۷ پاسخ

والا یادش بده عمه عنه تا دیگه دهنشونو ببندن

من باز خونه مامانم میرم اینارو می‌شنوم..

میخواستی بهش بگی من دوس ندارم بچم از من بپرسه و بلرزه تا بگم بشین بشینه. بچها الان تو سن کنجکاوی هستن طبیعیه منم نمیخوام بهش گیر بدم سر به سرش بزارم . دیگه هم یه مدت نرو پیششون

زر میزنن بالا برای خودت نذار بچه شیطونی نکنه کی بکنه

من متاسفانه مامانم خیلی فرق می‌زاره میرم اونجا همش میگه بچه ابجیت چجوریه چجوریه
اینسری پسرم با بابامو داداشام می‌رفت اصلا دنبال من نمیومد بازی میکرد تو حیاط مامانم می‌گفت بچه اون خوبه تا میگه آریا سریع میشینه تنهایی نمیره جایی از مامانش جدا نمیشه می‌گفت همچین کرده تا میگه آریا سریع برمیگرده

بچه های من بزرگن 18سال و 21سالشون ماه پیش دعوتی دادم خونم نزدیک سی نفر بودن ... وسطش بچه هام باهم دعواشون شد🤣🤣🤣دخترم به قصد کشت برادرش میزد .. همه صداشون در نمیومد از ترس 🤣من فقط می خندیدم تا شوهرم جداشون کرد انداختشون هر کدام تو اتاقاشون در بست

عزیزم خب نرو

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۳ سالگی
این قوم الظالمین تا گ و ز تو ک و ن شون گیر میکنه میشن مظلون ترین و بدبخت ترین ادم روی زمین دو سه شب پیش خواهر نکبتش سرفش گرفته بود خوب نمیشد مامانش اومد خونمون گردنشو کج کرد ک بیا ببریم بیمارستان امپولشو بزنه
حالا شوهرش کجاست؟؟پای بساط نعشه میکنه با رفیقاش
بعد میدونست کارش طول میکشه هی زنگ میزنم شوهرم میگم بیا گفت تو هم اماده شو بیا
هیچی دیگه رفتیم
حالا ک خوب شده اومده خونه مادرشوهرم ک دیوار ب دیواره
سر شب دخترم گفت بریم شوهرم گفت بیا بریم یه ساعتی رفتیم بعد دخترم ک میخواست چای بخور میگفت باید بریزی توی صافی تا من بخورم گریه میکرد میگفت چرا توش واینمیسه یعو خواهرشوهرم صداشو برد بالا دعواش کرد و گفت اشغال هیچی نگفتم باز دیدم گفت ک که گفتم یعنی چی میگی کی همچین حرفی به بچه میزنه شوهرمم گفت پاشو بریم اومدیم
جای دست درد نکنه بود ک دو ساعت تو سرما معطل شدیم
یعنی این تاپیکو میزارم که فقط هی چشمم بهش بخوره دیگه به هیچ پدر سگی خوبی نکنم اشغاله خر انقد داغم از دستش حالا تازه به شوهرم گفته ببین این هفته کی تعطیلی بریم اصفهان واسه پسرم لباس بخرم من انقد هر بودم شوهرمو بردم تو اتاق گفتم قبول کن گناه داره اونم چیزی نگفت حالا دیگه توبه می ری نم براش....‌

واقعا شرمنده بی ادب بودم یکم بخدا بچمو ببنید انقد مودبه هرحرفی میزنه با لطفا و میشه شروع میکنه میگه بعدشم حتما میگه مرسی یا تشکر
سلام و خدافظیشو میکنه حتی امشب میگفت خوشحال شدیم خدافظ
اونوقت اینا میخوان مثل بچه خواهره پخمه باشه که صداشم در نیاد چون دخترم زیر حرف زور نمیره اصلا....


پوشک شیرخشک فرزند دختر پسر دکتر
مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۳ سالگی
سلام چطورین
مادرشوهرم برای بچه های خواهرشوهرم اسباب بازی خریده تو خونه خودش گذاشته ک وقتی میان بازی کنن ، یکی دوباری که پسرم با شوهرم رفتن اونجا ، پسرم دوتا ماشین کوچیک دربو داغون با خودش آورده
پریشب رفتیم خونه مادرشوهرم ، پسرم گفت مامان جون ماشین میدی بازی کنم مادرشوهرم گفت ندارم مامان یکی دادم بردی خونتون ، بقیه اسباب بازی ها رو هم دادم ب پسر عمه هات بردن خونشون برای اونا بوده (خودش همه رو خریده ) پسرم رفت تو اتاق یدونه ازین پمپ بنزینای کوچیک اورد بازی کرد بعد موقعی ک میخاستیم بیایم پسرم گریه میکرد ک اونو هم با خودش بیاره من خودم بدم میاد پسرم جایی بریم چیزی بیاره ، تا حالا هم اینکارو نکرده ، مگه یکی دوبار خونه مادرشوهرم خلاصه اون شب پسرم گریه میکرد ک میخام بیارمش من هی میگفتم نه ، یهو مادرشوهرم رفت سمت پسرم اون میکشید پسرم میکشید انقددددد ناراحت شدممممم هی میگف این مال امیر حسینه میاد گریه میکنه و محکم از دست پسرم میکشید ، منم پاشدم پمپ بنزینو از دست پسرم گرفتم گذاشتم تو اتاق و اومدم
یکی دوتا ماشین کوچیک کهنه هم خونمونه اونارو هم میخام بفرستم خونشون شوهرم میگه ولش کن اون همه اسباب بازی برا اونا خریدن دوتا ماشینم پسر ما اورده ، ولی من از رفتارشون ناراحت شدم ، دوتا ماشین کهنه ارزش نداره واقعا که اینطوری رفتار بکنن
مامان دریا🌊 مامان دریا🌊 ۲ سالگی