من تو زندگیم موندم با قلبی که هزار تکه شده 🥀
این مدت چیزهایی دیدم و شنیدم که هیچوقت فراموش نمیکنم الهیی اون ه ر ز ه ها هیچوقت روی خوش زندگی نبینن شوهرمم واسه قیامتش چون اونو نمیتونم دعا کنم بخاطر بچه ها 😭
یه حس بدی دارم از ته دل گریه م میاد انگار از درون گریه میکنم ولی اشکی ندارم سرد شدم 😔
دیروز خواستم جدا بشیم بچه هامم بهم داد گفت هر کاری کردم که ببخشیم ولی حق داری نتونی، گفت اگه جدا شی منم از ایران میرم نمیتونم بمونم
کلیییی گریه کرد گفت بخدا قسم پشیمونم زندگیه 10 ساله مونو بخاطر یه هوس خودم دارم از دست میدم 😭
حتی تحمل گریه هاشو نداشتم مردی که اینقد مغرور بود جلو هیچکس سر خم نکرده بود هزار بار گفته گوه خوردم غلط کردم 😔
سر زنش نکنید موندم که بعدا پشیمون نشم که چرا یه فرصت بهش ندادم
موندم چون واقعا پشیمونه چون میدونم دوسم داره
موندم چون بچه ها هم منو میخوان هم پدرشونو
اگه جدام میشدم حالم بهتر نمیشد فقط در حق بچه ها ظلم میکردم

۱۳ پاسخ

منکه بخاطر همین موضوع دارم جدا میشم و میدونم اونقدر قوی هستم که کم نیارم

چه سرزنشی؟ کسی حق این کارو نداره
طلاق به زبون آسونه ولی تو عمل اونم وقتی پای بچه وسطه سخت میشه
و هرکسی با توجه به حال خودش و شرایط زندگیش تصمیم میگیره چیکار کنه

چطوری بهت خیانت کرده

تو ب خاطر بچه هات برگشتی دل خوشیت اونا باشن و خوشبختیشون و راحتی خودت دیگه خودت و عذاب نده با بالا پایین کردن گذشته💝

عزیزم تصمیم درستی گرفتی ولی حتما حتما هردومشاور برید، چون بدون کمک مشاور، مشکلت حل نمیشه وروی ارامش نمیبینی

خدانگذره ازاین آدمای پست وکثیف چطور میتونن بایه زن اینکارو کنن
دلم سوخت وقتی گفتی فیلمشو دیدی واقعا چقدر سخته دیدن همچین چیزی
یعنی از رابطشون فیلم گرفتن؟

میگذرع ولی فراموش نمیشه هیچوقت💔🚶🏻‍♀️

خیلی سخته اوه نمیتونی فراموش کنی پشتوانه داری پول داری برو وگرنه بمون سر زندگیت

خیلی سخته و‌هیچکس هم‌جای شما نمیتونه باشه ولی شاید درست شده باشه و‌تکرار‌نکنه

عزیزم می‌دونم سخته اگه واقعا پشیمونه این بار ببخش اگه تکرار کرد اون وقت هر کاری دوست داری بکن

