۹ پاسخ

برا من بچ هها تو دستگاه بودن و بشدت لاغر و زشت😂 من ک ندیدم شوهرمو خودش تنها رفته بود بچه هارو ببینه میگفت هیرا رو ک دیدم ترسیدم .ولی حامی رو دیدم گفتم این واقعا بچه ی منه و خیلی حس خوبی داشتم ...



اینم بگم مادر بزرگ و داییم میگن وقتی تورو بردن اتاق عمل شوهرت نشست و شروع کرد ب گریه اشکاش می‌چکید رو زمین🥲😂❤️ بعدش دیگه اومد منو دید آروم شد ..

من شوهرم گریه میکنه قطعا از الان میدونم😁😁

من همسرم پیشم نبود چون سزارین اورژانسی شدم هیچ کدوممون امادگیشو نداشتیم

برا ماکه خدا بعدپنج سال تودلیمونو دادبهمون همسرمم عاشق بچه مطمعنم چشاش اشکی میشه🥲ولی اگ به درصدهم اشکی نشد خودم چشاشو اشکی میکنم😒🤣

ندیدم من بچمو داده بودن آن ای سیو رفته بود اونجا دیده بود

پاهاش میلرزید بلد نبود بغلش کنه

من که همسرم دستشو می‌زاره رو شکمم بچه تکون‌ میخوره هیچ واکنشی نشون نمی‌ده :/
بش میگم دیدی دیدی تکون خورد
میگه آره :/

خیلی ذوق داشت ، آخه اون عاشق بچه است

منم کنجکاوم بدونم🥹🥹
همین الانش هم وقتی تکون میخوره خیلی ذوق می‌کنه همسرم 🥹🎀

سوال های مرتبط