تجربه ی زایمان طبیعی پارت پنجم ✨🩷

وقتی رفتم‌ دسشویی
مامام گفت میتونی آب گرم بگیری رو شکمت
اشکالی نداره
و خودش هم رف کیسه آب گرم برام آورد و به همسرم گفت اینو وقتی دردش گرف بذار رو کمرش و ماساژ بده
دوباره درد شروع شد
یعنی دردش یجوریه که هر کار بکنی کم نمیشه
دردش
لامصبببب
حالا وسط اون همه دردددد
یهو یک سوسک گندههه
بالدار از زیر پام
همینطور که رو توالت فرنگی نشسته بودم رد شد
اینقدر درد داشتم که با تمام قدرتم پام و گذاشتم روش
کفتم زورم به تو که میرسه 😅😂
درد ولم کرد دوباره
دکتر گفت بیا رو تخت
هرموقع دردت گرف بگو تا نعاینه کنم
یعنی یجوری دردم میکرف
که داد میزدم توروقران ولم کن
دکترم میگف عالیههههه
خیلی داری خوب جلو میری
اصلا نیاز به آمپول فشار نیس
اینا دردای خودته

این روند رو توپ نشستن و
دسشویی رفتن و آب گرم گرفتن و
ماساژ و دستگاه تنس که به کمرم وصل کرد
هی تکرار می‌شد و دردا شدید تر

به من قبل زایمانم گفته بودن که تو وقتی ده سانت فول میشی دیگ درد میره
و تو راحت میشی و فقط حس زور داری

تصویر
۹ پاسخ

وای چه نینی ریزه 🤣😍وقتی دنیا میاد ریزن
پاهاش اندازه سه تا انگشته خدا

ماما چیکار میکرد همه رو که همسرتون انجام داد من ماما داشتم کلا دورم بود دستم تو دستش یا ماساژ میداد یا معاینه یا بچه چک میکرد

واقعا ماشاالله به شجاعتت
سوسک بالدار کشتی😳 اونم با پا🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
من سوسک رو میدیدم دوباره زایمان میکردم از ترس😅😅😅
مخصوصا اگر بالدار باشه
کلا با چیزای بالدار مشکل دارم
شاپرک، یاکریم، کبوتر، ملخ🥴، سوسک
چون معلوم نیست کی پرواز میکنن

مارمولک و هزارپا و عقرب و رتیل مشکلی ندارم باهاشون و راحت میکشم
وای به روزی که پروازی بیاد خونمون

مامان الا بیا بقیش بگو😭

وای منم از سوسک به شدت چندشم میشه میترسم مخصوصا بالدارا😤

اپیدورال استفاده نکردین؟؟

😂😂😂هم خنده داره بخاطرع سوسکه هم گریه دار😭😭😭😭😭چون منم قراره این دردو تجربه کنم ودارم از استرس میمیرم

