دخترم…👧🏻
نور دلم☀️
اگر یه روزی اینو خوندی،
بدون که قبل از اینکه به دنیا بیای، قبل از اینکه اسمت صدا زده بشه، قبل از اینکه حتی صورتت رو ببینم…
من و بابایی عاشقت بودیم❤
عاشقِ نفس‌هایی که هنوز نکشیده بودی…
عاشقِ خنده‌هایی که هنوز نشنیده بودیم…
عاشقِ چشمانی که هنوز باز نشده بودن…
عزیزِ دلِ مامان…
وقتی تو توی وجودم تکون می‌خوری، انگار قلبم از داخل نوازش میشه🤰🏻
هر ضربه‌ات یادم میاره که زندگی چقدر می‌تونه معجزه باشه👼🏻
من با هر حرکتت، بیشتر مادر میشم…
عمیق‌تر…
واقعی‌تر…
دخترکم…👧🏻
من و بابایی شاید همیشه کامل نباشیم🥲
شاید گاهی خسته بشیم… شاید گاهی اشتباه کنیم😬
اما یه چیز هیچ‌وقت عوض نمیشه:
عشق ما به تو❤.
تو اومدی تا به قلب‌هامون معنی بدی…👨‍👩‍👧
تا خونه‌مون صدای خنده بگیره…
تا یادمون بیاد ساده‌ترین چیزها، عمیق‌ترین خوشبختی‌ها هستن😇
یه روزی قد می‌کشی، بزرگ میشی، شاید دستتو از دستم جدا کنی🥺
اما بدون هر جا که باشی، یه قلب هست که بی‌وقفه برات می‌تپه…
قلبِ مامانت.❤
و یه دستی هست که همیشه پشتت می‌ایسته…
دستِ بابایی👨‍👩‍👧
بیا دخترم…👼🏻
بیا و بغلمون کن…
که ما سال‌هاست منتظر همین لحظه‌ایم که بگیم:
«خوش اومدی عشقِ زندگیمون…» 💥🤍✨
به وقت دو رقمی شدنمون👧🏻🤰🏻
1404👼🏻12👼🏻07

تصویر
۳ پاسخ

سلام مامانا لباس جدید نوزاد تا دوسال اوردیم
❤️ ارسال سریع❤️
کیفیت عالی
محاله بخری پشیمون بشی از کیفیت
قیمتشم از مغازه خیلی برات ارزون تر در میاد
ایدی کانال روبیکا nini_heed1

بسلامتی🥰🥰🥰😍😍😍😍😍🩷🩷🩷♥️♥️

مبارک باشه عزیزم .دقیقا تو یه روزیم 🥰

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته سی‌ودوم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان دِلین🩷🎀 مامان دِلین🩷🎀 ۸ ماهگی
دلین
دخترکم،
هنوز نیامده‌ای اما بودنت را با تمام وجودم حس می‌کنم. هر تپش قلبم، نوید حضورت را می‌دهد و هر لبخندم، از شوق دیدنت رنگی تازه می‌گیرد.
تو کوچک‌ترین اما بزرگ‌ترین دلیل آرامشم هستی.
هر روز که می‌گذرد، بیشتر عاشقت می‌شوم؛ عاشق چشمانی که هنوز ندیده‌ام، خنده‌ای که هنوز نشنیده‌ام و دستی که هنوز در دستانم ننشسته است.

دختر عزیزم، تو به زندگی‌ام معنا دادی حتی پیش از آن‌که قدم به این دنیا بگذاری.
قول می‌دهم دنیایت را پر از عشق کنم، پر از امنیت، پر از آغوشی که همیشه برایت باز است.
منتظرم لحظه‌ای برسد که صدای گریه‌ات را بشنوم و آرامت کنم، که نگاهت کنم و بگویم:
“خوش آمدی فرشته‌ی کوچک من، خوش آمدی دلیل نفس کشیدنم.” 🩷
دلین من، دختر قوی مامان،
من تو وارد ماه هشتم شدیم
۸ ماه هستش که تو توی دلمی مامانی😍
چه شب و روز هایی که باهم سپری کردیم….
چیزی نمونده تا لحظه دیدارمون…🥹
بی صبرانه منتظرتم ، که بیای بقلت کنم، ببوسمت،
خیلی دوستت دارم قلب مادر🩷🫀🫂

