۱۰ پاسخ

سخت ترین کار تمیزی یخچال هست😩🤣

دقت کردی هرچیم مرتب کنی تهش بازنامرتبه

چرا آجیل گذاشتی تو یخچال

دلیل اینکه نخ دندون تو یخچاله چیه😅

شهرزاد جون آجیل باید بزارم داخل یخچال؟

منم صبح همین که بیدار شدم یخچال رو تمیز کردم

عزیزم تخم مرغ رو‌تو ظرف دربسته بزارید بهتره🩵

اووممم چقدم خوراکی هست😋😁

اینم چالش باحالیه عکس از یخچال قبل و بعد تمیز کردن البته ما خونه نبودیم تو یخچالم حرف بزنی صدا اکو میشه🤣

یخچالتون مثل یخچال منه 🥲وای ازاین سایدای کوچیک☹️

سوال های مرتبط

مامان 𝘉𝘢𝘳𝘥𝘪𝘢👼🏻🍼 مامان 𝘉𝘢𝘳𝘥𝘪𝘢👼🏻🍼 ۱۳ ماهگی
خوب بیاین میخوام درمورد پوشک مولفیکس و مای بی بی باهاتون حرف برنم دوستان🤌🏻من ا‌ن موقع که تازه بردیا به دنیا امده بود یه بسته مای بی بی سایز۱خریده بودم براش سری دوم شوهرم گیرش نیومده بود مولفیکس گرفته بود ا‌ولین باری که براش مولفیکس استفاده کردم واقعا عاشقش شدم و تصمیم گرفتم تا دوسالگی کلا فقط مولفیکس بگیرم واسش حالا چرا؟؟؟؟
چون:
۱مولفیکس از نظر ظاهری خیلی قشنگ تر بود
۲ظخیم تر بود و قدر جذبش سه چهار برابر مولفیکس بود
۳اصلا حستسیت زا نبود واسه پسر من که پوست حساسی داشت
۴مای بی بی خیلی بو میداد ولی مولفیکس اصلاااااا

حالا از اون موقع تاحالا امشب شوهرم سرکار بود بردیا پوشک میخواست به بکی از رفیقاش گفت اورد براش بعد دیدم مای بی بی باز یه دونشو باز کردم با یه دونه مولفیکس داشتم مقایسه کردم واقعاااااا متوجه شذم که بهترین تصمیمو گرفتم که مولفیکس امتخاب کردم براش
حتی تو عکس هم مشخصه هم ظاهر
هم داخل تو عکس هم مشخصه مولفیکس ضخیم تره
نمیدونم چه طور هنوز خیلی ها پافشاری رو مای بی بی دارن
مدل های دیگشو نمیدونم اخه فکنم مای بی بی چند مدل داره
ولی این مدلش که افتضااااااااحه
مامان 🌸مهوا🌸 مامان 🌸مهوا🌸 ۱۷ ماهگی
خودمم اصلا دوست نداشتم پسرم مدرسه استثنایی بره چون از لحاظ ظاهری هیچ مشکلی نداشت و خیلی خیلی مهربون و دلسوز
و بی نهایت آروم😭الهی مادرش بمیره براش کاش میمردم و بچه م تو این وضعیت نبود برای یه مادر خیلی سخته که از بدو تولد بچش اونو تو درد و رنج و سختی ببینه😭😭😭
ولی خب از طرفی هم راضی نبودم که دائم تو خونه پبش من باشه و دوست و رفیقی نداشته باشه واسه همین شوهرم رو راضی کردم که چند تا مدرسه رو ببینیم اگه بد بود نمیزاریمش
وقتی رفتم دیدم واقعا ناراحت شدم نه برای وضعیت بچه هایی که اونجا بودن ها بخاطر اینکه بچه ی من خیلی سالم بود و اصلا مناسب اون محیط نمیدیدمش
واسه همین تصمیم گرفتیم که کلاس های کار و گفتار درمانیش رو ادامه بده و خودم تو خونه باهاش کار کنم...
الان که چند سال از اون روزا میگذره هر روز بیشتر از قبل احساس پشیمونی و عذاب وجدان میکنم و فکر می‌کنم در حقش خیلی کوتاهی کردیم که به خاطر دل خودمون از مدرسه و اجتماع دور نگهش داشتیم
همیشه به همسرم میگم ما خیلی کوتاهی کردیم در حق این بچه اگه سپهرم ما رو ببخشه خدا نمیبخشه😭😭😭
ولی خب دل مادرانم او لحظه طاقت نیاورد که بچم اونجا بره چکار کنم لعنت به این حس مادرانه😮‍💨🥺
الان وضعیت سپهر خیلی بهتره خدا رو شکر هر سال چکاپ میبرم و توی بدنش هیچ کمبودی نداره و این بخاطر اون صبح تا شب پای گاز ایستادنا وغذاهای مقوی و داروهای خوبی که تونستیم براش تهیه کنیم میدونم
و این کمی خیالم رو راحت میکنه که حداقل از لحاظ سلامتی براش چیزی کم نذاشتم🥺♥️