هیچی
به مادرشوهرم گفتم بهش هم گفتم به کسی نگه فردا نشده همه فهمیدن
فعلا نگو بزار تشکیل قلب شد بگو
اول به مامانم گفتم
همسرم مسافرت بود قرار بود تا برنگشته نگم ولی انگار خودش شک کرده بود هی میگفت حس میکنم یچیزیوداری ازم پنهون میکنی اینا دیگه توحرم امام رضا بود که زنگ زد بهش گفتم
مامانم به بابام و مامان بزرگم و خواهرام هم گفته بود
به هیشکی دیگه هم نگفتیم
خانواده شوهرم هم چون رابطه نداریم باهاشون فعلا قرار گذاشتیم حتی وقتی زایمان کردم هم نگیم بهشون که البته فک نمیکنم شوهرم یاری کنه
خاله دایی های خودم هم احتمالا تا چندروز اینده بهشون بگیم🙃
به یک شخص فوضول فامیل بگو ،تاکیدم کن به کسی نگه
مطمئن باش هم متوجه میشن
من به مادرشوهر گفتم اونم بخاطر کار سنگین داشتن و...
اونم زحمتش کشید به جاری گفت😏
من تست ک زدم مثبت شد به شوهرم گفتم تا ازمایش به کسی نگو گف باشه ولی رف دوساعت بعدش به خانوادش گف
هیچی دیگه خلاصه هنوز جواب آزمایش نیومده همه میدونن حاملم 😂
من تستم مثبت شد به همه گفتم چیه میگن صبرکن تا فلان ماه مگه چیه چیز عجیبی نیست که همه حامله میشن
من ۱۰ هفته گفتم قرار بود بعد سه ماهگی بگم که به مادرشوهرم زودتر خبر داده بودن😒
من بارداری اول واسه هر دو خانواده شیرینی گرفتم توش لباس بچه گذاشتم بردم دادم باز کردن دیدن، سقط شد خیلی زود گفته بودم، اینسری منتظرم قلب تشکیل بشه،دیگ سوپرایز نمیکنم معمولی میرم خونشون میگم،سری پیش خیلی ذوق کردم موند تو دلم، اینسری آرامشمو حفظ کردم، مجبورم بگم باید استراحت کنم وگرنه تا سه ماه نمیگفتم
من یه کلیپ درست کردم نشونشون دادم شوهرمم از اون ور داشت فیلم میگرفت یواشکی
دخترم ب عموش گفت گفت عمو شدن خوبه؟ گفته اره مگه بده اینمگفته خب ۷ دیگه دوباره عمو میشی 🥰بهش ۴۰۰تومن شیرینی داد
مامانمم کاچی اورد برا مهمونام گفتم ای وای عزیز جون امسال همش باید کاچی درست کنه🤪خونواده داداشمم ب بچهاشون گفتم دابسمش و پانتومیمی بازی کردن نوبت من شد بلند شدم اهنگ یکی توی دلمه رو خوندم دخترش فهمید خودشون هنگ کرده بودن این اخری جوابه
مادر شوهرم زحمت کشید کل محله و فامیل و خبردار کرد😂خواهر و برادرشوهر ندارم
جعبه شیرینی گرفتیم بردیم خونه مامان خودم و مادر شوهرم متوجه شدن به بقیه خبر میدن.
شما اگر دور همی خونه مادر شوهرت هست همین کار کنید خدا بیامرز که نیس حتما پدرشوهرت هست اونا هم میان شیرینی بگیرین
من زنگ زدم
گفتم مامان همیشه دلت چی میخواست؟
اونم گفت اول سلامتی اتون بعد اینکه بچه داشته باشید
منمگفتم به ارزوت رسیدی
کلی خندید و خوشحال شد
مادر شوهرم به پدر شوهرم و برادر شوهرم گفت
مامانمم در جریان بود از اول
داداشمم زنگ زدم گفتم دایی شده
گفت مبارک باشه خیلی خوشحال شدم و اینا
بنام خدا مادرشوهر همه رو خبر کرد😂
همسرم زنگ زد بهشون گف داری عمه میشی
شوهرم به مادرشوهرم گفت اونم به خواهرشوهرام گفت🗿 همین
بقیه هم کم کم فهمیدن
بعد چهارماه بگو چه لزومی داره الان بگی چشم بخوری
من روز تولدم متوجه شدم باردارم همون روز گفتم 😍😍
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.