۱۶ پاسخ

وقتی تنهام باپسرم لباس گشادو راحت میپوشم وقتی شوهرم میاد تاب شورتک میپوشم

منم مدام فقط شورت می‌پوشم مخصوصا تابستون که اصلا نمیتونم شلوار بپوشم

والا من از بس درگیر بجه داریم خودم هفت جدمو یادم رفت

من اگه پایین تنه پری داشتم میتونستم تیپای خوبی بزنم ندارم 😞

من الان پامه حس خوبی هم دارم کییییف میکنم

این خانمایکه الان اینجان چرا یه گروه روبیکا نزنیم حرف بزنیم مغز همو تلیت کنیم😂😂😂

خیلیم خوبه😂

ولی خدا خوبه زن به خودش برسه لباس قشنگ بپوشه شیک باشه خیلی برایه یه زن واجبه

😄😄😄😄😄عزیزم

😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣

من یا تاپ بندی با شورتک میپوشم
یا پیراهن بندی کوتاه که بیشتر پیراهن تنمه وقتایی که پریودم شورتک میپوشم

من با پیرهن ساحلی بلند. بدون سوتین و شورت. یه کولری واسه خودش

وای من وقتی خونه مامانم میرم مجبوری شلوار مامانمو میپوشم ایقد سوژه خنده شوهرم میشم😂🤣🤣🤣🤣

اه خیلی خنکه🚶‍♀️

تصویر

😂😂من
تو خونه باید راحت بود لباسام راحته ولی تمیز و مرتب

من همش شلوارک و شرتک

سوال های مرتبط

مامان بچه ی مامانش مامان بچه ی مامانش ۱۲ ماهگی
قسمت دوم

راستیتش همسرم خیلی زودتر از سنش رشد کرد،یهو بزرگ شد ،یه پسر شیطون ،خوش سرو زبون وقد بلند و البته یکم تپل و با نمک که خیلی تو چشم بود و خیلی دخترا دنبالش ،ولی من هنوز خیلی کوچیک بودم ،جوری که اون وقتی سن جذابیتش بود ،من یه دختر کوچولو بودم که نه بلد بودم ارتباط بگیرم ،نه حتی اعتماد به نفسشو داشتم
از همون دوران من به طرز دیوانه واری دوستش داشتم فک کنم ابتدایی بودم
وقتایی که مثلا سالی یکی دوبار میدیدمش همش سعی میکردم دختر خوبی باشم ،مثلا برا مامان باباش میوه میاوردم ازین کارا میکردم که منو عروسشون بگیرن 😆😆در این حد تباه و بچه گونه
یادمه یبار عروسی پسر داییم بود که همسایه دیوار به دیوارشونه ،مام رفته بودیم ،قشنگ یادمه جا کم بود دم راهرو نشسته بود ،منم مثلا تیپ زده بودم ،دیگه کم کم راهنمایی میرفتم یا کلاس پنجم بودم دقیق یادم نیس ،میخاستم ازین راهرو رد بشم برم داخل قلبم اومد تو دهنم ،واقعا حس میکردم قلبم داره میریزع ،با کلی خجالت از جلوش رد شدمو یه سلام و حالو احوال هول هولی و دستو پا شکسته کردمو  رد شدم ،تااا شب اینو تو ذهنم مرور میکردم ،خدای من چقدر با خودم کلنجار میرفتم که باهاش حرف بزنم ،حرف عادی ها ولی نمیتونستم

پوشک شیر خشک فرزند پروری