۷ پاسخ

منم برات دعا میکنم ❤️❤️❤️❤️

بهت حق میدم نداشتن کمکی واقعا سخته ولی من کمکی دارم
دخترم ۱سالش شد فهمیدم باردارن الان ۴ماهمه دیشب ب قدری حتلم بد شد ک راهی بیمارستان شدم ضعف بدنی تب و لرز
امروز خواهر شوهر از صبح دخترمو برد پیش خودش ک من استراحت کنم
تو کمکی نداری الهی ک خدا کمکت کنه گلم تحمل کن قوی باش تو از پسش برمیای

خیلی سخته خدا بهت توان بده

من بچ اولم ۱۸ماهش
خیلی سخت خدایی

من سر بچه اولم که دختر بود از طرف خانواده شوهر ترد شدم
کلا پسر دوست دارن
دخترم دنیا اومد به زور اومدن دیدنش
الان ۱۵ سالشه دوباره با دار شدم به اصرار خودم و التماس خودم از خدا پسر خواستم
بچم پسر اما واقعا میخوام انتقام دخترم بگیرم
بیان دیدن بچه نشونشون نمیدم
قربونی کنن بچه گوشتشونو نمیگیرم
چ ن سر دخترم هیچ غلطی:نکردن

عزیزم ناراحت نشو واقعا سخته من وقتی تازه فهمیدم باردار بودم دخترم مریض شد اسهال استفراغ ببین جوری کم اوردم هم تهوع هم بی حالی مردم زنگ زدم مامانم هرچی از دهنم در اومد گفتم همه خرصمو سرش خالی کردم بعدش انقد گریه کردم گفتم کی میای کی به دردم میخوری کی میای خونم یه ساعت مراقبم باشی بیچاره یه ساعت نکشید اومدم فقط زار میزدم ببین ملت درک ندارن قدیما مای امروزی رو با خودشون مقایسه میکنن و فکر میکنن ماهم مثله قدیم غذای سالم داریم یا سالم زندگی میکنیم من خودم بعضی وقتا میگم بچه اولم هنوز کوچیک محبت ندیده سیر نشده بچه مقصر خودمم چون خودم خواستم و الان نمیدونم از هورمونامه خستم خیلی ولی کسی نیست درک کنه🥲🫠

کاش یکم فاصله میدادی بین دوتا بارداری عزیزم واقعا خیلی سخته بچه شیر به شیر…

سوال های مرتبط

مامان والاجان ونداجان مامان والاجان ونداجان ۴ سالگی
خانما کسی چنین چالشی با بچه داره من مامانم تا میاد پسرمو تشویق میکنه به اینکه از ما بد بگه بعد خودش پشت بچه در بیاد ینی الان بچه ای ک کلا همه چیش سرجاش بود تا مامانمو میبینه چقلی یاد گرفته تا یه حرف بد میزنه مامانم میدونه من از حرف بد بدم میاد بهش میخنده نازش میده همین ک حرف منو گوش میکنه هی بهم میگه بچه رو عصبی کردی به بچه گیر میدی هی من سکوت میکنم ولی الان بچه باهام خیلی بد شده مخصوصا خواهرش بدنیا بیاد کنترل برام سخت میشه مامانمم ازوناس ک بد دهنه هرچی دلش میخواد میگه بماند ک دوسالم بود جدا شدن از بابام و من پیشش نبودم الان اگ از عمه و بابام بد بگه ناراحت میشم بهش بر میخوره میخواد منو قانع کنه همه بدن با خواهرای خودشم نمیسازه با داییم قهر الان من همش دلم میسوزه میگم یدونه اینجا میاد اشکال نداره ولی بچه رو با من داره بد میکنه در حدی ک بچه تا یکی و میبینه میگه مامانم بده ولی وقتی با همیم کلا تو بغلمه نازم میکنه حرف گوش میده ولی جدیدنا سر هر چیز کوچیکی مث طلبکارا رفتار میکنه همش فک میکنه من دارم کار بدی در حقش میکنم واسه همه چی گریه و جیغ و داد میکنه بنظرتون چیجوری رابطمو باهاش کم کنم هیچ حرفی نمیشه بهش گفت قیامت میکنه قهر میکنه هرچی دهنشه میگه میره
مامان دخمل نازم مامان دخمل نازم ۲ ماهگی
چندتا پیشنهادم ب مامانای ‌ک وارد 30میشن