اشتباه نکردی گلم
الان دلت شکسته ولی دیگ زندگی دست توهست
بهتر تیشه خالت

فقط امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشم 😭

خیانت کرد

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۵ سالگی
مامانا هزار بار اینجا گفتم ولی چاره ای ندارم جایی رو ندارم اینجا میگم این حجم از فشار ازم کم بشه ببخشید
به خدا دارم میمیرم دارم دیونه میشم انقدر مشکلات داریم که قلبم داره میترکه این بچه دومم هم اصلا خواب نداره خوابشو زیر سینه میکنه بعد بلند میشه حتی ده دقیقه در روز نمیخوابه واسه یه کاری اگه بلند شم انقدر گریه میکنه که انگار من مردم هوار میزنه هر چی بخوام امتحان کنم نرم پیشش انقدر گریه و هوار میزنه که زود میرم بغلش هم هستم باید بغلش کنم بشینه داغون شدم یه لحظه به حالت دراز کش بذارمش نمی مونه دیونه شدم موقع انجام یه کاری انقدر استرس میگیرم انقدر از گریه هاش عصبی میشم که قلبم میخواد از تنم بیاد بیرون خونه زندگی رو هوا دورمون میبینم پاهام قفله نمیتونم پاشم تمیز کنم شیرم که نمیخوره به زور وقتی خواب‌آلوده هست زیر سینه میخوره یا میدونم با زجر با قاشق میدم بهش شیرخشکم همینکارو میکنه امروز انقدر عصبی شدم و گریه کردم که حس میکنم شیرم به شدت کم شده یه دل سیر واسه اونم گریه کردمو استرس گرفتم بخدا دارم دیونه میشم دارم چیه دیونه شدم دارم میمیرم سه ماه و بیست روزشه کولیک داره بهش اینفاکول هم میدم ببین بخدا بعد شیر که میخوره حتی شیرخشک دفع خوب بعد گاز معده هم خارج میکنه اروغم میزنه بازم از بغلش پاشم گریه میکنه تو بگو پنج دقیقه بعد شرایط خوبش خوب باشه هم نیست
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
در ادامه با تاپیک قبل درآخر گفتار درمانگرشون گفت الان که فرستادی مهد خودتون متوجه نشدید که هنوز هم در حده همسن و سالاشون نیستن از این‌لحاظ گفتم به لطف آقای شبشه فروش که چپ‌و راست تعطیل می کنه با آنلاین شدن این ها متوجه شدم😀😀من به گفتار درمانگرشوم هم‌نگفتم که نخواد نسخه ی جدید بپیچه برامون ولی من خودم حس می کنم در رابطه با درک و فهمی هم هنوز در حده همسن هاشون نیستن که اونو هم‌میزارم پای تاخیر رشدی که دارن هم اینکه نیمه اولی ان و نمیشه مقایسه کرد پیش خودم‌گفتم‌اونو سعی می کنم تو اجتماع درستشون کنم واینم‌بگم‌اون یه کوچولو لکنتی هم که گه گدار سراغش میاد گفت چون تاخیر داشته و هنوز تمام‌کلمات رو کشف نکرده من اسمشو لکنت نمیزارم در آخر می خوام‌اینو بگم‌اگه واقعا بچه هاتون از این لحاظ ها مشکل دارن رسیدگی کنید یه بچه ی کلاس اولی اومده بود که درست نمی تونست حرف بزنه حتی بدتر از بچه های من‌می گفت تو مدرسه دچار مشکل شده و اعتماد به نفسش اومده پایین دقت و تمرکزشم پایین اومده می گفت تا کلاس چهارم‌شاید اهمیتی نداشته باشه ولی از اون جا به بعد وقتی بخوان درس هارو جواب بدن می مونند توش
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
از اونجایی که خودتون می دونید من یه مادر پیگیر و دغدغه مندی هستم حالا خوب یا بدش رو نمی دونم دست خودم نیست نمی تونم نسبت به بچه هام بیخیال باشم چون بچه هام از اول تاخیر داشتن الانم تو همه کاری خودمم باید خیلی کمکشون کنم در کنار مهد که میرن چون با این وضع تعطیلی ها فکر نکنم همه خیو بتونند از تو مهد یاد بگیرن با مربیشون گفت و گو داشتم ایشون هم مشاوره و روانشناس کودکه ایشون گفتم از نظر من هم‌گفتار روایتگریشون ضعیفه گفتار پایه عالیه فقط روایتگریه که اونم با چند جلسه اوکی میشن می گفت اگه اینقدر تعطیلی نبود مب گفتم نیاز نیست ببری گفتار درمانی و به مرور تو محیط باشن خوب میشن ولی وقتی این همه تعطیلی هست و شما هم‌می خوان زودتر تا زمان سنجش راه بیافتن بهتره که در کنارش چند جلسه گفتار درمانی هم دتشته باشن تا صعودی پیشرفت کنند بعد دیگه صحبت هامون رسید تا اونجایی که گفت هر دوشون یه مقدار تو دقت و تمرکزشون ضعیفن که اونم بازی های مربوط به این مساله و تمریناتش رو اگه باهاشون کار بشه خوب میشن گفت اگا هی تعطیل