خواهر زاده ام ده روز خیلی دخترمو میزنه. دخترمم دفاع نمیکنه از خودش. ظهر صداش اومد فکر کردم زد تو گوشش و انداختش و دخترمم با دمپایی ابری آروم زدش. اونم زود گریه میکنه.بعد از ده دقیقه دیدم زیر چشم دخترم تا بناگوش سرخ شده و جای چنگ زدنش. سرش داد زدم واقعا عصبی شدم و خواهرمم دعوا که چرای هی سرش داد میزنی چند روزه.میگم به بچه ت یاد بده رفتارش غلطه وقتی میخندی و واکنشی نداری ولی دخترم دست بهش بزنه و میپری وسط و منم ازش دفاع میکنم.الان دوبار اینکارو کرد ولی بار قبلی واقعا چی نگفت م چون کمتر بود ولی حالا بیشتره. میگم حتی ناخونشم نمیگیری. کلا یه ساله همین درد گرفتارم میگن اون بزنه ولی دختر من دستش بهش بخوره میگن وااای چه فضوله زدددش میکننش دعوایی.دخترم عاقله بگن نه دردش میاد کوتاه میاد ولی اون بدتره حالیش نمیشه.
مادر شوهرمم بی عرضه س الان یک ماهه خونه بابامم یکبار نگفت بیا شامی نهاری پیشمون بمون.🫠🫠اونم یبار نهال پسر جاریم زد و اون کردش دعوایی و حالا اون میزنه ولی دخترم هیچی نمیگه.دلم براش میسوزه.هرجا بره دفاع نمیکنه.من دیگه خودمو خراب کردم با دفاع کردنام😂😂میگن بازیه؟ ولی شال دور گردنش میکشید و گرفتمش گریه کرد.بعد خواهرم ناراحت شد که چرا گریه ش انداختی.میگم بمونم خفه ش کنه بزنش بخندین

۷ پاسخ

اینم عکسش

تصویر

مقصر اصلی خواهرته که بچشو جمع نمیکنه،ما میریم خونه مامانم دخترمن ۵سالشه سربچه۳ساله خواهرم داد میزنه اون گریه میکنه ،من دخالت کردم جلوی بچمو گرفتم گفتم حق نداری داد بزنی،خواهرم گفت چیزی نگو،بچن از پس هم برمیان،گفتم نه خدای نکرده کتک کاری کنن اتفاقی بیفته خواهری ماهم بهم میخوره،ازالان هرکی جلوی بچه خودشو بگیره بهتره

تو همین گهواره هم من دیدم بعضی مامانا میان با افتخار تعریف میکنن که بچه ما بچه فامیلمونو زده بعد ما تو دعوای بچه ها دخالت نمیکنیم و چیزی نمیگیم میخوام بدونم حالا اگه برعکس میشد و بچه تو کتک میخورد بازم نظرت این بود که نباید تو دعوای بچه ها دخالت کرد ؟؟؟
اتفاقا من میگم چون بچه ها عقل ندارن کاراشون ممکنه باعث آسیب جدی به هم بشه حتما باید بزگترا حواسشون بهشون باشه و تو دعواشون دخالت کنن

همیشه پشت بچت وایسا بهشم یاد بده از خودش دفاع کنه یا موقعیتو ترک کنه

به خواهرت بگو هر وقت تو آدم شدی منم آدم میشم اگه دست دخترت به بچه ام بخوره می زنمیش حتی بزنش واقعا که

چند وقتشه خواهر زادت؟

خوب میکنی عزیزم هر کی بچتو میزنه نگاش نکن قشنگ دعواش کن که بترسه دیگه سمت بچت نیاد طفلی بچه بی کس و کار که نیست
چقد بعضی از پدر و مادرا واقعا بیشعورن اصلا بلد نیستن بچه شونو تربیت کنن تازه به خروس جنگی بودن بچه هاشون افتخارم میکنن

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
سلام خانما خوبید پسر من عصبانی که میشد می رفت تلویزیون رو هل میداد چون حساسیت ما رو به تلویزیون دیده بود دیگه مجبور شدم تلویزیون جمع کنم جدیدا عصبانی میشه اگر دم دستش باشم چنگ میزند اون روز حواسم نبود با مهر نماز محکم زد به انتهای ابروم (قبلش داشت ادای نماز خوندن باباشو درمی‌آورد کلی هم قربونش رفتم و خوب بودیم فقط بعدش مجبور شدم به خاطر کارم تو گوشی باشم ) خیلی دردم اومد و اون لحظه به گریه و عصبانیت گذشت کلی هم بهش اخم و تخم کردم و خیلی ازم ترسید چون تا اون روز همچین واکنشی از من ندیده بود دیگه بعد اون چنگ کشیدناش و گاز گرفتناش بیشتر هم شده موندم چه کنم میگم دو سال خودداری کردم که الان اینطور بشه جدیدا خودداری برام سخت شده خب وقتی چنگ میزنه یا گاز میگیره مگه آدم چقدر می‌تونه کنترل کنه خودشو بعدم این مدلی نبود خیلی بچه با محبتی بوده همش میگم نکنه به خاطر مهدکودک رفتنش رفتارش اینطور عوض شده ولی خب مربی مهد هم گفته تو مهد با بچه های یکی دو ساله هست که دخترن پسر کمه پسر شما از همه بزرگتره دیگه موندم چکار کنم جدیدا کنترل خشم برام سخت شده از حرص یه وقتایی با لبخند فشارش میدم وقتی داره گاز میگیره برمیگرده ببینه این فشاری که دادم از عصبانیته منم الکی لبخند می زنم که نفهمه از حرصه با اینکه میدونم این حرکتم باعث میشه تو فهم احساساتش به مشکل بخوره یعنی اون لحظه فشار من اذیتش کرده ولی وقتی دیده من لبخند زدم یعنی چیزی نیست و فکر کنه بدنش اشتباه برداشت کرده ولی واقعا دیگه نمی‌دونم چطور خودداری کنم و سعی کنم برخوردم درست باشه آخه دقیقا تایم آشپزی و ظرف شستن که وقت درست حسابی برای فکر کردن و واکنش درست ندارم میاد سراغم