چون زایمان یه چیزی غیر قابل پیش بینی هست

پرونده پزشکی سنو وسایلا شناسنامه خودتون وهمسرتون همیشه هرجا رفتید همراهتون باشه
حتی میخواهید یه روزه برید یه مسیر وبرگردید

چون دیگه اون لحظه های سخت ذهن خودتون و اطرافیان دنبال آوردن پرونده نیس

دوم اینکه ب حداقل دوسه نفر همراهی تو بیمارستان نیازه از قبل بهشون بگید هر لحظه نیازشد‌اطلاع دادیم بتونن بیان
یا اگه شرایط اومدنشون نبود یکی دونفر زرنگ و پر دل جرات خبر بدید حداقل تو محیط بیمارستان کنار اطرافیان باشند اگه نیاز شد همراه خودتون بشه

سوم اینکه کیف ووسایلتون از سی هفته آماده آماده کنید
یه گوشه بزارید ک ب محض نیاز شدن کسی ک رفت بیاره راحت همه چی رو برداره پیدا کنه بیاد ن حالا اون بنده خدا گیج میشه ن اونی ک تو بیمارستان هست و از مسیر شهر وخونه دور هست

نکته آخر بگم خیلی صبور بودن رو تمرین کنید مبحث زایمان خیلی سختی‌وچالشه اون لحظه باید با صبر و حوصله باکارکنان
با اطرافیان حرف بزنید چ خودتون چ همسرتون چ همراهی ک هست


و بعد اینکه از الان تکلیف خودتون روشن کنید چ نوعی میخواهید زایمان کنید
اگه شرایط دارید حتما برید بیمارستان درست وخصوصی

انشاالله خدا برا همه آسون کنه این تجربه ها هم اول براخودم گفتم بعد برا همه مادرای گل ک توراهی دارید
مامان اگوری پگوری 🍼 مامان اگوری پگوری 🍼 هفته سی‌ودوم بارداری
سلام مامانا ، من از دیروز خیلی بهم استرس وارد شده، من 20هفته و پنج روز بودم رفتم آنومالی ک گفتن بچه دختره من خودم عشق دختر دارم ☺ بعد اصلا کلا قبل آنومالی همه خانواده شوهرم میگفتن همچیت ب پسر میخوره بچه پسره باز چند وقت پیش مادرشوهرم گف من باور نمیکنم بچه دختر باش همچیت ب پسر میخوره حتی گف ما کله پاچه خوردیم ب نیت تو باز کردم پسر بود حالا تو این مدت یبارم نگفته چیزی میخوای هوس چی کردی کاری داری نداری همش تنهایی گذروندم بعد میگه کله پاچه خوردیم با دخترام ب نیت تو باز کردم پسر بود، بچه اتون پسره نمیخواید ب ما بگید 🙄 هرچیم میگیم بابا گفتن دختره من خودم حتی تو اینی ستا گذاشتم ک بچه ام دختره باز حرف خودشو میزنه 🤦‍♀️ حالا اینا ب کنار دیشب یه فیلم دیدم تو اینس تا خانومه بهش تو آنومالی میگن بچه دختره بعد تو هشت ماهگی ک میره سونو میگن پسره 😐 من الان از دیشب انقدر استرس گرفتم خدا میدونه ینی آنومالی خطا میره؟؟ ازاینورم ب فکر سیسمونیم نمیدونم الان دخترونه بخرم یا ن خیلی نگران شدم میترسم بخوره تو ذوقم 😢