۵ پاسخ

سلام مامان یادخودم افتادم دقیقا تا یکماهگی دخترم پیش مادرم بودم خونه خودم غریبی میکردم روز اول نمیتونستم درست دخترمو بخوابونم حس عجیبی بود ولی خب کم کم عادت کردم و شوهرمم خیلی تو کارا خونه کمک حالمه ناگفته نمونه خونواده شوهرمم تنهام نزاشتن

من مامانم بعد ۱۰ رو میخاست بره همینکه سوار ماشین شد زدم زیر گریه خیلی سخته

تا مجردیم میخوایم شوهر کنیم ازدواج ک کردیم دلمون خانواده خودمونو میخواد

منم چند وقته ک انگار افسرده شدم دلم آشوبه

موافقم مامان منم بعد سیزده روز رفت کلی گریه کردیم حالمون خرابه

سوال های مرتبط