۱۱ پاسخ

پسر منم خیلییییی وابسته به خاله با شوهر خالش بود یعنی هر روز گریه میکرد بریم خونشون جایی مهمونی دعوت بودیم همو میدیدیم یا تو خیابون یا خونشون باید میرفت باهاشون اصلن انگار خواهرم زاییده بودش منو شوهرم چقدر حرس خوردیم اونام خرید میکردن براش نازشو میکشیدن حالا خودشون ۴تا بچه دارن خداروی بینهایت شکر یهو اخلاقش برگشت الان تا من جایی نباشم بدون من هیجا نمیره هرچی اونا میگن بیا خونمون میگه نه توهم حرس نخور بیخیال باش خودش درست میشه

پسر منم عاشق مامانمو با عمه بزرگشه
آخه میدونی هرچی دلش میخواد براش میگیرین چون تایم کوتاهی باهاش هستن وقت میزارن بازی میکنن ب حرفاشون گوش میدن
ولی ماها توخونه خیلی چیزارو منع میکنیم براشون. یا وقت بازی کردن نداریم زیاد 'یا نمیزاریم هر چی بخورن ولی با اونا هستن خوش میگذره بهشون
منم گاهی ناراحت میشم ولی میگم دل بچم خوش باشه

چقدر منی دختر من که جلو عمه ها و مادربزرگش قشنگ منو میزنه میگه دوست ندارم برو خونه ی بابات اونام ذوق می‌کنن میخندن من بارها دلم شکسته گذاشتم بزرگ که شد بهش بگم اینارو

پسرمنم همینجوریه عاشق آقاجونشه دوست داره اونجا زندگی کنه بزرگ بشن خودشون متوجه میشن خبری نیست

بابا بذار بره خودت هم به خودت برس ریلکس کن

من چی بگم که با خانواده همسرم تو یه ساختمونیم و دخترم همش پیش اوناس چند وقته حتی شبا هم پیش من نمیخوابه دلم خونه🫠

منم دخترم پدشوهرمو میبینه باهاش میره خونشون چندساعت میمونه بعد پدرشوهرم میارتش یا خودم میرم دنبالش با گریع میاد خونه🤣

حوصلشون سر میره این کار و میکنن مطمئن باش خیلی دوستت داره 🥺

بچه ست دیگه .حوصله‌شون سر میره .دوس دارن جاهای مختلف رو تجربه کنن
بالخره اونجام دلشو میزنه دوباره میاد سراِغت

این که ناراحتی نداره
خودتو نباز.... یخورده پیششون میمونه دویاره میگه مامانمو میخوام

دیوونه شدی؟ اون فقط یه بچست. جلوش گریه نکن. باید مراقب اونا باشیم که آسیب نبینن😔

سوال های مرتبط

مامان آراد 🧒 مامان آراد 🧒 ۴ سالگی
تو تربیت بچه ها با همسرتون هم نظر هستید؟؟ ما تقریبا نظرات و روش تربیتمون یکیه ولی یه مشکلی ک دارم اینه که من دوست دارم بچه هام واسه داشتن وسیله های مختلف قانع باشن، ولی شوهرم نه. کافیه بچه بگه فلان چیزو میخوام . سریع میخره واسش.
مثلا چندروز پیش رفتم واسشون لباس بخرم دخترم اسپری بدن بچگونه دید گریه و جیغ و داد که بخر واسم. نخریدم قربون صدقش رفتم اروم شه ولی تا خود خونه فقط گریه کرد یکساعت گریه کرد
دوباره دیروز رفتیم همون مغازه شلوار اسلش بخرم واسه پسرم. دوباره دید یادش افتاد . بمن گفت دید اهمیت نمیدم رفت پیش باباش گفت لطفا پیس پیس لطفا پیس پیس ناز و ادا اومد . باباشم سریع واسشون خرید😐😐
اول اینکه چ معنی داره بچه ۳ ساله اسپری داشته باشه ؟
بهتره مثلا ۷سالگی برای اولین واسش بخریم ک واسش معنا داشته باشه و ذوقشو کنه.
و اینکه از دیشب بخدا سردرد گرفتم اااانقدددددررر اسپری زده خفه شدیم از بوش. هرچی میگم نزن رفتیم بیرون بزن.انگار نه انگار😮‍💨
دیگه ساعت ۱۰ شب دیدم جیغش دراومده دیدم اسپری زده تو چشمش. با اب خنک شستم دیگه عصبی شدم از دستش گرفتم گذاشتم داخل کمدگ
از ۱۰ شب باور کنید تا الان یه بند گریه کرد ک بده. لطفا پیس پیس بده. دیگه نمیزنم
انقدر گریه کرد ۲ساعت بکوب تا بالاخره تو بغلم با ناز و نوازش خوابید
مطمعنم اگ امشب شوهرم خونه بود اصلا ازش نمیگرفت و تازه میگفت چرا گریه بچه رو الکی درمیاری😐😐
مامان آراد 🧒 مامان آراد 🧒 ۴ سالگی
میدونید بچه هام چندساله هستن دیگه. امروز هم مثل هرروز بردمشون پارک ، البته با اعمال شاقه🥲 رسیدیم پارک پسرم گفت جیش دارم. شومبول به دست میگفت داره جیشم میریزه. دیگه کلی گشتم یه کوچه خلوت پیدا کردم. طفلی بچم چقدددرم جیش داشت.
اومدیم باز گفت وای پی پی دارم داره میریزه.😐 دخترمم از اونطرف گریه گریه ک میخوام تاب بازی کنم. پیادش کردم بردمشون فروشگاه جانبو بغل پارک. با کلی عذرخواهی گفتم سرویس بهداشتی دارید؟ پسرم دلیپجه گرفته. گفت اره برو اون ته فروشگاه هست.
خلاصه رفتیم کارشو انجام داد بچم.
اومدیم
دخترم رفت تاب بازی. پسرم گیر داد من هولش بدم. یهو اومد از وسط تاپ بیاد جلو ک از جلو هولش بده، تاب بغلی محکم خورد تو سرش افتاد زمین😥 پریدم تاب رو محکم گرفتم ک دوباره نخوره تو سر پسرم😥 انقدر بچم گریه کرد ک خدا میدونه. دست و روشو شستم سرشو ماساژ دادم خوراکی دادم بغلش کردم تا اروم شد. و اینم درنظر داشته باشید ک دخترم همزمان گریه میکرد ک بریم تاب بازی😐🥲

و هرروز همین داستانارو داریم
و باز فردا تیپ میزنیم شاد و خندان میریم پارک
له و داغان برمیگردیم خونه🙂