۳ پاسخ

منم اینجوریم شوهرم و مادرشوهرم خیلی باهاش حرف میزنن ولی بد ب مادر شوهرم وابسته شده🤕🥴شبا پیشش می‌خوابه پوشکش رو گاهی اوقات عوض میکنم بیشتر وقتا بغلش آروم میشه انگار فقط من شیرش میدم😂صبح ها ک میاد از بغلم برش میدارع بخوابم چ کیفی میدع از این شرایط راضیم ولی میترسم برم خونه خودم گریه کنه

همه ازم دورن😪😪💔

من هم بعضی اوقات خداروشکر میکنم که هستن هم کفرم در میاد
مثلا من خر دیروز عصر قهوه خوردم
بعد احمد وای دیشب دو ساعت یه بار بیدار میشد شیر میخواست
ن می‌تونستم سعی کنم بخوابم نه می‌تونستم کاری بکنم
دیگه نه صبح بچه پر انرژی بیدار شده بود
فرستادمش بعد چند روز پیش خواهر شوهرم

سوال های مرتبط