شما بر اساس پریود چند هفته و چند روز زایمان کردین؟

امروز بر اساس پریود ۳۹ هفته و ۶ روزمه، چیکار کنم درد منو بگیره ؟

سوال های مرتبط

مامان ال ای مامان ال ای ۱۶ ماهگی
قسمت دوم تجربه زایمان طبیعی:
رفتم تو اومدن نوار و قلب و امپول فشار زدم درد هام اومد یکم تو توپ نشستم دیدم نه خیر اذیت میشن درد هام هم قابل تحمل بودن به خصوص وقتی زیر اب گرم مینشستم رو توپ با اب گرم خیلی خوب بود
فقط وقتی درد هام میومد حالت خواب میرفتم با زور چشامو باز میکردم که ورزش کنم
دکترم اومد معاینه تحریکی کرد برا باز شدن دهانه رحمم تو ۳ساعت پنج سانت باز شد دهانه رحمم بعدش دیگه رو توپ نشستم اب گرم گرفت رو رو کمرم منم توپ میرفتم
خلاصه به جایی نرسید که ماما بخواد ماساژ بده و..
نمیدونم یهو فقط دیدم بهم فشار میاد حس کردم دسشویی دارم نشستم وسط حموم زور دادم زور دادم وقتی دیدم فشار زیاد شد ماما خصوصی هم برا چند لحظه بیرون بود صداش زدم اومد معاینه کرد و چشاش اینجوری شد 😳
گفت افرین زور بده منم نفسمو حبس کردم و زور دادم با تمام وجود فک کنم زور چهارم پنجم بود البته بگم منم یکم اروم زور میدادم اخراش دیدگه محکم و خوب زور دادم و نفهمیدم اصلا چی شد چون لگنم اماده اماده بود و منی که تو رابطه اذیت میشدم اصلا نفهمیدم چجوری دخترم پرید بیرون 🤣
و گذاشتن رو شکمم
مامان محمد و سبحان مامان محمد و سبحان ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی دومم
پارت ۶
سریع زنگ زد به ماماهمراهم گفت بدو که ۵و۶سانت باز شده اونم پنج و شش سانت خیلی خوب سریع خودتو برسون که الان زایمان میکنه
تا ماماهمراهم بیاد ماماهه برام سرم وصل کرد و آمپول فشار داخل زد و کیسه آبم هم پاره کرد تو همون حین هم نوار قلب میگرفت گفت وقتی کیسه آب پاره میکنیم باید یه مدت صدا قلب بچه گوش بدیم من دردام خیلی شدید شده دلم میخواست از تخت بیام پایین و راه برم چون انگار اونجوری تحملش برام راحت تر بود اما از درد نمیتوستم تکون بخورم تا ماما همراهم رسید ۲۱:۳۰یا شایدم ۲۱:۴۰شده بود وقتی اومد گفتم منو بیار پایین آوردم پایین ایقد درد داشتم نمیتونستم یه جا بند بشم راه میرفتم و تند تند نفس میکشیدم به مامام گفتم میخوام برم دسشویی گفت اما تا رسیدم به در دسشویی یه دردی گرفت پشیمون شدم برگشتم کنار تختم ایقدر درد داشتم که میگفتم گوه خوردم غلط کردم نمیخوااام 😭 ماما بهم گفت خودت رو بنداز رو این پتو که گذاشتم رو تخت اما من اونقدر درد داشتم نمیتونستم تا اینکه دردم رفت خودم رو انداختم رو پتو همینجور که وایساده بود اونم کمرم رو ماساژ داد د‌وباره زیر شکمم و کمرم شدید گرفت اینبار حس دسشویی داشتن و زور زدن رو داشتم زانوم رو خم میکردم و میومدیم یکم پایین مامام بهم گفت نمیخوام اسکات بری گفتم بابا من درد دارم دلم میخواد زور بزنم گفت پس باید برگردی رو تخت ماما معاینه کنه احتمالا ۸ یا شایدم ۱۰سانت شدی
مامان آیه 🌱 مامان آیه 🌱 ۱ ماهگی
شب دکترم پیام داد که خوب استراحت کن که فردا بتونی همکاری کنی
ماما هم پیگیر حالم و شرایطم بود ، صبح رفتیم با همسرم بیمارستان نیکان سپید که چقدرررر از کادرشون راضی بودم و هنوووزم دلم میخواد برم مامای اون روزو ببوسم که خیلی هوای منو همسرم رو داشت ، nsd ازم گرفتن و با دکترم تماس گرفتن ، من انقباض نداشتم اما یک سری حرکات ورزشی روز زایمان رو که ماما باهام کار کرده بود رو شروع کردم به انجام دادن ، دکتر اومد بیمارستان پیشم ، معاینه کرد گفت دو فینگر هستی و حین معاینه کیسه آبم رو زد که همین باعث شد انقباضام دو دقیقه دو دقیقه بشه ! در مورد دردش بخوام بگم واقعا درد زیادی داشت ، رفتم روی دستشویی فرنگی نشستم و همسرم روی شکمم آب گرم میگرفت و من وقتی انقباض نداشتم از شدت درد انقباضام خوابم میرفت! بعد دکتر اومد بهم گفت شروع کن ورزش کردن که زودتر فول بشی ولی واقعا دردش طوری بود که با گریه به همسرم میگفتم نمیتونم ورزش کنم که اونم مدام بهم میگفت اگر دیدی از عهده ات خارجه بگو سزارین انجام بدن هیچ ایرادی نداره ، توانمو جمع کردم شروع کردم ذکر گفتن و مطابق چیزهایی که ماما قبلا گفته بود ورزش کردم و حرکت میزدم ، این حین معاینه ام کردن گفتن پنج سانتی! به همسرم گفتن کمر و لگنم رو با روغن سیاهدونه ماساژ بده ، حین ماساژ های همسرم ورزش ها رو انجام میدادم که اومدن مجددا بررسی کردن ، دکتر گفت فول شدی ! تخت رو از حالت تخت عادی به تخت زایمان تغییر دادن و دکتر گفت هربار دردت گرفت به ما بگو ،
