۴ پاسخ

خوشحالم گه دختر دارمیشم میخوام بشم همدمش همراهش همرازش رفیق روزای خوب و بدش میخوام براش کسی بشم که بتونه تو حال بدیاش بهم اعتماد کنه و درداشو بهم بگه براش همیشه باشم شونه خالی نکنم

خدابهت ببخشه مامان مهربون انشالله دکترشدن وعروس شدن وخوشبختیش روببینی وذوق کنی😍❤️🪽

نویسنده خوبی هستین💕😍👌 فک کنم زمان مدرسه هم انشاتون خوب بوده

خیلی دلنوشته خوبی بود.‌..موقع خوندنش چشام اشکی وقلبی شد🥹انگار حرفای دل خودم بود

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته سی‌ودوم بارداری
💓گاهی هنوز باورم نمیشه…
من و تو، دوتایی، انقدر راه اومدیم و حالا رسیدیم به ماه هشتم🥹🤍

از اون روزای اولِ پر از ترس و ذوق،
از شبایی که با نگرانی خوابیدم و با امید بیدار شدم،
از لحظه‌هایی که دلم ضعف می‌رفت برای شنیدن صدات،
تا امروز که لگدات شده قشنگ‌ترین حس دنیا…

این ماه‌ها فقط گذر زمان نبود،
من توی هر درد، هر بی‌خوابی، هر اشک و هر لبخند،
کم‌کم مادر شدم…
و تو، آروم‌آروم، شدی همه‌ی قلبم.

حالا من و دخترکم در چند قدمی دیدار هستیم
و وارد ماه هشتم شدیم ؛
قندعسلم راستشو بخوای اصلا دوست ندارم از وجودم جدا بشی دوست دارم تا اخرین نفس هام تو بند بند وجودم کنار قلب خودم نفس بکشی و من ضعف کنم برای تکون خوردنات
حقیقتا دلم برای این روزای شیرین بارداری با همه سختی هاش تنگ میشه روزایی که تو وجود خودم هستی
نزدیک‌تر از همیشه به آغوشی که هر روز براش رویا می‌بافم🤍🫀🤰🏻💙
تو شدی قند روزا تلخم که باهات غم هام،خستگی هام یادم رفت 💓

بمونه به یادگار از ماه هشتم بارداری
۱۴۰۵/۵/۳❤️
مامان ماهورا🧸🍩🩰 مامان ماهورا🧸🍩🩰 روزهای ابتدایی تولد
مامان عدسی مامان عدسی روزهای ابتدایی تولد