تجربه تلخمو درباره میخ خوردن هیرادم براتون بگم که داخل تاپیک قبلی عکس رادیولوژیشو گذاشتم



بستریش کردیم بعد از دوبار عکس رادیولوژی.قبل از آندوسکوپی که قرار بود با بیهوشی صبح روز ۱۲ فروردین انجام بشه باز عکس خواستن. وقتی عکس گرفتیم متوجه شدن که میخ از معده وارد روده شده.
برا همین گفتن دیگه لازم نیست آندوسکوپی بشه. صبر کنید تا خودش دفع بشه.
خطر از حلق تا معده بوده بیشتر که خدارو شکر رد شده
دیگه من خیلی نگران بودم که خدا کنه روده رو زخم نکنه

اومدیم خونه با نگرانی منتظر بودیم تا دفع بشه
هربار پی پی میکرد دنبال میخ میگشتیم🥺 اما نبود
باز به توصیه بیمارستان صبح روز ۱۳ فروردین رفتیم بیمارستان و عکس گرفتیم و دیدیم که مسیر روده رو طی کرده و تقریبا به انتهای روده رسیده.جراح گفت لازم نیست بستری بشه ولی اگه بخواین بستریش میکنیم. پرسیدم کار خاصی براش انجام میدین با بستری؟ گفتش نه فقط آزمایش ازش میگیریم
خب آزمایشی که پسرمو الکی اذیت کنم و دارویی بهش ندن(ملین) و فقط رگ بگیرن ازش مثل قبل از بستری شدن دو روز قبلش چه فتیده داشت
تو این یکی دو روزه پوره سیب زمینی و کره محلی فراوون بهش دادم.
خلاصه اومدیم خونه و باز پوره رو بهش دادم تا اینکه ظهر کلی زور زد بچم. گرفتمش تو بغلم. خیلی زور زد
البته خدارو شکر درد نداشت
و بالاخره میخ دفع شد
البته تو این مدت هربار به هر دلیلی گریه میکرد قلبم می اومد تو دهنم که نکنه بچم درد داره ولی خون داخل مدفوعش دیده نمیشد این مدت و این ینی جدار لوله گوارشش آسیب ندیده و دلگرمی بود برام
خیلی بد گذشت.اما گذشت و خدارو هزار مرتبه شکر هیرادم حالش خوبه

۲۸ پاسخ

من با خوندن این متن تا مرز سکته رفتم تو چی کشیدی دختر😭😢😣

سلام پوره سیب زمینی خام بهش دادی لطفا جواب بده

عزیزم خداروشکر که دفع شد حتما خیلی برات سخت بوده🥺♥️

وای خداروشکر که میخ دفع شد حال کوچولوت خوبه

خدایا کرمِت رو شکر که خودت مراقب فرشته هاتی🥺

واقعا هدا دوباره یهت بخشیده میتونست اتفاقی بد بیفته خدا رحم کرده بهت عزیزم

خدا رو شکر خدا رو هزار مرتبه شکر طفلی بچه و خودتون چقدر اذیت شدین .

تا این متن تموم شد ضربان قلبم رفت رو‌هزار پووووف🙈
خداروشکر که به خیر گذشته خداروشکر که حالش خوبه🤲🥺

عجب اتفاقی
خداروشکر ب خیر گذشته🤩

خداروشکر به خیر گذشت ، خدا خیلی دوستون داشته 🫂♥️

الهی فداش بشم بچههههه😭
خداروشکررررر بخیر گذشت
چی کشیدی تو❤️🫂
امیدوارم همیشه سلامت باشه هیراد عزیز🥺🥺

وای خدا رو شکر که بخیر گذشته
از کجا فهمیدین خورده بود؟ موقع خوردن دیدین

عزیزم خداروشکر بلا دور شد ولی از کجا فهمیدین میخ خورده ؟؟

الهی شکر حالش خوبه عزیزم تنش همیشه سلامت

وای گریم گرفت خداروشکر که بخیر گذشت🥺

خداروشکررر
بلا به دور❤️

اینم بگم تو بیمارستان یک شب که بستری بود چند بار صدای برخورد موشک هم اومد. البته خود بیمارستان نبود