نکنند من خودم تو مهدم باهاشون کار می کنم ولی تو خونه هم‌نیاز به رسیدگی دارن از اون طرف هم نقاشی دلوین و ماهاین رو نشون من داد از ماله بچه های دیگه هم‌نشونم داد گفت خیلی ضعیفم و باید روشون کار بشه و در حده بچه های ۵ و ۶ ساله نیست که اونم‌بهتره هم تو خونه باهاشون کار بشه هم تو مهد من خودمم متوجه این موضوع شدم با نقاشی هایی که پامان های اینجا میزارن بچه های من در نهایت فقط بتونند یه آدم بکشن یه خورشید حالا به تازگی دلوبن یادگرفته ابر هم‌بکشه ولی گفت باهاشون کار بشه خوبه بعد من گفتم اگه با طور هماهنگ هر سه تایی بشینیم و بگم همزمان با من بکشید چطوره گفت اگه حوصلشو داشته باشید عالیه
مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام، مامانای شهرکردی میخام یه دندانپزشک اطفال خوب بهتون معرفی کنم چون چن وقتی بود خودم دنبالش بودم و پسرمو پیش چن تا دکتر برده بودم و موفق نشده بودم دندونشو درست کنم، تقریبا دوسال پیش با بیهوشی هشت تا دندوناشو درست کردیم ولی الان بازم دوتا دندون خراب داشت که یکیش به عصب رسیده بود و یکیش ترمیمی بود، من خیلی نگران اون دندونش بودم که به عصب رسیده، دنبال یه دکتر خوش اخلاق و باحوصله بودم که ارتباط خوبی با پسرم برقرار کنه چون خیلی استرس میگیره، بعد از اینکه سه چهارتا دکتر بردم که یکیش از نظر اخلاق و رفتار با بچه صفر بود و نمیدونم چرا اینطور افراد پزشک اطفال میشن و یکیشونم گفت ریسک نمیکنم بیار با بیهوشی درست کنم و یکی دیگشونم گفت ببر پیش کسی دیگه چون فکر نکنم بذاره براش درست کنم، خلاصه که سه چهار ماهی گذشت تا اینکه دکتر صادقی که دندونپزشک خودمه، دکتر ناهید مقصودیو معرفی کردن، دو روز پیش بردم پیشش، معاینه کرد و گفت بذارید همین امروز امتحان کنم ببینم میذاره واسش درست کنم یا نه، انقققد این دکتر با حوصله و خوش اخلاق بود که حتی آمپول بیحسی رو که زد اصلا پسرم گریه نکرد و در حین کار جوری با بچه رفتار میکرد و حرف میزد که پسر منکه خیلی حساسه و خیلی استرس داشت گریه نکرد، پزشک اطفال باید اینطوری باشه، خلاصه گفتم بهتون بگم اگه مشکل منو دارید بچتونو ببرید پیش ایشون❤️
مامان boys مامان boys ۵ سالگی
خدایا شکرت به قرآن نمی‌خوام ناشکری کنم فقط دارم روانی میشم خدایا کم آوردم خدایا خودت کمکم کن مردم به قرآن
این بچه از صبح که بیدار میشه یک ثانیه نمیخوابه یه ثانیه بلند شم گریه میکنم یه جوری که انگار مردم یک ساعتم نیام جوری گریه میکنه و قطع نمیکنه که از استرس میمیری اون از صبح نشستن در کنارش و تو بغلت بودن که کمرت دولا شدن به کنار نمیتونی هیچی کوفت کنی به کنار با این حالت باید شیر بدی به کنار کارای اون یکی بچه هست به کنار
مثلا عصر همسرم گفت میام میبرمت پیش بابا دوماهه بهشت زهرا نرفته بودم اوم حاضر شدنم با بدختی که مدام گریه واسه هر یه تکونم بعد نمیتونم اون یکی و حاضر کنم آخرشم به اون بدبخت میگم بیا شلوار یا جوراب ببر بابات یا خودت پات کن گریه میکنه میگه میخوام تو حاضرم کنی رفتیم اونجا برگشتیم شوهرم رفت سرکار گذاشتمش رو تخت لباسم در آرم خودش کشت هول هولی در اوردم دستشویی رفتم لباس اون یکی در اوردم اونو دستشویی بردم این همچنان هوار میزنه بغلش کردم شیرم نمیخورد ۹۰ سییشیرخشک قاشق قاشق بهش دادم بازی کرده ریخته شکمش کار کرد شستم عوضش کردم لباساشو عوض کردم گذاشتم باز رو تخت گریه گریه دو سه تا لباسشو باید بادست میشستم هول هولکی شستم بعد برنج و بذارم هوار میزد گریه قطع نمیکنه پسرم کلی ادا در میاره میپره بالا پایین یه لحظه قطع نمیکنه فقط گریههههه بد و بدو رفتم بغلش کردم شیر دادم خدایا حتی نمیرسم این وسطا یه لقمه یه چیزی کوفت کنم جون داشته باشم اعصابم داغون بار روانی که روته همه کارات بدوبدو با استرس اولش بچه رو بغل میکنی میگی به بغلت احتیاج داره باید اینکا و کنی چرا باید بعدش اینجوری بشی بخدا دارم میمیرم جون ندارم اعصاب ندارم سه ماه و ۲۴ روزه منتظرم یه روز راحت بیاد 😭🥺
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