علی کوچولوم مامان علی کوچولوم ۴ ماهگی
مامانا سلام اومدم تجربه زایمانمو بگم اگه دوست داشتید بخونید دعام یادتون نره نفری یه صلوات واسه پسرم بفرستید به حق همین شب عزیز مرخص بشه 🥰🌿
دیروز طبق معمول انقباض داشتم مثل هر روز ساعت چهار پنج بعد از ظهر دیدم انقباضام بیشتر داره میشه بدون درد هم بودم مثلا ده دقیقه ای بود تایماش نامنظم دیگ ساعت پنج و نیم اومد پنج دقیقه باز دیدم داره نزدیک سه دقیقه ای میشه ساعت شش رفتم حمام دوش گرفتم و وسایل برداشتیم و یک ساعت راه داشتیم تا بیمارستان هی دیدم انقباضام داره میاد تایم دو دقیقه دیگ رسیدیم و رفتم زایشگاه و یک بار معاینه کرد گف بستری شو شاید با دارو پراکنده شه ساعت هشت بستری شدم و تا نه و بیست دقیقه ک سون وصل کردن دردش زیاد نیس چندش آورع بعدم دیگ سرم و گفتن اتاق عمل آماده کنن شانسم دکترم همین دیشب شیفت بود بردنم اتاق عمل از استرس لرز شدید داشتم رفتم رو تخت اتاق عمل آمپول کمر و دکتر بی حسی زد بعد پنج دقیقه بی حس شدم اما ن ب طور کامل درد و حس میکردم قشنگ فشار میدادن و همه چیو هر چی میگفتم درد دارم میگفتن طبیعیع دیگ بچه رو برداشتن و یه بار دیدمش بردمش سریع منم بیست دقیقه اتاق عمل بودم شکممو فشار دادن اذیت میشدم بعدش اوردنم ریکاوری شکممو دوباره فشار دادن و لرزام شروع شد تا دو ساعت بعد عمل دیگ تو بخش بودم ک باز شکممو فشار دادن و شیاف گذاشتن برام کمکم دردام شروع شد و دیگ باز شیاف صبح ساعت شش مایعات خوردم و راه رفتم سختم بود واقعا دیگ بعدش رفتم بخش نوزادان بچم سی و شش هفته و یه روزش بود ضربان قلبش بالایه اکسیژن وصلشع الهی بمیرم براش از بس گریه کردم براش بخیه هام درد می‌کنه برام دعا کنید تو رو خدا برا بچم صبح مرخص شع گفتن سه چهار روز اما من طاقتشو ندارم