پسر منم خیلییییی وابسته به خاله با شوهر خالش بود یعنی هر روز گریه میکرد بریم خونشون جایی مهمونی دعوت بودیم همو میدیدیم یا تو خیابون یا خونشون باید میرفت باهاشون اصلن انگار خواهرم زاییده بودش منو شوهرم چقدر حرس خوردیم اونام خرید میکردن براش نازشو میکشیدن حالا خودشون ۴تا بچه دارن خداروی بینهایت شکر یهو اخلاقش برگشت الان تا من جایی نباشم بدون من هیجا نمیره هرچی اونا میگن بیا خونمون میگه نه توهم حرس نخور بیخیال باش خودش درست میشه
پسر منم عاشق مامانمو با عمه بزرگشه
آخه میدونی هرچی دلش میخواد براش میگیرین چون تایم کوتاهی باهاش هستن وقت میزارن بازی میکنن ب حرفاشون گوش میدن
ولی ماها توخونه خیلی چیزارو منع میکنیم براشون. یا وقت بازی کردن نداریم زیاد 'یا نمیزاریم هر چی بخورن ولی با اونا هستن خوش میگذره بهشون
منم گاهی ناراحت میشم ولی میگم دل بچم خوش باشه
چقدر منی دختر من که جلو عمه ها و مادربزرگش قشنگ منو میزنه میگه دوست ندارم برو خونه ی بابات اونام ذوق میکنن میخندن من بارها دلم شکسته گذاشتم بزرگ که شد بهش بگم اینارو
پسرمنم همینجوریه عاشق آقاجونشه دوست داره اونجا زندگی کنه بزرگ بشن خودشون متوجه میشن خبری نیست
بابا بذار بره خودت هم به خودت برس ریلکس کن
من چی بگم که با خانواده همسرم تو یه ساختمونیم و دخترم همش پیش اوناس چند وقته حتی شبا هم پیش من نمیخوابه دلم خونه🫠
منم دخترم پدشوهرمو میبینه باهاش میره خونشون چندساعت میمونه بعد پدرشوهرم میارتش یا خودم میرم دنبالش با گریع میاد خونه🤣
حوصلشون سر میره این کار و میکنن مطمئن باش خیلی دوستت داره 🥺
بچه ست دیگه .حوصلهشون سر میره .دوس دارن جاهای مختلف رو تجربه کنن
بالخره اونجام دلشو میزنه دوباره میاد سراِغت
این که ناراحتی نداره
خودتو نباز.... یخورده پیششون میمونه دویاره میگه مامانمو میخوام
دیوونه شدی؟ اون فقط یه بچست. جلوش گریه نکن. باید مراقب اونا باشیم که آسیب نبینن😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.