۸ پاسخ

بنظرم اونم بچس با جدیت ولی ن با دعوا ب اون بچه باید تذکر بدی و مواظب باشی دیگه نزنه جز این نمیشه و نباید کاری کرد بچس دیگه و اینکه ب دختر خودتم بگی ک از خودش دفاع کنه اگر کسی زدم اونم دست طرفو بگیره یا بزنه آروم

خب توم به بچه ت بگو هرکی زدت توم بزنش

عزیزم من تو این جور موارد یه تذکر به بچه میدم اونم‌نه با دعوا ک نباید کسی رو بزنیم و سعی نمیکنم خیلی دخالت کنم چون قطعا اونم بچه است

من حواسم بش هست کسی اذیتش نکنه یا نهایتا ب طرف تذکر میدم.

ای بابا آدم ناراحت میشه منم سری قبل
پسرامو برده بودم پسرام شن بازی میکردن ی دختر بچه ۴.۵ساله محکم پسرمو هل داد گفتم شما حق نداری هل بدی پسرمو این بچه هست داری بازی می‌کنه مامانش ی دفعه عصبی شد حالا چیشد مگه گفتم مگه قراره چیزی بشه حتما؟بعضیا چقدر پرو هستن بلانسبت اونم دختر بچه ی ۴.۵ساله ب دخترت یاد بده محیطی که می‌ره با بچه ی کوچکتر از خودش چطور رفتار کنه انقد از دختر بدم اومد از اون پروها بود ادای همه رو درمی‌آورد مسخره میکرد حتی آدم بزرگا شوهرم گفت ول کن بچه هستن

منم هروقت میبرمش مدام دنبالشم چون بچه های بزرگتر میخوان قلدری کنن هی بش زور میگن یا هلش میدن یا میزننش

وای خدا خیلی عصبانی شدم
منم نمیدونم چیکار کنم تازه بد تر اینه که بعدشم از بچه های بزرگتر میترسن و احساس ناامنی میکنن

من بودم به پسره تلنگر میزدم و میرفتم به مادرش هم میگفتم

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا من یکم پیش خیلی گریه کردم
دخترم در قابلمه رو برداشت که سرد بود گفت می‌خوام در قابلمه بذارم...قابلمه روحی هم تازه از رو گاز برداشته بودم کم رو گاز بود اما رو شعله بزرگ بود و خب روحی زود داغ میشه...سر گاز بودم و حواسم نبود قابلمه رو رو کابینت کنار گاز خیلی دورتر بوداما دستش رسید و قسمت گوشتی. دستش میخوره به دسته قابلمه....خدا منو بکشه.... زود دستش رو گرفتم زیر آب سرد خودمو گم کردم تنها بودم با دوقلوها از صبح و خسته.... خمیردندان دم دست بود قبلا شنیده بودم میزرن رو سوختگی اونو زدم و دخترم همش می‌گفت میسوزه گریه میکرد دلداری میدادم بغلش کردم فوت میکردم دستش رو...به همسرم چندبار زنگ زدم سرکار بود تو اتاق عمل گوشی پیشش نیست...خدایا خیلی بد بود...همش خودمو میخواستم کنترل کنم پسرمم اذیت میکرد.‌‌دخترمم گریه... تو گهواره گفتین یکم آرد زدم پسرمم همش آرد میخواست به عقلم نرسید یکمم بزنم دستش بازی بازی..‌کاسه آورد بگذره براش گذاشتم دوباره میخواست ندادم زد زیر دست ابجیش آرد هم ریخت حرصم گرفت بدونه زدم صورتش دستم بشکنه الهی..بعدش همسرم زنگ زد قبل اون هم از دست بچه ها دو دستی زده بودم رو سرم😞همسرم زنک زد با عصبانیت ماجرا رو تعریف کردم اونم دعوام کرد...اصلا حالم خوب نبود پریودم هم دو روز عقب افتاده بهم ریخته ترم...خلاصه یکم پیش بچه ها گریه کردم پسرم گفت مامان بوست میکنم گفتم فداتشم الهی صورتمو بردم نزدیک بوسم کرد بغلش کردم کلی گفتم ببخش منو...دخترمم قبل اینا انقد گریه میکرد نمی‌تونیم دلداریش بدم داد زدم سرش با بغض بهم گفت می‌خوام باهات حرف بزنم مامان...دنیا رو سرم خراب شد رفتم بغلش کردم گفتم بگو مامان.... من امروز گند زدم به همه چی.... کلی گریه کردم الان 😭