۱۶ پاسخ

منم هنوز نه سیسمونی خریدم نه هیچی.نزدیک ی ماهه خونه نرفتم

کاش تموم شه....

مادرشوهرم الان زنگ زد به همسرم و گفت کل شیشه های خونه اتون از یک سمت ریخت ، مال خودشونم ریخته.
خونه هامون کرج نزدیک به هم هست.
من از اومدم شمال پیش مامانم اینا 😔😔
خیلی ناراحتم ، نه بخاطر خونه خودم. بخاطر شهر و کشوری که حالا حالاها رنگ خوشی و بخودش نمیبینه

منم ۱ ماهه از تهران اومدم فشم . دلم برای خونم پر میکشه . البته فردا بابد برگردم برای سونو انتی و .. اما اونجا خیلی میترسم شبا خوابم نمیبره . خدا کنه تموم شه فقط

منم همینطور 😔البته خدارو شکر سیسمونی خریدیم حتی چیزایی که نگرفته بودمو آنلاین سفارش دادم میره خونه مادرشوهرم تهران ولی خب اتاق نچیدیم خودمم کلافه شدم از دوری خونه م😔

عزیزم نگران نباش حالا خیلی وقت داری

خیلی بده مشهدم از دیشب شروع کردن میزنن من خونم جای خطرناکی ول کردم اومدم خونه مامانم‌ولی همش دعا میکنم‌ تا وقت زایمان حداقل جنگ تموم بشه بتونم‌برم خونم خیلی سخته ادم از خونش دور باشه تمام لوازم و‌سیسمونی بچه هام تو خونه است تازه داشتم برنامه میریختم سیسمونی بچینم فیلم بگیرم کلی فکر‌و‌رویا داشتم 🥲

من فقط تونستم ضروریارو بخرم‌درست روز قبل جنگ خرید رفتم یکم خیالم راحته ،ولی فکرنکنم حالاحالاها تموم شه ،من یه هفته شمال رفتم برگشتم تهران

من😪

من یه مدت رفتم شهرستان دیدم ن نمیشه بابا آدم زندگی داره کار داره برگشتم خونم خداروشکر طرف ما ساکته. ولی همچنان شوهرم برا خرید بچه پافشاری میکنه زوده عجله نکن

من کاش تموم میشد

من میهواستم بعد عید بخرم☹️یعنی نشد نشد خورد به وقتی ک من حاملم و میخواستم سیسمونی بخرم

وضعیت همه همینه سک چیزی میشه دیگه فقط همه سلامت باشن تموم بشه بقیش حدا بزرگه اصلا بگو تو حموم

منم دقیقا همینم اومدم ییلاقمون . والا اینطور که پیش میره باید دنبال قابله باشم😂😂 دکتر زایمانم رو هنوز اوکی نکردم قرار بود بریم سیسمونی بخریم که اصلا نمیشه رفت خرید میترسم

منم هفت ماهه خونه مامانم هستم خونم آماده نیست خسته شدم معلوم نیست هم کی آماده بشه

من🥲🫠

سوال های مرتبط

مامان دخملم🎀💓 مامان دخملم🎀💓 روزهای ابتدایی تولد