خدارو شکر بلا بدور عزیزم

الهی عزیزم خیلی ناراحت شدم واقعا دردناکه انشالله دیگه براتون پیش نیاد

خداروشکر مواظبش باش عزیزم

خداروشکر ک اتفاقی نیفتاد حواست بهش خیلی باشه
دختر منم دوازدهم قرص پشه تو سطل زباله بود گرفت خورد شانس اوردم قورت نداد

خدارو شکر ک حالش خوبه
..پسرم متم همش با چیزای خطر ناک کار داره..غذارو نمیخوره ولی پوست پسته و نخ اینا میبینه میخوره..دفع میکنه من متوجه میشم ک خورده😭😭😭😭😭😭😭😭

واای خیلی بد بوده خداروشکر به خیر گذشت حالا من کل وسیله های ریز رو جمع کردم هرچی دم دستشه همه بزرگن ولی باز بچه ها شیطنت خودشونو دارن

خدارشکر عزیزم ک ب خوبی تموم شد و مشکلی پیش نیومد

خداروشکر چه پروسه ی وحشتناکی بوده خدابهش رحم کرده

عزیزم خداروشکر ک تموم شد

خدارو شکر دیگه مواظب باش

وای حتما قربونی صدقه چیری بدید

سوال های مرتبط

مامان هديه خدا(ستیا😍) مامان هديه خدا(ستیا😍) ۱ سالگی
دوستاي گلم كه حال ستيا رو پرسيدين خداروشكر بهتره
هفته پيش كه جراحي كرديم خيليييييي اذيت شد از يه طرف قبل عمل دوسه نفر اومدن براي رگ گيري كه گفتن نميتونيم يكي اومد يه ربع دست و پاي ستيا رو هي فشار داد بچم كلي گريه كرد آخرشم دوجاي بچه رو سوراخ كرد نتونست رگ بگيره بعد گفتن دكتر اومده ببرينش اتاق عمل يكي رو مياريم اونجا رگ بگيره باز بچه كلي گريه كرد تا بالاخره رگ گرفتن
بعد عمل آوردنش ريكاوري من رفتم ديدم بچم از درد به خودش ميپيچه و ناله ميكنه بغلش كردم تو بغلم خوابيد☹️☹️☹️☹️ دكتر بيهوشي گفت يه ساعت ديگه بهش شير بدين بردنمون تو بخش تا شيشه رو گذاشتم دهنش جيغ زد و گريههههه
كه ديدم ته گلوش خون هست و التهاب داره كه بعد گفتن بخاطر لوله اي كه گذاشتيم موقع عمل
بچم از گرسنگي و درد گلوش گريه ميكرد اما نميتونست چيزي بخوره با اصرار خودم بهش سرم زدن تا غروب بچم فقط گريه ميكرد
با سرنگ قطره چكان با هيچي نميتونست شير بخوره فقط گريه ميكرد خيليييي روز بدي بود
اومديم خونه تا كم كم شير خورد اما تو اين يه هفته شبا تو خواب جيغ ميزنه از بس اون روز ترسيده بود
بدنشم كه بخاطر بيهوشي ضعيف شده يكم بازي ميكنه سرشو ميزاره رو زمين يا مياد بغلم استراحت ميكنه
ستيا كه يه سره همه چيو ميگرفت بلند ميشد الان يبار كه بلند ميشه با كمك مبل ديگه بدنش جون نداره
حالا ميگن عمل مجراي اشكي سادس،آره سادس اما از لحاظ پزشكي و براي پزشك
بچه خيلييييي اذيت ميشه هم بخاطر بيهوشي هم ترسي كه ميمونه تو دلش🙁🙁🙁🙁
مامان کیسان💙 مامان کیسان💙 ۱۱ ماهگی
اینجا دیگه تکرار مکرراته و زیاد شنیدید دیگه ازش می‌گذرم. ساعت ۷ شب زایمان کردم ولی تا ۱۲ شب تو ریکاوری بودم چون فشارم از ۱۷ پایین نمیومد و حالم خیلییی بد بود. بالاخره ۱۲ شب منو بردن به سمت بخش. مامانم و همسرم اومدن بالاسرم و من خیلییی خوشحال بودم که اون روزای سخت گذشت. ولی خب نگو قراره خیلیییی سخت تر از اینا رو ببینم!!
