۱۲ پاسخ

دختر مگه بهت نکفتم زنگ بزن بگو یا پولمو ب نرخ روز پس میدید یا شکایت میکنم؟
گفتم با ی وکیل صحبت کن اون قشنگ راهنماییت میکنه چرا هی موندی تا هرکاری دلشون میخواد بکنن؟

تقصیره شوهرته ک مرد نیس.ماشینتو ندیا‌.اینم میره تو جیب مادره و شوهر بی بخارت،ببخشیدا

تایپیک قبل چیژی نیس

بگو نمیخاد ماشین عوض کنی گرم طلاهامو بدی با ماشین شوهرم هرروز بعشون زنگ بزن یاداوری کن

خب ذاتشونو شناختی مثل خودشون باش چرا هیچی نمیگی من بودم پشت تلفن شوهرمو جرمیدادم میداشتم بغل باباش 🫤 عقل داشته باش پدرشوهرمن جوون بود اینکارو خاهربرادرش باهاش کردن الان ک ۵۰سالشه میگه چقدر خریت کردم حواستو جمع کن دهنشونو ببند

اگه به نامته هیچ کاری نمیتونن بکنن

نده وقتی ب اسمته
مگر اینکه ی ماشین خوب بخرن باز بزنن ب اسمت

خب قبول نکن عزیزم

ینی پدرشوهرت پول بده ماشینت عوض بشه ولی بزنه ب نام خودش؟

ب نامته؟

ماشینت چیه مگه؟

من نفهمیدم چی شد

سوال های مرتبط

مامان زندگی🌱 مامان زندگی🌱 ۲ سالگی
شوهرم چن روزه ما رو گذاشته خونه بابام اینا خودش رفته خونه خودمون کار داشته بره سرکار بخدا این چن روزه اگر سپهر یاد باباش افتاده باشه بهش میگم بیا زنگ بزنم با بابا حرف بزن میگه بابا نه 🤦‍♀️ درصورتی که وقتی خونه خودمون بودیم دائم چسبیده بود به باباش شوهرمم میگفت منو بیشتر از تو دوست داره اما الان میفهمم با اینکه بچه اموهر روز می‌بردم پارک و بیرون اما باز حوصله اش سر میرفت و نیاز به تنوع داشت واسه همین پیله می‌کرد به باباش که ببره بیرون و با ماشین دور بزنه از وقتی اومدم خونه بابام اینا اینقدر اینجا سرش گرمه که یادی دیگه از باباش نمیکنه حتی اسمش هم نمیاره که بگم یهو یادش افتاده 🤭
پوشک انومالی مولفیکس مای بی بی گهواره بچه زایمان سونو دوقلو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس مولفیکس بی بی گهواره بچه زایمان سونو سونو دکتر بهداشت قد وزن دورسر کولیک رفلاکس پوشک شیرخشک شیرخشک پوشک انومالی مولفیکس
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
چند روز پیش شوهرم گیر داد بریم همون مغازه ای خرید کنیم که مغازه دوست اکسم بوده، و تا جایی که من اطلاع داشتم اونجا خیلی رفت و آمد داشته
منم اصلا دلم نمیخواست ببینمش
خیلی خیلی عاشقم بود و دوسم داشت یجورایی نادیده گرفتمش دوس نداشتم همو ببینیم چند ساله که ازدواج کردم ندیده بودمش
به شوهرم گفتم اونجا نریم بدم میاد همیشه پره پسر جوونه شوهرم گفت نه بیا بریم چیه مگه
گفتم اصرار کنم شک میکنه
گفتم پس کسی بود ما نمی‌آیم تو مغازه تو تنها برو
رفتیم هیچکس نبود با خیال راحت داشتم خرید میکردم
که یهو صداش اومد وارد مغازه شد با دوستش که پشت صندوق نشسته بود حرف زد ما پشتمون بهش بود ولی من یه لحظه نگاه کردم خودش بود
گفتم الان میاد میشینه رو در رو میشیم قلبم داشت از جا کنده میشد نفسم بالا نمیومد به شوهرم گفتم میشه بریم همینا خوبه دیگه
تا برگردیم رفته بود خداروشکر
شوهرم داشت لفتش میداد که خودم سریع به فروشنده کارتو دادم حساب کرد اومدیم بیرون
امیدوارم هیچوقت آه و نفرینش منو نگیره پسره خوبی بود اما انتخاب من نبود و خبر نداره بچه دار شدم
گاهی به زندگیم که نگاه میکنم حس میکنم نفرینش منو گرفته
همیشه تو اوج گریه هام یادش میوفتم عذاب وجدان میگیرم
کاری نکردم فقط از اول حسی بهش نداشتم خودشم میدونست

پوشک
شیردهی
شیرخشک
نوزاد کولیک رفلاکس بهداشت دفترچه سلامت زایمان طبیعی سزارین
نوزاد کولیک
عکس بی ربط