بماند به یادگار
1404/7/7🩷🫂
مامان هدیه امام رضا مامان هدیه امام رضا هفته بیست‌وهفتم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته سی‌ویکم بارداری
به رسم گهواره منو نینی مونم دو رقمی شدیم 🥺🫂🩵👶🏻
البته که در اصل ۸۹ روز مونده تا وصال
‎راستش هنوزم بعضی وقتا باورم نمیشه که تو داری کم‌کم به من نزدیک‌تر میشی. انگار همین دیروز بود که با ذوق و استرس منتظر جواب آزمایش بودم و حالا فقط ۸۹ روز تا دیدنمون مونده.
‎پسر قشنگم، تو هنوز توی شکم منی، اما هر روز بیشتر از قبل توی قلبم جا می‌گیری. با هر تکون کوچیکی که می‌خوری لبخند روی صورتم میاد و با خودم فکر می‌کنم الان داری چیکار می‌کنی، شبیه کی میشی، چشمات چه رنگیه و وقتی بغلت کنم چه حسی خواهم داشت.
‎این روزها خیلی وقت‌ها دستم رو روی شکمم میذارم و فقط به تو فکر می‌کنم. به روزی که صدات رو بشنوم، صورت کوچولوت رو ببینم و بالاخره بعد از این همه انتظار بگم: «سلام عزیز دلم، بالاخره اومدی.»
‎تو هنوز نیومدی ولی از همین حالا زندگیم رو قشنگ‌تر کردی. به خاطر تو بیشتر می‌خندم، بیشتر رویا می‌بافم و با شوق بیشتری به آینده نگاه می‌کنم.
‎فقط ۹۹ روز مونده تا مهم‌ترین قرار زندگیم...
۸۹ روز تا روزی که قلبم بیرون از وجودم بتپه.
‎منتظرتم پسرم...
بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها توضیحش داد. 💙👣✨
سلام به هفت ماهگی🥺👶🏻
مامان مهدیار 🧚‍♂️👼 مامان مهدیار 🧚‍♂️👼 ۵ ماهگی
سلام 🤰
پسر قشنگم ۱۴ آبان ۱۴۰۴ میشد تقریبا ۱۰۰ روز دیگه تا دیدن روی ماهت 🥺🤰
از وقتی تو دلم نداشتمت همش با خودم میگفتم برسه روزی که باردار بشم برم صدا قلب کوچولوشو گوش کنم برم سونو ببینمش 🥺❤ خداروشکر اون روزای قشنگ رو تجربه کردم بعدشم ان تی و انومالی و حس کردن اولین حرکاتت توی وجودم که قند توی دلم آب کرد پسرم 🥺❤
از اول بارداریم چالش زیاد داشتم بعضی وقتا خسته میشدم کم میاوردم از دست سونو و ازمایشا و دکترا ولی گذشت تا چند روز پیش خواستم ۱۰۰ روز مونده به تموم شدن بارداری و آخرین ۳ رقمی بودنمون رو به اشتراک بزارم با مامانا شاید بقیه دو رقمی و ۹۹ روز مونده براشون قشنگ تر باشه ولی من از لحظه به لحظه ای ک تو توی وجودم رشد میکنی لذت میبرم ❤
همون روزی که خواستم تاپیک بزارم تو از شب قبلش تکون نخوردی گفتم شاید خوابیدی یا خسته ای وروجکم هر چی صبر کردم شیرینی خوردم فایده نداشت حتی مامان من اونشب نتونستم بخوابم چون به تکونات موقع خوابیدن عادت کرده بودم خوابم نمیبرد🥺❤🤰
صبح یه خبر خوبی که خیلی وقت بود با بابایی منتظرش بودیم بهمون رسید ولی اصلا برامون مهم نبود اونجا بود که فهمیدیم جونمون به جونت بستت فسقلی 🥺🥰❤ تموم راه رو تا بیمارستان استرس کشیدم جلوی اشکامو میگرفتم تا بقیه نگران نشن ولی بغض داشت خفم میکرد
وقتی پرستار دستگاه nst رو گذاشت رو شکمم انگار قلب خودم وایساد تا صدای قلب کوچولوی تو رو بشنوم🤰🥺🥰❤
هر چی بگم بازم نمیتونم اون روز رو برات توصیف کنم ولی بدون من و بابایی جونمون رو واست میدیم قندعسلم 🤰❤

خدایا شکرت