مامان علی👼 مامان علی👼 ۸ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
بیشترین درد درد پاهام بود اصلا نمیتونستم تحمل کنم دردش برای این بود که بچم داشت میومد پایین و کل لگنم درد میکرد
دردام بیشتر بیشتر می‌شد از شدت درد نمیدونستم ساعت چطور داره میگذره تو اتاق زایمان ۳ نفر بودیم ماما همراهم ساعت ۸ صبح اومد و معاینه کرد گفت ۵ سانتی و سر بچه هم حس میشه و من دردی داشتم که اصلا تحمل نمیشه دردش اصلا نمیدونی چه دردیه و هی می‌گرفت ول می‌کرد وقتی ول می‌کرد نمی وستم چطور خابم میبرد و یدفعه دردا شروع شدن اونای که باهم بودن تا ساعت ۱۰ زایمان کردن و من از ساعت ۱۰ دیگه دردام جوری شروع شد که انگار روی آتیش نشستم کل بدنم داغ بود و درد رو اصلا نمیتونستم تحمل کنم و حس میکردم پاهام دارن جر میخورن از درد و ماما همراهم برا یه چهار پایه کوچیک گزاشت گفت برو بالا بیا پایین و رفت کارای زایمان اون دوتا خانم رو انجام داد و من از درد نمیتونستم پاهام ببرم بالا ساعت ۱۱ شد که لختم کردن گزاشتن تو جکوزی آب گرم آب گرم یکم دردم رو کمتر می‌کرد تو جکوزی ۷ سانت رفتم و بهم گفت حالت دستشویی کردن بشین تو آب ولی جوری حس فشار به لگنم داشتم که حس میکردم دارم میرم
مامان عدنان مامان عدنان ۱۱ ماهگی
مامان روشنا خانوم💗✨ مامان روشنا خانوم💗✨ ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
ساعتای ۱۲ دیگه نتونستم تحمل کنم دوباره رفتم بیمارستان دوباره معاینه کرد ۴ رو به پنج برو کارا بستریتو کن دیگه من لباس اینا پوشیدن دردا همش بیشتر میشد رو توپ نشستم و لگنم چرخوندم دردا بیشتر میشد همش از مامام می‌پرسیدم چند ساعت دیگه زایمان میکنم می‌گفت نزدیکی خیلی خوب داری پیش رفت می‌کنی واقعا هم فاز فعالم خیلی زود پیشرفت کرد معاینه کرد گفت هفت رو به هشت سانت کیسه آب کاملا پایین یکم فشار بیارم باز میشه که شد دیگه بعد از باز شدن کیسه آب حالت سجده گرفتم و خودش با روغن اسطوخودوس ماساژم داد حس زور داشتم دیگهههه درد نداشتم زوررر داشتم خود زور میومد معاینه کرد گفت ۹ ساااتننتت🥲🥹🤣حالا من همش می‌پرسیدم کی زایمان میکنم ؟کی تموم میشه؟گفت خیلی خیلی نزدیک شاید نیم ساعت دیگه من لبخند میزدم
زوررر میومد باید پاهام جمع می‌کردم زور میزنم ماما هم پرینمو هی میکشید اینور اونور جا باز میکرد ولی تا زورم تموم میشه دست میکشید
مامان تمشک مامان تمشک ۶ ماهگی
ساعت ۱۱ و ربع بود که دکتر اومد معاینه کرد گفت که ۳ سانت شدم و کیسه ابم‌ رو برید یکساعت بعد اومدن برای معاینه گفتن که حق نداری از سرجات بلند بشی چون سر بچه تو لگنته منم خیلی ترسیدم ساعت ۱ و نیم شب بود که خوابم برد و ساعت ۳ از درد بیدار شدم دردم که آرومتر میشد خوابم میبرد ولی ساعت ۵ شدت گرفت و ۵ دقیقه یکبار درد داشتم و همه ش رو تخت وول می‌خوردم صبح ک شیفت پرستار ها عوض شد یه خانم مهربونم تر از بقیه اومد که خیلی مهربون بود همه ش میومد و می‌رفت گفت برو توی سرویس و آب گرم رو به شکم و کمرت بگیر خیلیییی عالی بود برام عطر آورد و به مچ دستم رد گفت هر وقت درد داشتی نفس عمیق بکش اینو بو کن اما نفس عمیق کجا بود...!
من پریودی هام زیاد درد نداشتم همه ش مامانمو صدا میکردم که بیاد و روی شکمم رو ماساژ میداد دستش که گرم میشد دل دردم خوب میشد صبح چندباری همون ماما معاینه م کرد وقتی درد داشتم معاینه م میکرد انگار که دردم آروم میشد و راحت بودم تا دستشو میکشید بیرون بازم همون درد رو داشتم و آروم نمیشدم