۱۳ پاسخ

چه دست سرنوشت خوب با این مرد عنکبوتی تا کرده🤣

وای خدایا بازیهای دخترونه
پسر من با آهنگ گلو بند داره قر میده
برای ۷۶امین بار ریپیت داره میشه امروز😵‍💫

عزیزم اون هاپو رو از کجا و چند گرفتین

ای خدا قربون دنیای قشنگ دخترونشش🥹❤️

واااای خدا 🤣🤣

دخترک بلای من😘😍
اون زرافه رو علیرضا هم داره

انقدر دوست دارم بدونم اینجور وقتا چه چیزی تو ذهنشون میگذره

وای عزیزم🤣
احتمالا فکر کرده عنکبوتی از بزرگان پرنسسای دیزنی هست

پذیرایی چی داره؟؟

😂😂😂😂😂

ای خدا
دختره منم عاشقشه و پیارسال شمال رفتنی از اون بادکنک گنده هاش خرید تو ماشین ر
بزور جا میشد

عزیزم 😁

عالی بود😂😂

عزیزم 😂😂♥️

سوال های مرتبط

مامان آنیسا مامان آنیسا ۲ سالگی
مامان آنیسا مامان آنیسا ۲ سالگی
فکر کنم همه مامانا تاحالا اینو فهمیده باشن که تو دنیای بچه‌ها یه قانونی وجود داره تحت عنوان: اگه امروز حالت روبه راه نیست پس بدتر پی‌پی می‌کنم بهش تا حسابی به مرز جنون برسی👹

آنیسا هم که بسیار انسان قانون مندیه!
از این رو! امروز در راستای لبریز کردن تمام ظرفیت های روانی من سنگ تموم گذاشت
و درنهایت عین یک موشک بالستیک منفجر شدم
از اون انفجار های مادر دختری که بعدش بختک عذاب وجدان چارچنگولی میچسبه بیخ گلوت
و تا یه هفته خجالت میکشی با همسایه‌ت چشم تو چشم شی😇
در این راستا گفتم خب عب نداره!
عوضش میپوشیم میریم پارک از دل جفتمون در بیاد😌
چشمتون روز بد نبینه اول کار یه آقای به ظاهر محترم که پسرکوچولو همراهش دایی صداش می‌کرد گیر داد به‌ما😐 هی به بهونه‌های مختلف مثلا میخواست کمک کنه و سرصحبت باز کنه
بعدش هم چشم انیسا اسکوتر یه دختربچه رو گرفت🫠و اونجا دقیقا نقطه‌ی اغاز فاجعه بود
هیچ توضیح و سرگرمی و وعده وعیدی کارساز نبود
نه بستنی نه توپ نه عروسک و نه هیچ چیز دیگه!

یه اوضاعی هم درست شده بود که حس میکردم شدم موضوع غیبت خاله زنکا
به هر زور و ضربی بود انیسا رو نشوندم تو کالسکه‌ش و برگشتیم خونه
حالا نشستم رو مبل به یه نقطه‌ی نامعلوم تو سقف خیره شدم و یه‌جووووری بدنم و بازوهام درد میکنن انگار از سر کارگری ساختمون برگشتم😐