خانوما بیایین یکم حرف بزنیم درددل کنیم
من یه حس هایی دارم
هم خوشحالم ک دارم آخر بارداری نزدیک میشم
هم یه استرس و ترس عجیبی دارم
هم دلم تنگ میشه با اینکه به شدتتتتت بارداری سخت و مزخرفی دارم از معده درد و رفلاکس و تنگی نفس .... دیگه کم آوردم
و بیشتر از همه خوشحالم ک دخترم میاد دیگه تنها نیستم یه همدم دارم
ولی از اون طرف یه حس عجیبی دارم از اینکه ک دیگه خانواده امون ۲ نفره نیست دیگه الویت زندگیمون خودمون دوتا نیستیم الویت جفتمون عوض میشه
دیگه هرجا بخاییم هر زمان ک بخواییم نمیتونیم بریم
نمیدونم متوجه منظورم میشین یا ن
آخه من و همسرم خیلی با هم رفیقیم پایه کارا و دیونه بازیای هم
مثلا دور دور شبونه کورس با ماشین کافه های دیر وقت اصلا انگار مثل قبلا دوست دختر دوست پسریم تا زن و شوهر
حتی دیشب داشتم گریه میکردم ک دیگه قرار نیست اینقدر آزاد باشیم با اینکه جونمون در میره برای این وروجک 😍
شما ها چه حسی دارین من از وقتی شدم ۳۰ این حس های متفاوت اومدن سراغم 🥲🩷

بارداری فرزندپروری زایمان

۵ پاسخ

منم همین حس ها رو تجربه میکنم. طبیعیه بخوایم سوگواری کنیم برای چیزهایی که بعد از بچه قرار نیست به شکل قبل باشن🫂 در عین حال عاشق و مشتاق دیدن بچه ی تو شکممون باشیم❤️🥰
من اتاق کارم رو دادم به دخترم و وقتی میز کار و وسایلم رو جمع کردم تا چند روز بغض داشتم. با اینکه خوشحالم که گل دخترم قراره یه اتاق قشنگ با وسایل خودش داشته باشه😍

سلام عزیزم منم ۳۱ هفته ام و بچه سومم رو باردارم ، تمام حس هایی که میگی و هم تجربه کردم ، هم دارم و طبیعیه ، یه ترس از روزهای ناشناخته... اولش اوضاع پیچیده میشه اما اگه هسرت همراهت باشه و خودت هم نبازی خودتو تمام این تجربه های نابت رو کنار دخترت و همسرت خواهی داشت ... نگران نباش

حس میکنم به تغییرات سوسکی عادت میکنیم. وقتی بیاد حس میکنیم همیشه بوده. مثلا من زندگیم قبل همسرم برام کمرنگ شده و حس میکنم همیشه دونفره بودیم!

من حسای خیلی بدی دارم
همش خونمو نگامیکنم
خونه ای که براخودمون دوتاهمه چیشو برنامه ریخته بودیم
از میزکار بگیر
تاتخت و...
کلا چیدمانم فشردع شد براسیسمونی
بیرون رفتن
مسافرت
یهویی از خونه بیرون زدن
و خیلی چیزای دیگه
پیشرفتی که تو کار دنبالش بودم کنسل شد
همه برنامه هام بهم ریخت
یکم دیگه خودخوری کنم افسردگی میگیرم

منم گاهی فک میکنم اما خب تا کی؟زندگی اینجوری یکنواخت میشه مطمئن باش بااومدن بچه اونم بخصوص ک دختره همچی خیلی قشنگ تر و شیرین تر میشه
و اینم بدون صلاح و قسمت تو این بوده
بچه شیرینیه زندگیه❤️

سوال های مرتبط

مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 مامان 🎀🩷آنیسا🩷🎀 هفته سی‌وهشتم بارداری
۵۰ روز مونده… فقط ۵۰ روز. 🤍
نمیدونم چرا این روزها یه حس عجیبی دارم…
هم از اینکه بالاخره بعد از این همه انتظار، دختر کوچولوم قراره بیاد بغلم ذوق دارم، هم یه جورایی باورم نمیشه که واقعاً فقط ۵۰ روز دیگه مونده.
۵۰ روز تا اینکه این همه لگد و تکون خوردن، این شکم بزرگ، این شب‌های سخت، این انتظار و دلشوره‌ها، تبدیل بشه به یه موجود کوچولوی واقعی که می‌تونم بغلش کنم و صورتشو ببینم.
گاهی انقدر خوشحالم که دلم می‌خواد زمان زودتر بگذره… گاهی هم دلم می‌خواد همین چند هفته باقی‌مونده رو نگه دارم و آروم‌آروم ازش لذت ببرم.
یه عالمه وسیله برای اومدنت آماده کردم، یه اتاق کوچولو، لباسای کوچولوت، کلی ذوق و برنامه… ولی هنوز خودم برای این اتفاق بزرگ آماده نیستم.
نمیدونم وقتی اولین بار ببینمت چه حسی دارم، وقتی صداتو بشنوم چی میشه، وقتی بذارنت بغلم چطور باور کنم که تو همون کوچولویی هستی که ماه‌هاست با هر تکونت دلم می‌لرزه. 🥹
هم خوشحالم، هم می‌ترسم، هم هیجان دارم، هم یه جورایی سر درگمم…
شاید مادر شدن همین باشه؛ یه عالمه حس متفاوت که همه‌شون با هم توی قلبت جا میشن.
۵۰ روز دیگه مونده آنیسا جان…
۵۰ روز تا اینکه بالاخره به جای اینکه از توی شکمم صداتو حس کنم، صدای گریه‌ت رو کنار گوشم بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی دخترم…» 🤍🧸
انگار این ۵۰ روز هم خیلی زیاده، هم چشم برهم بذارم تموم شده… 🥹🤍
مامان نی نی مامان نی نی ۶ ماهگی