۱۴ پاسخ

متوجه این قسمت که نوشتی دلگرم کسی شده که نمیشه نشدم یعنی چی؟

الهی که خدا هرچی که میخای رو سر راهت بزاره بدی رو ازت دور کنه ❤️😔

ناراحت شدم از متنت💔💔

الهی🥺💔

عزیزم منم زندگی خیلی سختی داشتم و دارم نمیدونم تو هم مثله من گاهی از خدا میپرسی چرا منو افریدی که اینقدر زجر بکشم؟

خدا هیچ دختر بی پناهی رو دست مرد بیشرف گرفتار نکنه

چه قد درکت میکنم از یه لحاظی

چقدر دلم گرفت منم اوایل ازدواج اینجوری بودم شوهرم نمیزاشت تنهایی هیجا برم دوهفته کار بود من مثل اسیر بالای خونه ی برادرشوهر بودم و با بچه هاشون سروکله میزدم ..انشاالله خداکمکت کنه

اینم خونه یه زن شلخته که جنگ شده دست به سیاه سفید نمیزنه😥😥

تصویر

باخوندم نوشتت بغض کردم دلم گرفت.....😔😭

انشالله خداکمکت کنه شوهرت مگه قبلا دعوای چیزی کرده با خانوادت چرا اینقدرلجه

عزیزِ قوی من… به قوی بودن ادامه بده طلوع خورشید توام نزدیکه❤️

چقدرناراحت شدم.🤦🏽‍♂️💔😔
ایشالله خدانجاتت بده

انقدر سابیدم دستام رفت😂

تصویر

سوال های مرتبط

مامان شهاب و شاهان😊 مامان شهاب و شاهان😊 ۵ سالگی
#قصه_متنی

🔴 کودک عصبانی

در روزگاری بچه ی كوچک و بداخلاقی بود. روزی پدرش به او كيسه ای پر از ميخ و يک چكش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، يک ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرک مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته های بعد كه پسرک توانست خلق و خوی خود را كنترل كند و كمتر عصبانی شود، تعداد ميخهايی كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد.
پسرک متوجه شد كه آسانتر آن است كه عصبانی شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخ ها را در ديوار سخت بكوبد. بالأخره به اين ترتيب روزی رسيد كه پسرک ديگر عادت عصبانی شدن را ترک كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوری كرد.
 پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزی كه عصبانی نشود، يكی از ميخهايی را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.
روزها گذشت تا بالأخره يک روز پسر به پدرش رو كرد و گفت همه ميخ ها را از ديوار درآورده است.
پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواری كه ميخها بر روی آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبی انجام دادی ولی به سوراخهايی كه در ديوار به وجود آورده ای نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلی نخواهد بود. پسرم وقتی تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئی مانند ميخی است كه بر ديوار دل طرف مقابل می كوبی. شاید تو چند مرتبه به شخص روبرو بگویی معذرت می خواهم كه آن كار را كرده ام اما جای زخم زبانت بر دل او خواهد ماند. پس همیشه مراقب باش عصبانیت خود را کنترل کنی.

#قصه