این عکس ده روزگی دخترمه.چون گفته بودین از زایمانم بگم میگم
من ساعت یک شب چهارشنبه بخاطر نشتی کیسه اب بستری شدم و هیچ‌دردی نداشتم و البته از سر شب نشتی داشتم ولی دیر رفتم
خلاصه ساعت دوونیم یه قرص زیر زبونی دادن و ساعت چهار دوتا امپول فشار و ساعت پنج دردام شروع شد و وقتی مامام معاینه کرد گفت هنوز دوسانتی😫دردم خیلی شدید شد تا پنجونیم ازش خ‌استم ازاون گاز که ادمو منک میکنه بده 😂گفت نه نمیشه دکتر زیر چهارسانت اجازه نمیده ولی من دادوووو بیداد😂 بعد‌یک ربع باز ازش خواهش کردم بیا بدههه گفت بذار معاینت کنم ببینم چرا انقد سروصدا میکنی وقتی معاینه کرد خ.دشم تعجب کرد یه ربع قبل دو سانت بودم و اون موقع نه سانت و کمک کرد فول شدم 😁 و رفتیم تخت زایمان و راحت بدنیا‌اومد کل پروسه درد من از درد اروم تا درد شدید شد یک ساعت و ساعت شیش بچم بدنیا اومد
ناگفته نماند من خیلی ادم مذهبی نیستم اما دوروز اخر خیلی سوره انشقاق رو خوندم به امتحانش می ارزه ❤️ انشالله هرکی بچه دار نمیشه بچه دار شه

تصویر
۱۵ پاسخ

مبارک باشه عزیزم
چه تپلی و نازه
ورزش اینا میکردی که زود فول شدی؟

اقا من بچم همینقد لپ داشته باشه کافیه قانعم بابا نکنین این کارارو من ضعیف دارم رو لپ دلم رفت ولی بچم بدون لپ باشه در امان تره🥹😂

چقد نازه🥹❤️

خیلی نازه چشم بد ازش دور باشه🤤😍

ای خدا😍

اوخودا لپاشو 😍😍🥴

بیمارستان دولتی بودی عزیزم؟ این گاز بی دردی چیه که میگن تاثیر داره تو درد؟

وووی ننه خدا حفظش کنه🌹🧸🐣

چقد خوب چه زود فول شدی

ورزش و پیاده روی هم داشتی؟

چه گوگولیه🥺🥺🥺🥺اوی خودااا

ای جانم ماشالله چقدر نازه خدا حفظش کنه😍
ممنون که تجربه ات رو گفتی

ننه هزار ماشالله خداحفظش کنه قشنگ دخترو♥️🌹

ماشاالله🥹💋

خدا حفظش کنه برات🌹

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۳ ماهگی
بعد 4 روز اومدم تجربه زایمان بزارم
یکشنبه صبح بدون هیچ دردی رفتم بیمارستان دو سانت بودم که گفتن باید بستری بشی چون چها هفته رو رد کردی ساعت ده بستری شدم تا ساعت دو اینا همون دوسانت بودم دردم نداشتم تا ساعت چهار که چهار سانت شدم بازبدون درد که دیگه گیر کردم توی چهار سانت ساعت 5.5 عصر وایسه آب رو پاره کرد دکتر،دردا کم کم داشت شدید میشد بدون اینکه دهانه رحم پیشرفت کنه تا ساعت 7.5 همون چهار سانت بودم که دکتر گفت نه دهانه رحم نرم میشه ونه بیشتر باز میشه که دو تا آمپول نرم کننده زد چند دقیقه بعدم آمپول فشار که اصلا افاقه ای نکرد دردا شدید بود اما هیچی به هيچی ساعت ده شب دکتر خودش معاینه کرد گفت سر بچه کاملا تو لگنه وانگار گیر کرده اگر تا نیم ساعت یا یه ساعت دیگه زایمان نکنه احتمال خفگی بچه هست بعد یه امپول زد
سر نیم ساعت شدم نه سانت ساعت ده وچهل وپنج دقیقه هم دخترم بدنیا اومد در کل نسبت به زایمان اول راحت تر بود تو زایمان اول هفت ساعته زایمان کردم سر این از زمان شروع درد تا زایمان پنج ساعت طول کشید انگار بعد زایمان من اون آدم پنج دقیقه پیش نبودم که انقدر درد داشتم دردا تموم شد ورفت الانم فقط یکم بخیه ها خشک شده واذیت میکنه
مامان ماهلین مامان ماهلین ۸ ماهگی
و منم هم زایمان کردم تحربه من از یه زایمان بد و پرخطر😐
جمعه ساعت ۱۲ بستری شدم با دوسانت نیم ساعت یک کیسه ابم پاره شد امپول فشارم بهم زدن دردای بدی داشتم تا ساعت شیش عصر خیلی درد داشتم فقط چهار ساعت باز شده بود امپول اپیدروال زدم بخاطر درد زیاد تا ۹ شب درد نفهمیدم خیلی میومدن معاینه میکردن تا کمک کنن دهانه رحمم باز بشه انواع ورزش روم انجام دادن اتاق پر خون بود ساعت ۹ شب ۶ سانت بودم دو تا همزمان سرم فشار بهم وصل کردن بی حسی امپول پریده بود دردام شروع شد بود داشتم میمردم همش معاینه میکردن تا ۱۱ شب ۸ سانت بودم ماماها به دکترم میگفتن پیشرفتی نداره بیشتر از ۸ سانت باز نمیشه دکترم میگفت ن خوبه ۱۲ شب شد باز نشد همش میگفتن مادر فرزند از دست میدیم دکترم قبول نمیکرد حالم خیلی افتضاح بود در حال مردن بودم اخر گفت تا دوشب صبر کنید باز نشد بیارید اتاق عمل دو شد من ۸ سانت بودم دیگ داشتم بیهوش میشدم اخر بردن سزارین بچه رو برداشتن من زایمان کردم
مامان بردیا مامان بردیا ۱۴ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6