تو بخش هم تقریبا ۳ یا ۴ تا سرم بهم وصل بود و دکتر اومد گفت چون ۲۰ ساعت کیسه آبم پاره بوده امکان عفونت هست و برای همین داری آنتی بیوتیک میگیری. فشارمم همچنان بالا بود و گفتن احتمالا ۳ روز بستری هستم. فرداش بعد از تایم ملاقات اومدن پسرمو بردن. گفتن یه سری آزمایش می‌خوان بگیرن. بعد دو ساعت همسرم اومد گفت بچه رو باید ببرن nicu. میگن یکم عفونت داره و باید رفع بشه. من خیلیییی وحشت کردم!! گفتم عفونت چی؟؟ چرا؟؟ چی شده؟؟ کلی که پرس و جو کردیم متوجه شدیم تایم طولانی پاره بودن کیسه آب کار دست پسرم داده و بدنش عفونت گرفته😭😭 کلی بوسش کردم و گریه کردم و دادم که ببرنش
هر زنی بعد از سزارین استراحت داره، همه دور و برش میگردن. ولی من از همون لحظه رو پا بودم تا دو هفته بعدش😭😭
بعد از ۳ روز بالاخره من مرخص شدم. پسرم همچنان بستری. هربار که می‌رفتم nicu جیگرم کباب میشد. زردی هم گرفته بود و شده بود غوز بالای غوز!! عفونت و زردی هردو باهم مانع خوب شدن همدیگه میشن. من رفتم اتاق مادران بیمارستان که تا روز مرخص شدن پسرم پیشش باشم. خلاصه کارای ترخیصم انجام شد و من اسباب کشی کردم به اتاق مادران. مامانمم رفت خونه و با همسرمم قرار گذاشتیم مرخصیشو خراب نکنه و بره سرکار تا وقتی برمیگردیم خونه تازه بیاد مرخصی
مامان نویان مامان نویان ۱ سالگی
سلام مامانا
من بچم خیلی ییوست داشت یعنی دستشوییش خیلی سفت بود بزور میومد بقدری زور میزد که کبود میشد چشماش پرآب میشد دیگه جیغ میزد گریه میکرد هرکاری کردم خوب نشد دکترم بردم یه شربت داد بازم خوب نشد هروقت زور میزد میخواست دستشویی کنه اصلا گریم میگرفت
یه شب با یکی دوستام چت میکردم گفتم نویان اینجوره عکس یه شربت فرستاد گفت بچه منم همین بود اینوخورد خوب شد.به شوهرم گفتم شوهرمم یه اخلاقی داره هیچ دارویی رو بدون نسخه دکتر نمیگیره چندروز گذشت یه شب بیرون بودیم بردمش داروخانه شربتوگرفتم بهش الان ۳ روزه دارم میدم روز اول که هیچی ولی این ۲ روز قشنگ بدون اذیت شدن دستشویی کرد تازه دستشوییشم سفت نبود روزی ۲ بار دستشویی میکنه اصلا سبک شد بچم
عکسشو پایین میذارم
هیچ ضرری نداره خوده داروخونم گفت خیلی خوبه
این قطره آنزیم های هضم غذارو زیاد می‌کنه یعنی باکتری های مفید روده رو تقویت می‌کنه تا بهتر و زودتر عمل هضم و دفع رو انجام بده
هر۱۲ ساعت ۷ قطره
دوستم گفت تا یه هفته بده دیدی خوب شد قطع کن
الان که ۳ روز شد واقعا راضیم امشب بهش پیام دادم خدا خیرت بده
بچم راحت شد
یکسره هم در حال بادخالی کردنه💨 معده و روده بچم سبک شد
عکسشو گذاشتم میتونید تو گوگلم بزنید سرچ کنید
مامان یزدان مامان یزدان ۱۰ ماهگی