۱۵ پاسخ

از حرفات مشخصه دلت نمیخواد طلاق بگیری

مطمئنم برمیگردی
دیر یا زود

عزیزم میدونم برات سخته ولی کاش پشیمون میبود کاش اونم دلش بزندگیش زن بچش میسوخت مگه خودت نگفتی باز دنبال این کاراشه خوب ادم لاشی بگو بشین عین ادم زندگی کن چرا اینجوری میکنی چرا قدر زنتو نمیدونی مگه زن با زن چه فرقی داره اگه میخواستی دنبال لاس زدن زنا باشی اصلا چرا زن گرفتی دختر مردم بدبخت کردی لعنت بهت مرد

ن عشقم تو باید جدا شدی ادم با این جور ادم ها پیر میش

چقدددددد گندش کردی
وقتی میگه میخاد حرف بزنه ینی میخاد بماله بهم
بچه هم طبیعیه. بچه من سوار ماشین همسایه هم میشه

فقط احساسی نشو این مدل زندگی یه مدت اذیتت میکنه اما اگه واقعا میخوای جدا بشی نباید ناراحت بشی الان عذاب وجدان میاد سراغت باید قوی باشی انشالله هرچی صلاحته عزیزم هم زندگی هم جداشدن سختی های خودشو داره

قشنگم میدونم غصه میخوری فکر میکنی دلیل کریه ی بچه ت تصمیم تو بوده
ولی بچه ها همینن
الان پسر من خونه مادرشوهرم میره نمیاد با گریه میاریمش
خونه مامانم میره یا خواهرم با هزار بدبختی میارمش پس فقط بچه تو نیست یا بخاطر شرایط نیست ، طبیعیه همه بچه ها همینن خودتو سرزنش نکن یا ناراحت نباش

اتفاقا من خوندم خداروشکر کردم معلومه نمیخواد بچه رو بگیره یا سر بچه اذیتت کنه

خراب کردن ی زندگی با بچه خیلی سخته کاش اینو مردا بفهمن ک انگار راحت همه چیو نزارن زیر پاشون

تو چ شرایط سختی هستی الهییی ک خدا بهت قدرت و توان بده بتونی خودتو نجات بدی
اما با چیزایی ک خوندم از تاپیک هات فکر نکنم این آدم عوض بشه حتی تلاش درست حسابی نکردن واسه برگردوندن تو

درخواست میدی من پرم

شوهرت اظهار پشیمونی رو باید به خودت بگه حالا منتظر بمون ببین چ حرکتی می‌تونه بزنه مردا خیلی پرو شدن

فقط صبرکن یه مدت دیگه خونه بابات بمون خدارو چه دیدی شاید واقعا توبه کرد و آدم شد
اگر قصدت جدایی هست از امروز همه جا باز هست اقدام کن ببین اصلا جدی میگیره قضیه رو یا نه.

منیم بالام ینی چی

عزیزم هر کسی تو زندگی لیاقت یبار فرصت دادنو داره .....بخاطر بچت برگرد پا بزار رو دلت یمدت صبر کن اگ دیدی نشد نمیتونی بعد ک حداقل مواخذ دلت نشی بعدا من خودم زندگی سابقم 7 سال تلاش کردم ب دل بچت نگاه کن

الهی عزیزم
اصلا برنگرد به اون جهنم

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
اومدبم سهریتان خونه مادرشوهرم بچه ها خونخ جاریم دعوت بودیم ناهار
بعد ناهار خوردیم بچه من فقط راه میرف کاری نمیکرد مادرشوهرم بلند میگ بیایید برید دیگ خوردید دیگ چی میخایید الان آخر کاری یع چیزیو میشکونه من هیچی نگفتم باز گف نمیرید پاشید برید من ب شوهرم گفتم
شوهرم نشسته بود پا نمیشد لباس بچه رو پوشوندم پاشدیم مادرشوهرم میگ بشینید پدرشوهرت یه جا عید دیدنی بره بعد اینم ببرید خونه من نمیام. منم گفتم از اول میگفتی بشینید دیگ ۱ساعت هی میگی پاشید برید پاشید برید. بعد شوهرم میگ چرا بلند گفتی اومدین تو ماشبن کلی داد میزنه میگ ری دم دهن مادرت فلان از حرص دستم گز گز میکنه
مادرش اینا کلا با صدای بلند حرف میزنن من صدام تن صدام پایینه اونو گفتنی مث خودش تن صدام بالا بردم بشنوه
الان چ واکنشی نشون بدم مادرشوهرم اومد خونه چیزی گف چی بگم انقد هیچی جوابشونو ندادم بخاطر این حرف انگار چی گفتم جاری بزرگم از خون ش بیرونش میکنه چیزی نمیگ منو میخان قورت بدت انقد ک همیشه ساکتم
فرزند مادر کودک نوزادنارس
شیرخشک مای بیبی
ریفلاکس بچه
مای بیبی شیرخشک
ریفلاکس
مادر کودک